معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

هما گویا/ سی و یک نما _ چه کسی منکر می شود که زنده یاد "نادره خیرآبادی" مادر سینمای ایران بود؟کدام بازیگری  به اندازه ی او نقش مادر را بازی کرده است؟ و به قول خودش گاهی نقش مادر کارآکترهایی را بازی کرده که تقریبا هم سن و سال خود او بودند.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما-سریال دلدادگان را به درستی دنبال نکردم، گرچه هرگز از سریال های تلویزیونی غافل نبوده و نیستم و ترجیح می دهم همیشه امیدوار باشم که شاید در این جعبه جادویی که دیگر جادو نمی کند مجموعه ای ببینیم که لااقل هزینه ساختش که مستقیم از جیب خود ماست حلال شود و به شعورمان هم توهین نکند.دلدادگان را با نام قبلی و آشناتر "پاهای بیقرار" دنبال نکردم چرا که در باکس امنی قرار ندارد تا بشود بی وقفه دنبالش کرد و نادیده مورد قضاوت قرارش نداد.


این تاکید را بکنم که برنامه هایی چون خندوانه یا دورهمی روی پای اسپانسرها می ایستد ولی سریال ها مستقیم از سرمایه ملی وام می گیرد و نمی شود راحت و بی تفاوت از کنارشان گذشت. این کنداکتور مجانی پر نمی شود و باری به هر جهت نیست.

شبکه سوم سیما گرچه به عنوان شبکه ای جوان و با نگاهی خاص به ورزش وارد بازار رسانه ملی شد اما در زمینه سریال سازی آنچنان جدی فعالیت داشت که به صورت برندی در شبکه های مختلف تلویزیون درآمد که حتی گوی سبقت را از شبکه ملی ربود. شبکه سه که پایه گزار سریال های ۹۰ قسمتی و مناسبتی پرطرفدارشد و با مجموعه های طنزش رونق خاصی گرفت. دراین شبکه بود که ما یک زوج تهیه کننده را در تلویزیون بهتر شناختیم و به انتخاب هایشان اعتماد کردیم ایرج محمدی و مهران مهام.
از کارهای ماندگار مرضیه برومند که ایرج محمدی تهیه کننده آن بود تا سریال های پرخاطره رضا عطاران و سریال های نود شبی نرگس و ترانه مادری و... که محصول همکاری این دو در تلویزیون بود. اما به تازگی اتفاق عجیبی در سریال سازی تلویزیون در حال رخ دادن است که از طرفی خروجی بد تولیدات تلویزیونی و از سوی دیگر نشئت گرفته از بی تفاوتی و دلزدگی ما از رسانه ملی است. یعنی دقیقا یک سیکل معیوب.
کارگردان های مطرح سینما و نمایش خانگی این روزها با رمق کمتری در تلویزیون سریال می سازند و با انرژی بیشتر به سراغ تصویرهای پر مخاطب تر و پر سودتر خارج از فضای تلویزیون می روند و در حقیقت ساخت سریال در تلویزیون بیشتر برایشان جنبه مادی دارد تا هنری و این موضوع حتی تهیه کنندگان تلویزیون را منفعل کرده است. تهیه کنندگانی که با ویترین موفقیت این دست کارگردان ها و موقعیت اسمی آنها به سراغشان می روند  اما  نمایش دیگری می بینند.
و در میان این انفعال، بی تفاوتی و بی مسئولیتی شبکه ها نسبت به تولیداتشان تیر خلاص را به اثر میزند و  موجب دلسردی آنهایی می شود که می خواهند این چراغ را روشن نگه دارند.
سریال دلدادگان با کارگردانی منوچهر هادی و حضور بازیگران مطرح سینما و تلویزیون که همگی ازبهترین ها هستند و تهیه کنندگی ایرج محمدی باید به قاعده یک سریال موفق می شد ضمن اینکه طرح داستان پر تعلیق و گیرایی هم دارد و یقینا باورپذیرتر از سریال هایی است که این چند وقت دیده ایم.
داستان دلدادگان یقینا پتانسیل این را داشته و دارد که با قصه ای از زندگی شخصیتها در بستر چند دهه و واکاوی قهرمانان داستان در بازده زمانی بتواند مخاطب را همراه کند اما این سریال چنین شانسی ندارد وقتی که داستانی دنباله دار و چند فصلی، جای امنی در کنداکتور ندارد و به هر بهانه ای پخش نمی شود.

و اگر مخاطب بخواهد با آن ارتباط بگیرد هم  نمی تواند،  تا جایی که کارآکترها را در این نامنظمی در پخش گم می کند. اتفاقی که مرتب تکرار می شود و موجب اعتراض منوچهر هادی نیز شده است اما نیاز به اعتراضی جدی تر دارد.

سوال این است: اگر شبکه سه در پیک مسابقات ورزشی قرار داشت چه لزومی به شروع پخش این سریال بود؟

به راحتی می شد این سریال را برای ایام محرم و صفر در نظر گرفت. ایامی که زمانی برای ساخت سریال های مناسبتی بستری مناسب بود و حالا اصولا هیچ مناسبتی ،مناسب با هیچ سریالی نیست. در آخر باز هم اشاره می کنم که در این یادداشت کوتاه سریال دلدادگان را نقد نمی کنیم و نقد این سریال خود مجال دیگری می خواهد اما اینطور برخورد کردن غیر حرفه ای با تولیدات تلویزیون اوج ویرانی این رسانه محتضر است که حالا فقط به واسطه برنامه های ترکیبی نفس می کشد. رسانه ای که باید امانتدار "ریال" به فلاکت افتاده ی این روزهای مردم باشد.

به هر حال با شروع فصل دوم این سریال که به سال های آخر قبل از انقلاب بر می گردد، مجالی هست تا دلدادگان را محک بزنیم.

 

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما-سومین دوره از جشنواره فیلم سلامت با حضور وزیر بهداشت و درمان که بطور کلی از نوادر وزیران سینمادوست محسوب می شود و به همراه جمعی از مدیران وزارت بهداشت و درمان و اهالی سینما در تالار وحدت برگزار شد.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما - در سینمای ایران عروسک‌های مختلفی بوده که همانند یک "سوپراستار" در سینما و تلویزیون درخشیده‌اند ولی فقط تعداد کمی از آن‌ها همچنان ستاره هستند و مابقی در حد خاطره‌ای دور برای متولدین دهه 60 و 70 باقی‌مانده‌اند.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما- به تازگی مرضیه برومند کارگردانی که آخرین بار فیلم عروسکی «شهر موشها۲» را روی پرده داشت در گفتگو با «اعتماد» در کنار برخی انتظاراتش از دولت دوازدهم از حمایت قالیباف از خانه سینما و خانه عروسک سخن گفته است.

منتشرشده در رسانه دیگر

سی و یک نما- در آستانه "چهارشنبه‌سوری" تعدادی از عروسک‌های محبوب نسل‌های مختلف از فیلم‌ها و سریال‌هایی چون «شهر موش‌ها»، «زی‌زی‌گولو»، «کلاه قرمزی و پسرخاله»، «خانه مادربزرگه» و «جناب‌خان» بر بیلبوردهای شهری قرار گرفته‌اند تا با شعارهایی متفاوت مردم را به یک چهارشنبه سوری همراه با جشن و شادی و بدون خطر دعوت کنند.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما – قصد ما بازتاب یادداشت های هنرمندان در شوک ضایعه از دست دادن "عباس کیارستمی" نیست. این تصمیمی بود که گرفتیم  چرا که تعداد این یادداشت ها به اندازه ای است که امکان انتخاب را از ما سلب می کند و یا تکرار سوگ نامه ها مخاطب را خسته. به خصوص که بیشتر آنها کاملا از ته دل اما نزدیک به هم  است. در این میان "مرضیه برومند" هم در یادداشت نسبتا بلندی  که در اختیار روزنامه اعتماد قرار داده  به نکاتی اشاره کرده که  جالب است بخشی  از آن را با هم مرور کنیم.

منتشرشده در سینمای ایران

هما گویا (سی و یک نما) – به بهانه ی روز مادر بی مناسبت ندیدیم تا یادداشت و گفتگوی پنج سال پیش ، زمانی که بانوی بازیگری را از دست دادیم که در تمام نقش هایش، همیشه مادر بود و گاه نقش مادر بازیگرانی را ایفا کرد که چندان فاصله ی سنی با خودش نداشتند را باز خوانی کنیم. مطلبی که من برای روزنامه مردمسالاری تهیه کرده بودم.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما- پانزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی تهران - مبارک عصر روز شنبه 22 شهریورماه با اجرای کارناوال گروه‌های عروسکی شرکت کننده در این دوره از دبیرخانه جشنواره تا مجموعه تئاتر شهر آغاز شد و مردم شهر تهران به همراه خانواده تئاتر در جشن عروسک‌های نمایشی ایران شرکت کردند.

منتشرشده در تئاتر

پویه حسینی(سی و یک نما) - "بیاموزیم همزبانی را، زبان عشق و مهربانی را، چه گربه باشیم چه بچه ی موش، خواهان مهریم و گرمای آغوش، گرمای آغوش..."

منتشرشده در سینمای ایران
صفحه1 از2