معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

سی و یک نما - با پیدا شدن فیلمی از پشت ‌‌صحنه و تست بازیگری فیلم ماندگار «گاو»، نسخه‌ای از این فیلم در سی‌و‌هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درمی‌آید.

منتشرشده در سینمای ایران

 سی و یک نما - ساعتی پیش در تالار وحدت هنرمندی تشییع شد که در سال های آخر عمر، سال هایی که رنج و درد بیماری از یک سو و جنجال هایی که دلش را به درد می آورد  از سوی دیگر بسیار آزارش داد اما در این چند روز عکسش سرآمد هر عکسی در فضای مجازی شد که ما را هر چه کنند، رفتگان را از ماندگان بیشتر ارج می دهیم و احترام می گذاریم. در ادامه به همت زهرا اروجلو در مراسم تشییع پیکر زنده یاد جمشید مشایخی همراه سی و یک نما باشید.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما_ مراسم تشیبع پیکر زنده یاد "جمشید مشایخی" با حضور هنرمندان ، مسئولین و جمع کثیری از مردم در تالار وحدت در حال برگزاری است.


حضور علی نصیریان بزرگ آقای سینمای ایران و ادای احترام به پیکر رفیق چند دهه اش از تاثیرگزارترین صحنه هایی است که در این مراسم ماندگار شد.

علی نصیریان اشک ریزان خطاب به جمشید مشایخی گفت: آقای مشایخی! زمان درگذشت آقای رشیدی هم به شما گفتم که من انتظار نداشتم برای این مراسم به اینجا بیایم. من انتظار داشتم بیایم اینجا که با هم به روی صحنه برویم.

من این چند وقت حال خوشی نداشته و‌ ندارم برای اینکه همسرم را از دست دادم، کسی که یار و یاورم بود ، انتظامی و رشیدی را از دست دادم‌ و الان‌ هم مشایخی را. من از اینها بودم و درگذشت آنها ضربه بزرگی به پیکر من زد‌.

 

لیلا حاتمی انگار به نیابت از پدر آمده بود . پدری که از جمشید مشایخی رضا تفنگچی ساخت در هزاردستان. حبیب ظروفچی ساخت در سوته دلان. کمال الملک ساخت در فیلمی که لیلا حاتمی نقش کودکی کمال الملک را بازی می کرد.

منوچهر شاهسواری از خون دل مشایخی می گفت و من به یاد سه سال پیش افتادم که رنجور در صف اول مراسم خانه سینما به مناسبت روز ملی سینما نشسته بود و کلیپی از بزرگان سینما پخش شد که همه بودند، بارها و بارها هم بودند اما او نبود و آنقدر دلش شکست که روی صحنه رفت و حرف هایی زد که ای کاش هرگز نمیزد.

 

 سید عباس صالحی وزیر ارشاد، منوچهر شاهسواری مدیر خانه سینما و ایرج راد، اصغر همت، حبیب رضایی ، برزو ارجمند، علی نصیریان، لیلا حاتمی، علی دهکردی، بهمن فرمان آرا، قطب‌الدین صادقی، نادر طریقت، فرشته طائرپور، حسن فتحی، داریوش فرهنگ، محمد حاتمی ، مریم کاظمی ، ستاره اسکندری،لاله اسکندری، شهره سلطانی، مرجانه گلچین ،علی مرادخانی، رضا بنفشه‌خواه، داریوش اسدزاده، ابوالفضل پورعرب، بهزاد فراهانی،امیریل ارجمند و همایون اسعدیان و سیاووش تهمورث و … برای بدرقه جمشید مشایخی در این مراسم حضور داشتند. و اما نسل جدید ستاره های سینما را ندیدیم!!

منتشرشده در سینمای ایران

هما گویا/ سی و یک نما_ اولین فیلمسازی که برای داوری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر انتخاب شد " اصغر فرهادی" بود. این انتخاب نشان از هوشمندی "ابراهیم داروغه زاده" است و نپذیرفتن اصغر فرهادی نشان از هوشیاری وی، که پایان‌های باز را دوست دارد و با همین نگرشش پدر فیلم‌های دنباله روی خود را با" پایان های خیلی باز" درآورده است.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما_ نظم و انضباط همراه با برنامه ریزی مناسب که سال های گذشته در مراسم اختتامیه جشنواره، نایاب بود و ما شاهد مراسمی طولانی، خسته کننده و به دور از استاندارد بودیم ، امسال جایش را به مراسمی به سر وقت، با ضرب آهنگی مناسب داده بود و انقدر همه چیز مرتب برگزار شد که می توانستیم ساعت هایمان را با کارگردان تنظیم کنیم.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما-دوازدهمین دوره از جشن انجمن منتقدین و نویسندگان به دبیری جعفر گودرذی و با اجرای فرزاد حسنی عصر امروز در ایوان شمس برگزار شد.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما_ نامزدهای بهترین فیلم های چهل سال سینمای مقاومت از نگاه مردم در حالی معرفی شد که فیلم های ابراهیم حاتمی کیا در همه ی شاخه های این نظر سنجی حضوری پر رنگ دارد و جای خالی فیلم ها و بازی ها در آثاری  چون کیمیا ، سفر به چزابه، دوئل و اتوبوس شب حس می شود . اینکه آیا فیلم قابل احترام "یتیم خانه ایرانی" در این نظر سنجی که به نظر می رسد نگاهی به هشت سال دفاع مقدس باید باشد به درستی قرار گرفته و چرا این فیلم فاخر که از نظر مردم در لیست قرار دارد در گیشه موفق نبود؛ مگر گیشه نگاه مردم نیست؟ در ادامه اسامی نامزدها را می بینیم:

منتشرشده در سینمای ایران

ریحانه محمودی(سی و یک نما ) -صحبت از سعید کنگرانی است.سعید کنگرانی؛ بازیگرتوانا و خوش چهره آخرین سال های قبل از انقلاب  که او را آلن دلون آینده ایران می دانستند، چه از نظر زیبایی چهره و چه حضور در فیلم های خوب و ماندگار سینما.کسی که کارش را با بهترین کارگردان ها شروع کرده بود و حالا هم مخاطب خاص و هم مخاطب عام سینما پذیرای نقش آفرینی های او بودند اما تقدیر برای او چنین نشد و به قول خودش بازیگری او را بدبخت کرد .حال خوشحالیم که برای از او گفتن بهانه‌های خوبی پیدا کرده ایم.


 

نمایش دوباره‌ی فیلم کم نظیر" دایره مینا" با بازی او و به کارگردانی" داریوش مهرجویی"، فیلمی که در زمان خود به مسئله‌ی خون فروشی و خون‌های آلوده پرداخته بود؛ در جشنواره‌ی سلامت و حضورش پس از چهارده سال در یک سریال شبکه نمایش خانگی به نام رقص روی شیشه به کارگردانی مهدی گلستانه. در این مطلب به مرور زندگی هنری سعید کنگرانی، یکی از ستاره‌های خاص پیش از انقلاب می‌پردازیم. ستاره‌ای که حضور در فیلمی به کارگردانی پرویز صیاد، در مسیر هنری‌ زندگی اش را تغییر داد

 

 

فصل اول

سعید کنگرانی در نوجوانی حضوری کوتاه در رضا موتوری ساخته‌ی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۹ داشت و با فیلم دایره مینا به صورت رسمی وارد سینما شد. پسر بسیار جوانی که در کنار زنده یاد "فروزان" ظاهر شده بود و شاید توجه چندانی هم به او نشد، اما پس از آن در کنار علی نصیریان و بازی در فیلم "سرایدار" توجه موج نوع سینمای ایران را بیشتر جلب کرد.تا اینکه برای نقش مهم و اصلی سریال دایی جان ناپلئون اثر ناصر تقوایی برگزیده شد؛ و در داستانی جذاب از ایرج پزشک زاد و تحت نظارت کارگردانی به بزرگی ناصر تقوایی درخشید. سریالی که هنوز هم می‌توان آن را به عنوان یکی از ماندگارترین سریال‌های تاریخ تلویزیون از آن نام برد. شانسی که سعید کنگرانی در آن زمان داشت، هم‌بازی شدن باپارتنر‌های فوق‌العاده‌ای چون، پرویز فنی زاده، پرویز صیاد،  غلامحسین نقشینه، محمد علی کشاورز و... بود که به مکتب خوبی برای آموختن حقیقی هنر بازیگری، در او تبدیل شد.

 

 

فصل دوم

سال ۵۵ سال خوبِ سعید کنگرانی بود؛ هم به واسطه‌ی نقش آفرینی‌اش در فیلم سرایدار که به نوعی نقطه عطفی در بازیگری او بود و هم برای بازی در سریال دایی جان ناپلئون. درخشش سعید کنگرانی در دایی جان پالئون به خصوص با توجه به چهره‌ی زیبایی که داشت برای او بستری را فراهم آورد تا بتواند در آینده از چهره‌های اول سینمای ایران باشد، اما انتخاب بعدی او انتخابی نبود که بتواند در زمان آغاز اعتراض‌ها و حرکت‌های انقلاب اسلامی برای او کارساز باشد. فیلم در امتداد شب با تمام انتقادهایی که می‌توان بر آن دانست فیلم خوش ساختی بود که موفقیت در گیشه را نیز از آن خود کرد. فیلمی که با وجود فروش خوبش، از خط قرمزهای بسیاری در سینما عبور کرده بود که شاید به مذاق مردمی که در آن زمان به واسطه آغاز حرکت‌های انقلابی روحیات متفاوتی پیدا کرده بودند، خوش نیامد. بازی در مقابل فائقه آتشین کار ساده‌ای نبود و علی‌رغم درخشش سعید کنگرانی و فروش قابل توجه فیلم، بخت و اقبال او پس از آن خوب نفروخت.

فصل سوم

در همان زمان‌ شوی پرطرفداری در آمریکا پخش می‌شد که دنی و مری آزموند آن را اجرا می‌کردند. در ایران نیز به تقلید از آن برنامه‌ای ساخته شد با اجرای سعید کنگرانی و شهره صولتی که با اقبال چندانی مواجه نشد و در برخورد با وقوع انقلاب اسلامی تقریباً تمام شانس‌های سعید کنگرانی برای اوج گرفتن از بین رفت.

 


 

فصل چهارم

آخرین حضور پیش از انقلاب او در فیلمی به نام پرواز از قفس بود که در آن، همراه فرزانه داوری جلوی دوربین رفت و به رغم فروش خوبش در گیشه، با وقوع انقلاب اسلامی فیلم از روی پرده پایین کشیده شد. فیلم، داستان عاشقانه‌ی معمول و مرسومی را به تصویر می‌کشید و بد نیست که در این مطلب به فرزانه داوری هم اشاره‌ای داشته باشیم که اگر می‌ماند یا می‌شد که بماند، قطعاً از ستاره‌های اول زن سینما‌ی ایران می‌شد. فرزانه داوری را ایرج قادری به سینما معرفی کرد که نقش کوتاهی در موسرخه و نقش اول فیلم برادرکشی را ایفا کرد و بعد از بازی در پرواز از قفس و انقلاب اسلامی از ایران خارج شد و شاید جالب باشد که بدانید او در همان جوانی صاحب دختری شد که بعدها با امین حیایی ازداوج کرد و دارا حیایی که امروز بازی خوب او در فیلم شعله ور را شاهد هستیم؛ در واقع نوه‌ی فرزانه داوری است.

فصل پنجم

فصل خون در سال ۵۹ و گرداب در سال ۶۱ آخرین حضورهای او در سینما پیش از غیبت طولانی‌اش بود. بازیگری که زمانی روی جلد تمام مجلات دلبری می‌کرد ولی در حرفه‌اش گزیده‌کار بود و سخت‌گیر. بازیگری که دیگر نمی‌دیدمش.

فصل ششم

شاید بتوان از اشتباهات کاری سعید کنگرانی بعد از ترک ایران، به حضور در برنامه‌هایی که در شأن اون نبود اشاره کرد؛ بازی در آیتم‌های کوتاه کمدی‌ای که اساساً با فضای او قرابتی نداشت.

فصل هفتم

سعید کنگرانی بعد از بازگشت به ایران، اجازه‌ی حضور در سینما را پیدا کرد. او بازیگر بی حاشیه‌ای بود و از تصمیم‌های خوب و شایانی که مدیریت سازمان سینمایی در آن سال‌ها داشت می‌توان به همین تصمیم اشاره کرد. آن هم در زمانی که بسیاری از بازیگرانی که قبل از انقلاب فیلم‌های "آنچنانی‌" تری بازی کرده بودند، پس از انقلاب نیز فعالیت داشتند.

فصل هشتم

یقیناً نام زنده یاد علی معلم به قدری بزرگ بود که سعید کنگرانی آسوده خاطر خود را به او بسپارد تا در فیلم ازدواج به سبک ایرانی بازی کند. فیلم کمدی خوش ساخت و پرفروشی که بخش قابل توجهی از فروشش را مدیون حضور او بود اما نتوانست به عنوان تضمین پرقدرتی برای ادامه‌ی فعالیتش در سینمای پس از انقلاب محسوب شود. شاید به همین دلیل، ۱۴ سال از فعالیت‌های هنری فاصله گرفت تا امروز خبر حضور او را در یک سریال شبکه نمایش خانگی به نام رقص روی شیشه به کارگردانی مهدی گلستانه بشنویم.

 

 

امیدواریم کاراکتری که او در این سریال بازی می‌کند به مدل بازیگری و امضای خاصش نزدیک باشد و این بازگشت، تبدیل به همان بازگشت توانمند و درخشان به عرصه‌ی سینما و سریال، برای این ستاره‌ی خوب سینمای ایران شود

پی نوشت : با تشکر از خانم هما گویا که مرا در جمع آوری بخشی از اطلاعات در این یادداشت یاری کردند

 

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما- ساعتی پیش، بزرگداشت دو داریوش از دو نسل سینمای ایران، داریوش مهرجویی و داریوش اسدزاده در جشن خانه سینما برگزار شد. جشنی که به خواسته‌ی از قبل اعلام شده‌ی خانه سینما، شباهتی با دوره‌های قبل خود و البته شباهتی به جشن نداشت و بیشتر به آیین یادبود و تکریم نزدیک بود.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما -ساعتی پیش مراسم تشییع پیکر یکی از بزرگترین سرمایه های هنری کشور،استاد عزت اله انتظامی بدر حالی از تالار وحدت آغاز شد که به نظر می رسید عده ای از مدیران سینمایی ترجیح می دهند این بازیگر فقید را به نفع خود مصادره کنند. چیزی که یقینا فرزند خلف و هنرمند بی همتای وی،استاد مجید انتظامی چنین پلانی برای تشییع پدر ندارد.


حضور وزیر ارشاد در کنار بزگان سینما چون علی نصیریان که به نوعی صاحب مجلس محسوب می شد در کنار مسعود کیمیایی،پرویز پرستویی،فاطمه معتمد آریا،بهمن فرمان آرا،احمد مسجد جامعی،همایون اسعدیان،منوچهر شاهسواری،هنگامه قاضیانی،هادی مرزبان،جهانگیر کوثری ، شهرام ناظری و...از ویژگی های مراسم است.

 

 

در کنار پیشکسوتان سینما،بازیگران جوانی چون مهتاب کرامتی،هدیه تهرانی،نوید محمدزاده هنرمندان سینما نیز قدرشناسانه در مراسم حضور داشتند.

نیروی انتظامی با دقت در صدد برگزاری هر چه آرامتر مراسم بود اما حراست تالار وحدت رفتار مناسبی با اهالی رسانه نداشتند و به نظر می رسید خانه سینما نیز در مراسم مهجور مانده است.

 

 

استاد مسعود کیمیایی به دلیل بدرفتاری ها و بی نظمی مراسم تصمیم گرفت مراسم را ترک کند که با ممانعت دیگران دوباره به مراسم بازگشت.

 

 علی نصیریان دوست و همکار قدیمی عزت الله انتظامی گفت: مرحوم عزت الله انتظامی هنرمندی مردمی و ملی بود. هنرمندی که از جان و روح خود برای نقش‌ها می‌گذاشت و به آن‌ها زندگی می‌بخشید. او هنرمندی بود که خود و هنرش بر در دل مردم نشست، ماند و می‌ماند. او نمرده و زنده است.و چه حزن انگیز است وقتی زیر آواز میزند این بزرگ آقای سینمای ایران که امیدواریم سایه اش بر سر سینما مستدام باشد

مجید انتظامی گفت:هفتاد سال از پدر می‌پرسیدم تا برای بهتر شدن و مردمی شدن راهنمایی ام کند. او همواره می‌گفت: عاشق شو و مردم را دوست داشته باش.همیشه به حرف هایش فکر می‌کردم،چند ماه پیش یک گرفتاری برای من پیش آمده بود. به من گفت: نگران نباش، عاشق مردم باشی کمکت می‌کنند. من هم یاد گرفتم تمام تلاشم را برای مردمی بودن انجام دهم، او جواهری بود که نتوانستم نگهش دارم و حق پسری را نتوانستم بجا بیاورم. از وزارت ارشاد، شهرداری و خانه سینما و اینکه ما را تنها نگذاشتند تشکر می‌کنم.

 

 

پرویز پرستویی  گفت: همیشه سخنرانی برایم سخت بود چون آدم حرافی نیستم اما امروز روز دیگری است و من هستم و یک‌سینه حرف. مگر این سینما چند عزت الله انتظامی داشت که داریم‌ او را راهی می‌کنیم؟از خواب که بیدار شدیم دیدیم "عزت سینما" رفته است؛ عزتی که هر چقدر بودی به پای او نمی‌رسیدی، او با طنازی مختص خودش مرام و مسلک‌اش را از جان و دل آموزش می‌داد. برای شخص من عزت الله انتظامی مُرادی بود که کلمانش را سُرمه چشم‌ می‌کردم پسبرای من شاگرد؛ استادی رفته است که دیگر کسی همانند او را نخواهم شناخت.

روسری آبی (فاطمه معتمد آریا ) گفت:ما امروز برای بدرقه عزیزی جمع شدیم که بیشترین امید، انضباط و حرفه‌ای‌گری را به ما یاد داد،او یگانه بود و یاد داد که هنرمند مقام والایی دارد. من در قلب خودم گریه می‌کنم و آرزو می‌کنم همه هنرمندان عمری مثل عمر عزت سینمای ایران داشته باشند.

 

 

پس از بدرقه پیکر عزت الله انتظامی از  تالار وحدت، پیکر این هنرمند با همراهی خانواده،بستگان،هنرمندان و دوستدارانش در قطعه هنرمندان و در کنار مرحوم خسرو شکیبایی به خاک سپرده شد.

 کثرت جمعیت باعث شد که پیکر این هنرمند با مشقت فراوانی وارد خانه ابدی اش شود.

 پیش از دفن پیکر مرحوم عزت الله انتظامی، ذکر توسلی توسط ذاکر اهل‌بیت قرائت شد و مراسم با ازدحام جمعیت از نظم خارج شد.

 مراسم ختم عزت‌الله انتظامی در روز سه شنبه ۳۰ مرداد ماه ساعت ۱۴ الی ۱۶:۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود و مراسم یابود دیگری هم در روز شنبه (۳ شهریور ماه) در مسجد اعلام شده از ساعت ۱۴ تا ۱۵:۳۰ برگزار خواهد شد.

 

منتشرشده در سینمای ایران
صفحه1 از3