معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

سی و یک نما_ نظم و انضباط همراه با برنامه ریزی مناسب که سال های گذشته در مراسم اختتامیه جشنواره، نایاب بود و ما شاهد مراسمی طولانی، خسته کننده و به دور از استاندارد بودیم ، امسال جایش را به مراسمی به سر وقت، با ضرب آهنگی مناسب داده بود و انقدر همه چیز مرتب برگزار شد که می توانستیم ساعت هایمان را با کارگردان تنظیم کنیم.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما_ اختتامیه جشنواره سی و هفتم فجر با هفت سیمرغ برای فیلم "شبی که ماه کامل شد" در حالی به پایان رسید که دو فیلم "متری شیش و نیم" سعید روستایی و "سرخ پوست" نیما جاویدی در حالی ناکام های این جشنواره شدند که ببشترین رای را از نگاه مردم به خود اختصاص داده اند. در این میان، "ماجرای نیمروز ۲/ رد خون" به کارگردانی محمدحسین مهدویان هم اقبالی متفاوت از فصل اول خود نداشت.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما _به گزارش ستاد خبری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، نخستین نتایج از آرای مردمی آثار حاضر در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما- در ایام جشنواره فیلم فجر، اهالی سینما به جز حضور در پردیس سینمایی "ملت" و "چارسو: که به اصحاب رسانه و هنرمندان اختصاص دارد، به همراه مردم نیز فیلم ها را رصد می کنند.

منتشرشده در سینمای ایران

هما گویا / سی و یک نما_فیلم با سکانس آغازینش ما را شوکه می کند. تعقیب و گریز یک پلیس مواد مخدر(هومن کیایی) و یک فروشنده خرده پای مواد که فروشنده  در حال فرار، داخل گودالی که مشغول خاکبرداری هستتد می افتد و لودر بدون آنکه سقوط او را دیده باشد چاله را با خاک پر و بعد هم غلطک زمین را صاف می کند و مرد در زیر خاک زنده به گور می شود و هیچکس از سرنوشت او با خبر نیست حتی پلیسی که در تعقیب اواست.


زوج" پیمان معادی" و "نوید محمدزاده"، پارتنرهایی هستند که می شود همیشه از بازی این دودر کنار هم لذت بیشتری برد و انقدر پایا پای حضور خود را تثبیت می کنند که انتخاب اینکه کدامیک نقش اول فیلم هستند سخت است. سعید روستایی این تجربه را پیش از این در«ابد و یک روز» تجربه کرده وحالا در "متری شیش و نیم" تکرار می کند. اما با این تفاوت که این بار بازی بسیار خوب  پیمان معادی در  کفه ی ترازو سنگین تر از نوید محمد زاده است .

فیلم متری شیش و نیم که یقین دارم بخشی از منتقدین و روشنفکران جامعه آن را می پسند وتقدیر خواهند کرد، بعید است مخاطب سینما را در ابعاد گسترده راضی کند و از انجا که نگاه من به این فیلم، چندان روشنفکرانه و اپوزیسیون نیست و سلیقه ام به مردم (آنها که سینما را می شناسند،دوست دارند و صرفا به چشم سرگرمی تعقیب نمی کنند) نزدیکتر است، از فیلم لذت نبردم چرا که" یک پایان تلخ" به همراه ودرکنار " یک تلخی بی پایان" را حاضر نیستم در قاب سینما به  قیمت متری شیش و نیم بخرم . به خصوص اگر پارچه سفید کفنی باشد.

دومین فیلم سعید روستایی بازی های خوبی دارد، با درخشش پیمان معادی در نقش یک افسر مبارزه با مواد مخدرکه درگیراختلاف های خانوادگی است، بازی خوب "هومن کیایی" در نقش همکار او که دخترش را گروگان گرفته و کشته اند( که آن هم در روایت درنیامده است) و تک سکانس متفاوت و درخشانی از "پریناز ایزدیار" در نقش معشوقه ی سابق قاچاقچی.

اما در "متری شیش و نیم" بازی "نوید محمدزاده " به عنوان یکی از دوکارآکتراصلی و خرده حضور"فرهاد اصلانی" غافلگیرمان نمی کنند.( گرچه مگر این دو می توانند بد هم بازی کنند!!؟؟) و در کنار این سوپراستار ها درخشش دو بازیگر کودک قربانی خانواده  را هم داریم که هر یک سوپراستارهایی در نقش خود هستند.

 شخصیت پردازی نوید محمدزاده که نقش یک پخش کننده  و تاجرعمده فروش اما دست دوی مواد مخدررا به عهده دارد از فیلمنامه به شدت ضربه خورده است و بیشتر از درد دلی که در آن زندگی و کودکی اش را طی یک مونولوگ نسبتا بلند، کلیشه ای و گلدرشت، تعریف می کند، راز پنهانی را در بچه گی متحمل شده که برایش به صورت کابوسی درآمده تا درتضاد اعتیاد و فروشنده مواد مخدر بودن،  نسبت به کودکان احساس مسئولیت و مهربانی  وسواس گونه داشته باشد. او انقدر از نظر روحی متزلزل و افسرده است که به قول معشوقه ی سابقش (پریناز ایزدیار) شب ها هم با کفش می خوابد.

قصه حرف های خوبی برای گفتن دارد اما در روایت آن (برخلاف ابد و یک روز) الکن است.اما چرا سعید روستایی کاری کرده که ما با یک ضد قهرمان حس همذات پنداری داشته باشیم، نگاه عجیبی است، زیرا که روستایی با این نگاه به معضلات اجتماعی و اعتیاد، می تواند در آینده از زندگی"بیجه" که به چندین و چند کودک در پاکدشت تجاوز کرد و آنها را کشت نیز بستری از قصه گویی بسازد که با توجه به مشکلات این قاتل زنجیره ای که در کوره پزخانه کار می کرد، بسیار فقیر بود ودر کودکی  از طرف اقوام نزدیک و کارگران  کوره پزخانه بارها مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته بود، با بازی های خوب و فضاسازی مناسب صرفا به یک قربانی جامعه بدل شود که ما از اعدامش نادم شویم.

موردی که برای مثال، در فیلم فوق العاده ی "آخرین گام های مرد محکوم به مرگ" با درخشش "شون پن" نمی بینیم چرا که همه چیز سر جای خود قرار دارد و تعادلی بین رافت و نفرت ما ایجاد می کند.

فیلم جدید روستایی ، فیلمی طولانی با ریتم کند وتایمی به جهت زیاد، با مهارت همیشگی دوربین " هومن بهمنش" و دیالوگ های خوب اما آکنده از فحاشی (که البته لازمه ی فضا سازی و روایت درست فیلم است) به گونه ای تلخ و سیاه است که می شود از این به بعد از "ابد و یک روز" به عنوان یک ملودرام خانوادگی مفرح یاد کرد.!

تصاویری اغراق شده از بازداشتگاه ها که صدها معتاد در فضایی به اندازه بیست متر در هم میلولند و به تبعیدگاه های قرون وسطی و یا زندان نازی ها شبا هت بیشتری دارد و این درشت نمایی موجب می شود که به راحتی واقعیت قصه ی متری شیش و نیم را هم نپذیریم.مثل واقعیت کوچه های قهر و آشتی که هنوز هم وجود دارند .

البته تنها چیزی که در فیلم روستایی ملموس است و باورپذیر، شخصیت درستی است که از پلیس نشان می دهد که بر عکس تصاویردروغینی است که انگار در بازداشتگاه ها با چای و نسکافه از متهم اقرار می گیریند.

متری شیش و نیم اگر فیلمنامه منسجمی داشت که تمام سعیش را در دیالوگ نویسی خلاصه نمی کرد می توانست همانطور که انتظار داشتیم از بهترین های جشنواره ی امثال باشد.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما_ هر دهه که می‌گذرد در حوزه‌های مختلف و با تخصص‌های متفاوت، چهره‌های تازه‌ای معرفی و مطرح می‌شوند. چالش عکس مقایسه چهره‌ها پس از ده سال که در فضای مجازی بسیار طرفدار پیدا کرد؛ ما را به این فکر انداخت تا در این مطلب به برخی از نام‌های شاخصی که در سینمای ایران، ده سال پیش آن‌ها را نمی‌شناختیم و حالا تبدیل به ستاره‌هایی مطرح شده‌اند، اشاره کنیم. بدیهی است که اسامیِ دیگری نیز قابل ذکر هستند که تمامیِ آن‌ها را در این مقال نمی‌توان گنجاند و یا این‌که شروع مطرح شدنشان از مرز ده سال به عقب‌تر باز می‌گردد. در ادامه با معرفی این چهره‌ها همراهمان باشید.

منتشرشده در سینمای ایران

شهرام مکری کارگردان سینما در واکنش به موضع گیری ها درباره صحبت های اخیر سعید روستایی و جایگاه دستیار کارگردانی، از کارگردان "ابد و یک روز " دفاع کرد. ستاد خبری جشنواره فیلم کوتاه تهران اعلام کرد:

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما – حرف های سعید روستایی درسی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران در یک ورک شاپ که گفته بود:من برای فیلمساز شدن دستیار نشدم، چون دستیار تفکر ندارد ونهایت هنر دستیارکارگردان، بستن خیابان است و از یک دستیار، کارگردان خوب درنمی‌آید و به همین دلیل من اول فیلم کوتاه ساختم و بعد فیلم بلند سینمایی‌ جنجالی در فضای رسانه ای به پا کرد که خیلی ها از ناگفته ها یشان در مورد جریانی که بستر ساز می شود تا یک کارگردان فیلم کوتاه، با بهترین امکانات در پاسگاه نعمت آباد به "ابد و یک روز" برسد آن هم با پیمان معادی و نوید محمدزاده و بهترین عوامل سینمای ایران  بگویند

 


اولین واکنش متنی بود که هیئت مدیره انجمن صنفی برنامه‌ریزان و دستیاران کارگردان سینما در قالب بیانیه‌ای در اختیار خبرگزاری ایلنا قرار داد:

اخیراً فیلمی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن فیلمساز جوان و موفقی در تبیین چگونگی مسیر ورود به عرصه کارگردانی فیلم بلند سینمایی از طریق فیلمسازی کوتاه و رد طرق دیگر ازجمله مسیر دستیاری کارگردان سخنانی می‌گوید. و متأسفانه در بخشی از همین گفتگو با تخفیف حرفه دستیاری کارگردان به "انتخاب چند بازیگر فرعی" و "بستن خیابان" در جهت اثبات فرضیه شان برمی‌آیند. از آنجا که صحبت‌های آقای سعید روستایی در آن فیلم منتشر شده، جامعه دستیاران کارگردان سینما و خصوصاً اعضای انجمن صنفی برنامه‌ریزان و دستیاران کارگردان سینما را آزرده خاطر ساخته، و توضیحات بعدی ایشان پس از انتشار این تصاویر در توجیه صحبت‌هایشان نیز آنها را قانع نکرده است، و با توجه به اینکه دستیاری کارگردان حرفه‌ای تخصصی و دارای تعریف مستقل حرفه‌ای است، هیات مدیره انجمن لازم می‌داند نکات زیر را جهت روشن شدن ابهامات همکاران محترم ازجمله آقای روستایی درباره شناخت وظایف و نقش دستیاران کارگردان و برنامه‌ریزان متذکر شود.

طبق تعاریف مندرج در اساسنامه انجمن درباره وظایف دستیار کارگردان، وی اولین دستیار برای کارگردان بوده که در جهت اجرای دقیق منویات کارگردان سر صحنه و به عنوان رابط مستقیم او با تمامی عوامل درگیر در تولید فیلم با بهره‌گیری از دانش مدیریت، محاسبه، روانشناسی و شناخت بحران ها، فعالیت می‌کند. دستیار کارگردان با شناختی که از حرفه‌های دیگر مانند تدوین، فیلمبرداری، بازیگری و اصول تولید دارد، مهمترین و معتمدترین مشاور کارگردان هنگام بروز مشکلات و بحرانها خواهد بود. با همین دانش تسهیل کننده روند تولید، تسریع کننده عملیات فیلمبرداری و مسئول ایجاد هماهنگی بین تمامی گروهها در حین ساخت فیلم است. همین وظایف و احساس مسئولیت نسبت به اجرای دقیق برنامه فیلمبرداری و تعهد به زمان و بودجه است که از آنها نیرویی خستگی ناپذیر می‌سازد که برای پیشبرد اهداف هنری و تولیدی یک فیلم اگر مجبور شوند حتی خود به بستن خیابان و کمک به دیگر عوامل حاضر در صحنه اقدام می‌کنند.

اینکه دستیاران کارگردان موفق با توجه به پرکاری و معتمد بودن نزد کارگردانان و تهیه‌کنندگان و نتیجتاً موفقیت مادی و کسب جایگاه والا در بین سینماگران نیازی به تغییر حرفه ندارند، باعث نمی‌شود توانایی منحصر بفرد آنها در اداره صحنه، تعامل همه‌جانبه با تمامی عوامل تولید اثر و عمل به تعهدات بر مبنای محدودیت‌های بودجه و زمان را نادیده گرفته و با تبلیغ شیوه‌های دیگر ورود به عرصه فیلمسازی و تصور حذف رقیب آنها را از میدان به در کنیم.

ما معتقدیم کارگردانی فیلم بلند سینمایی یک "حق" نیست که آنهم بواسطه حضور و عضویت در یک انجمن یا باند و حزب و گروه به فردی تعلق گیرد. کارگردانی همانند دستیاری یک حرفه در سینما است که برای ورود به هردوی آنها باید مختصات و ویژگی‌های منحصر بفرد داشت که کشف و بروز این توانایی‌ها ساز و کار گسترده‌تری ورای ساخت فیلم کوتاه یا دستیاری در چند فیلم را می‌طلبد و بدینوسیله از تمامی فعالان محترم عرصه سینمای کشور خواهشمندیم تفسیر مشاغل درگیر در تولید فیلم را به متخصصان آن شغل سپرده، یا با مشورت بزرگان و صاحبنظران آن عرصه از تعاریف سلیقه‌ای پرهیز نموده و از تقلیل وظایف آنها به تجربیات یا خواسته‌های شخصی جلوگیری نمایند.

دانش اقباشاوی کارگردان "تاج محل" در یادداشتی بسیار تندی خطاب به سعید روستایی نوشت:

«بدون فوت وقت‌، می روم سر اصل مطلب و اصل مطلب هم این است که اصلا بعضی از مردم برای ساختن فیلم و یا هر تصویر متحرکی که اسمش را فیلم می‌گذارند احتیاج به بستن خیابان ندارند.

یک حیاط و چهار تا عربده، مقادیری مواد مخدر به علاوه چند خواهر، به همراه یک مادر معتاد شناس مواد شناس کافی ست تا بتوان ادعا کرد فیلمی ساخته شده.

مهربانی، تشویق و جوان‌گرایی چند هیات داوران هم برای این ادعا کافی ست که من فیلمساز مهمی هستم و اصلا و اوصولا کارگردانی را بلدم.

اما همه اینها دلیل نمی‌شود که همه جهان ساکت بنشینند و به طرف یادآوری نکنند که:

 آقا پسر! از قضا اگر لطف بازیگران و فیلمبردار و تدوین‌گر شامل حالت شد و قصه لاغرت گرم شد و صاحب پایان‌بندی گشت به مهارت کارگردانی‌ات ربطی ندارد، بلکه ربط مستقیمش به همسایه‌هاست و یاری‌شان.

اشکالی هم ندارد چون که به احتمال قریب به یقین این گونه مردمان اولین باری صحنه یک فیلم بلند سینمایی را تجربه کرده‌اند، که قرار بوده اسم خودشان به هر دلیل به عنوان کارگردان در عنوان بندی‌اش درج شود.

البته که نداشتن تجربه حضور در صحنه‌های فیلمبرداری هم می‌تواند عیب نباشد اما به شرط آنکه آنکس که قرار است نام کارگردان را یدک کشد، ابتدا به‌ هر شکلی فن و مهارت کارگردانی را آموخته باشد مثلا پلان بندی را یاد گرفته باشد تا مجبور نشود با دوربین روی دست دور بازیگران چرخ بزند یا مثلا یاد گرفته باشد که یک فیلم جغرافیا می‌خواهد و محض رضای خدا و محض رضای پرده بزرگ چند لانگ شات نیاز دارد و اصلا بداند که فرق فیلم تلویزیونی و فیلم سینمایی در چیست؟

اما گویا جوان نورسیده‌ای که این یادداشت به بهانه ابراز فضل او نوشته شده نه تنها احساس نیاز به یاد گرفتن کارگردانی سینما نمی‌کند بلکه خود را نیز مجتهد در اموری می‌داند که بلدشان نیست و این جهل مرکب است.

و اما درباره  نگاه؛ جوانی که باعث شد تا این مطلب را بنویسم مدعی‌ست که از طریق شغل دستیاری کارگردان، انسان در فیلمسازی‌اش نگاه پیدا نمی‌کند. اینجا دیگر مجبورم نام چند دستیار کارگردان تاریخ سینما را هم یادآوری کنم، آرزو می‌کنم که آقای برنده، نام جان فورد، سرجو لئونه، برناردو برتولوچی، سام پکین پا، مسعود کیمیایی، واروژ کریم مسیحی، سهراب شهید ثالث، حمید نعمت‌الله، رخشان بنی اعتماد و … را شنیده باشد و توصیه می‌کنم که بداند اینان فقط بخشی از دستیاران کارگردان سینمای جهان بوده‌اند. این اسامی صاحب نگاه در سینما نبودند؟ عجب!

البته من نمی‌دانم که تعریف این آقا از نگاه در فیلمسازی چیست؟اما امیدوارم که منظورش نگاه نژادپرستانه به هم زبانان افغانی‌اش نباشد چون آن وقت دیگر طرف حسابش روشنفکران می‌شوند و به احتمال زیاد امکان دارد تا همان اتفاقی که برای فیلم اول پرسروصدایش افتاد برای فیلم‌های بعدی‌اش نیز بیافتد.

یعنی اینکه هیچ جشنواره مهم سینمایی خارج از مرزهای کشور خواهان تحفه پائین شهری‌اش نشود. چرا که اتفاقا روشنفکران همه جهان به نگاه فیلم خیلی با دقت نگاه می‌کنند.

و اما درس آخر؛ مهم نیست که چه کسی خیابان را می‌بندد اصل این است که چه کسی پلان‌های تو را می‌بندد.تو اول پلان بندی یاد بگیر.

دانش اقباشاوی - برنده تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی از ششمین جشن خانه سینما ۱۳۸۱

دستیار کارگردان فیلم‌های دوئل، به رنگ ارغوان، هرشب تنهایی، رستاخیز

کارگردان فیلم‌های سینمائی «تاج محل» و« هیهات»

گفتنی است در ورک شاپ مورد نظر سعید روستایی خطاب به شهرام مکری گفته بود: «زمانی شما گفته بودید که دستیاری نکرده‌اید و این برای من الگو شد و به همین دلیل من دستیار نشدم، چون دستیار تفکر ندارد و ته هنر دستیار بستن خیابان است و از یک دستیار کارگردان خوب درنمی‌آید. به همین دلیل من اول فیلم کوتاه ساختم و بعد فیلم بلند سینمایی‌ام را کارگردانی کردم

واکنش بعدی از سوی مازیار میری کارگردان با این تیتر رسانه ای شد که : تازه رسیدگان تلاش برای دیده شدن می‌کنند. ایم مطلب در خبر آنلاین منتشر شد:

دوستان محترم دستیار کارگردان که به درستی نام شما را زین پس باید یاور کارگردان نامید، دوستان عزیزم زیاد خرده نگیرید روزگار بدی شده است.

تازه رسیدگان تلاش برای دیده شدن می کنند. یک فیلمساز ایتالیایی فیلم کوتاهی ساخته بود از یک بوکسور سبک وزن که در روزگاری با ناداوری مدال گرفته بود و نامش و عکسش فراوان دیده شد و چون آن سال با ناداوری طلا گرفته بود و هیچ وقت دیگر تکرار نشده بود، پس از سال‌ها نادیده شدن به سرش فکری زده بود و برای اینکه دیده شود یک روز در ملآ عام و بر روی رینگ بکس برهنه شده بود و عکاسان از او عکس گرفته بودند و فردا عکس و نامش دوباره تکرار شده بود در صفحه اول روزنامه‌ها. نقل این روزهاست که تازه رسیدگان می‌خواهند دیده شوندحتی با حرف‌های گزاف و بیهوده.

یاوران محترم کارگردان خود و کارگردانان اهل سینما می‌دانند جایگاه شما را و ما می‌دانیم که باید بمانیم منتظرتان تا بیایید تا خیابان فکری و وحی فیلمسازی‌مان بسته نشود. شما همراه همه فیلم‌های مهم و تأثیرگذار سینما هستید. چنانچه که بسیاری از شما به درستی وارد سینما شده‌اید و آینده‌تان روشن است نه از سر اتفاق مدال طلا می‌گیرید و نه به راهی متوسل می‌شوید برای دیده شدن.

دوستان من، من به شخصه ارج می‌نهم تمام همکاری‌ها، همراهی‌ها و حضور پرثمرتان را در تمام فیلم‌های سینمای ایران. آنچه شما در این سال‌ها برای سینما انجام داده‌اید با هیچ زبانی حذف شدنی نیست. کاش همه ما بعد از گرفتن مدال طلا چه به حق و چه به ناحق راه آمده و یاوران آن راه را فراموش نکنیم.

سپاسگزارتانم - مازیار میری

منتشرشده در سینمای ایران


ریحانه محمودی _ با خبرهایی که این مدت شنیده‌ایم شاید با اطمینان بیشتری بتوان گفت حلقه‌های شورای پروانه ساخت در حال تنگ‌تر شدن هستند.

محمدحسین مهدویان که به ظن بسیاری، از "فیلم سازان ارزشی" و جوان این روزهای سینما به شمار می‌رود با یک "نه" بزرگ برای ساخت فیلم جدیدش "لاتاری" با موضوع قاچاق زنان و دختران ایران به کشورهای عربی مواجه شد و حالا به دنبال ساخت اثری دیگر با نام "لاغر‌ها باز می گردند" است.
شاید پذیرش این که کارگردان "ایستاده در غبار" و "ماجرای نیمروز" فیلمی با موضوع یک آسیب اجتماعی ملتهب و حساس بسازد برای شورای پروانه ساخت بیش از اندازه غیر ممکن بوده است.
سعید روستایی هم که "با ابد و یک روز" لرزه ای بر اندام سینمای اجتماعی انداخت، حالا به نظر می‌رسد باید ساخت " متری شش و نیم"اش را بعد از عدم موافقت شورای پروانه ساخت جور دیگری پیش ببرد. یکی از مشکلات اصلی، تهیه کنندگی پیمان معادیست و البته ایراداتی که به فیلمنامه گرفته شده است. شورا در اظهار نظری جالب توجه گفته: کارگردان باید فیلمنامه را تلطیف و شیرین‌تر کند! حالا سعید روستایی‌ که مشتاق حضور دوباره در جشنواره فیلم فجر است مشغول رفع و رجوع ایرادات و اصلاحاتیست که برای جلب رضایت شورای پروانه ساخت ضرورت دارد.
این میان اما باور این که پوران درخشنده؛ که کارنامه‌اش از فیلم های سینمایی‌ای با رویکرد آموزشی و موضوعات اخلاقی و آسیب‌های اجتماعی پر است و آثارش عمدتا باب طبع وزارت ارشاد و مخاطبان بوده حالا برای ساخت اثر تازه‌اش "هیس پسرها گریه نمی‌کنند" با مخالفت رای و نظر اکثریت شورا رو به رو شده؛ محال‌تر است. قرار بود این فیلم بر اساس مسائل و مشکلات پسران در مدارس و جامعه‌شان به تصویر کشیده شود که فعلا از موافقت شورای پروانه ساخت خبری نیست.
به نظر می‌رسد شورای پروانه ساخت با محافظه‌کاری مضاعفی سعی بر کنترل فضای سینمایی دارد تا متحمل دردسرهای کمتری شده و پاسخ‌گویی سهل و آسان‌تری، به دلیل موافقتش برای ساخت فیلم‌های فصل پیش روی سینمای ایران داشته باشد.

 

منتشرشده در سینمای ایران


سی و یک نما_ سعید روستایی که با ابد و یک روز غوغایی به پا کرد و دل منتقدان و مخاطبان را به دست آورد؛ به تازگی درخواست پروانه ساخت فیلم جدید خود "متری شیش و نیم"را داده است.
این فیلم که چون ساخته‌ی قبلی روستایی به طبقات پایین جامعه می‌پردازد داستانی از بحران‌های اجتماعی را روایت می‌کند.

نکته‌ی جالب توجه "متری شیش و نیم" حضور دوباره‌ی پیمان معادی و شهاب حسینی در کنار هم بعد از فیلم "جدایی نادر از سیمین" است. پیمان معادی در این فیلم علاوه بر بازیگری در سمت تهیه کننده نیز حضور دارد. باید منتظر اخبار بیشتری از این فیلم که جزئیاتش هم جذاب است بمانیم.

منتشرشده در سینمای ایران
صفحه1 از2