معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

معرفی فیلم "ویژه نیمه شب" / تجربه جدیدی برای رسیدن به هدف زندگی

نوشته شده توسط 
آخرین ویرایش در سه شنبه, 10 فروردين 1395 ساعت 14:15
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
معرفی فیلم "ویژه نیمه شب" / تجربه جدیدی برای رسیدن به هدف زندگی معرفی فیلم "ویژه نیمه شب" / تجربه جدیدی برای رسیدن به هدف زندگی

سی و یک نما- چهارمین فیلم جف نیکولز با عنوان "ویژه نیمه شب" (midnight special) چالش های رابطه پدر و فرزندی را با داستانی علمی-تخیلی به نمایش می گذارد.

جدیدترین فیلم علمی-تخیلی جف نیکولز به نام «ویژه نیمه شب» (midnight special)، داستان پدری را روایت می کند که پسرش را ربوده تا او را از شر اعضای یک فرقه مذهبی نجات بدهد. پیشوای مذهبی این فرقه این پسر خردسال را مسیح تازه ای می داند که فرستاده خداوند است. از طرفی پلیس محلی تگزاس و اف بی آی به دنبال این پسر خردسال می گردد.

پسر خردسال این فیلم تواناییهای منحصر بفرد و فراانسانی دارد. از جمله: دسترسی به اطلاعات محرمانه درباره بمبها و حتی اطلاعات درباره نابود کردن کره زمین.

lead_960.jpg

مایکل شانون، هنرپیشه نقش پدر فیلم می گوید: «یکی از پرسشهایی که طول عمرش به اندازه طول عمر بشر است، سوال درباره این است که چرا و چگونه آفریده شدیم. و هدف از زندگی چیست. این سوالها برای همه مطرح می شود. او با همه این پرسشها پیش از داشتن پسر هم روبرو بود اما بودن پسرش باعث می شود که او برای وجود خود دلیلی پیدا کند.»

از دید پلیس این پسربچه یک اسلحه مرگبار و خطرناک است. در حالی که از دیدگاه پدر، او فقط کودکی است که نیاز به کمک دارد و باید هر چه سریعتر نجات پیدا کند.

چهارمین فیلم جف نیکولز در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و تمجید شماری از منتقدان را به همراه داشت. به عقیده ستایشگران این فیلم، «ویژه نیمه شب» دائما تماشاگر خود را شگفت زده می کند.

maxresdefault_1.jpg

جیدن لیبرهر بازیگر نقش پسر خردسال فیلم درباره هنرپیشه نقش پدر می گوید: «همبازی بودن با او در صحنه های مختلف و انجام کارهای مختلف به من اجازه داد که ببینم او واقعا چه شخصیت جالبی دارد. هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک پدر. این که او در زندگی واقعی هم یک پدر است، کار را برای آو و من آسانتر کرده بود.»

کارگردان فیلم، که متخصص ساخت فیلمهای علمی تخیلی است به نظر می رسد که در این فیلم در تجربه های جدید خود در این گونه سینما بخوبی عمل کرده است. او توانسته است چالشهای رابطه پدر و فرزندی را بخوبی در یک داستان مرتبط با پرسشهای بنیادین فلسفی و مذهبی به نمایش بگذارد.

جف نیکولز که مثل فیلمهای قبلی خود نویسنده فیلمنامه هم بوده، آن را ادای دین به فیلمهای حادثه ای دهه هفتاد میلادی می داند.

 

1 نظر

  • پیوند نظر شنبه, 10 شهریور 1397 ساعت 21:35 ارسال شده توسط مشاور

    سلام و تشکر از نقد زیبا و حرفه ای شما.بله من هم موافقم که داستان فیلم را صرفا با یکبار دیدن فیلم نمی توان به طور کامل درک کرد....و من معتقدم که فیلم ها به مانند کتاب ها و آدم ها گاهی هزارتویی دارند که باید برای گشودن رمز ورازشان،وقت بگذاری و حوصله کنی....کیمیایی که در عصر حاضر بشدت دست نایافتنی است....بعد از گذشت چهل وپنج دقیقه ،حالا کمی زودتر ویا دیرتر متوجه می شوید که منش خاص در رفتارشان دارند که اغلب با سکوت است،آرایش موهای زنان حاضر در فیلم هم یکسان است و لباس های بلند مانند راهبه ها می پوشند،حساسیت نیروهای پلیس نسبت به گروه موردنظر و بازجویی های پی در پی که انگار با بقیه مردم فرق دارند و نسبت به باورهایشان مصمم ترند.....
    و سوژه اصلی فیلم که یک پسربچه است نیز هوشمندانه انتخاب شده، بچه ای که به بلوغ نرسیده و توسط پدرش حمایت می شود و همچنین دوست پدرش که در تمام طول فیلم حضور دارد و از هر فرصتی برای به چالش کشیدن باورهای پدر مضطرب استفاده می کند. بنظرم در تغییر دیدگاه مادر پسربچه تا حدودی موفق بوده چرا که بعد از برده شدن فرزندش به دنیای موازی، انگار که وظیفه والدینی اش باتمام رسیده و چون سال ها از همسرش دور بوده، پس اقدام به تغییر رویه زندگیش می نماید و از خط فکری جدا می شود

    گزارش

نظر دادن

لطفا نظرات، انتقادات و پیشنهادهای خود را با حفظ ادب ارسال فرمایید. نظرات شما پس از بازبینی مدیرسایت منتشر می شوند.