گزارش نظر

چه دوران خوشی بود. ظهر شنبه خسته از مدرسه میاومدیم و درحال ناهار خوردن توی قابلمه , تکرار سریال قصه های های جزیزه رو هم نگاه میکردیم. آخ یادش بخیر. آرزو داشتم میرفتم توی اون جزیزه زندگی میکردم