معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

معرفی فیلم-قانون مورفی

معرفی فیلم-درساژ

معرفی فیلم-شوبیل

هما گویا/سی و یک نما – استاد! سلام عرض کردم. آقای مسعود خان فراستی، ساز مخالف نقد سینمای ایران که این روزها در برنامه ی «هفت» اصلا نمی شناسمت.خیلی ها مخالفت بودند و هستند، اما من جزوشان نبودم و حالا هستم. برای من قابل احترام بودی چون شهامت این را داشتی که از عقیده ات دفاع کنی که این روزها، حتی نقد نوشتن با شهامت هم "شهامت" می خواد. در گوشی بگم که من هم این شهامت رو دارم وپای عواقبش بوده و هستم.

منتشرشده در سینمای ایران

هما گویا / سی و یک نما_فیلم با سکانس آغازینش ما را شوکه می کند. تعقیب و گریز یک پلیس مواد مخدر(هومن کیایی) و یک فروشنده خرده پای مواد که فروشنده  در حال فرار، داخل گودالی که مشغول خاکبرداری هستتد می افتد و لودر بدون آنکه سقوط او را دیده باشد چاله را با خاک پر و بعد هم غلطک زمین را صاف می کند و مرد در زیر خاک زنده به گور می شود و هیچکس از سرنوشت او با خبر نیست حتی پلیسی که در تعقیب اواست.


زوج" پیمان معادی" و "نوید محمدزاده"، پارتنرهایی هستند که می شود همیشه از بازی این دودر کنار هم لذت بیشتری برد و انقدر پایا پای حضور خود را تثبیت می کنند که انتخاب اینکه کدامیک نقش اول فیلم هستند سخت است. سعید روستایی این تجربه را پیش از این در«ابد و یک روز» تجربه کرده وحالا در "متری شیش و نیم" تکرار می کند. اما با این تفاوت که این بار بازی بسیار خوب  پیمان معادی در  کفه ی ترازو سنگین تر از نوید محمد زاده است .

فیلم متری شیش و نیم که یقین دارم بخشی از منتقدین و روشنفکران جامعه آن را می پسند وتقدیر خواهند کرد، بعید است مخاطب سینما را در ابعاد گسترده راضی کند و از انجا که نگاه من به این فیلم، چندان روشنفکرانه و اپوزیسیون نیست و سلیقه ام به مردم (آنها که سینما را می شناسند،دوست دارند و صرفا به چشم سرگرمی تعقیب نمی کنند) نزدیکتر است، از فیلم لذت نبردم چرا که" یک پایان تلخ" به همراه ودرکنار " یک تلخی بی پایان" را حاضر نیستم در قاب سینما به  قیمت متری شیش و نیم بخرم . به خصوص اگر پارچه سفید کفنی باشد.

دومین فیلم سعید روستایی بازی های خوبی دارد، با درخشش پیمان معادی در نقش یک افسر مبارزه با مواد مخدرکه درگیراختلاف های خانوادگی است، بازی خوب "هومن کیایی" در نقش همکار او که دخترش را گروگان گرفته و کشته اند( که آن هم در روایت درنیامده است) و تک سکانس متفاوت و درخشانی از "پریناز ایزدیار" در نقش معشوقه ی سابق قاچاقچی.

اما در "متری شیش و نیم" بازی "نوید محمدزاده " به عنوان یکی از دوکارآکتراصلی و خرده حضور"فرهاد اصلانی" غافلگیرمان نمی کنند.( گرچه مگر این دو می توانند بد هم بازی کنند!!؟؟) و در کنار این سوپراستار ها درخشش دو بازیگر کودک قربانی خانواده  را هم داریم که هر یک سوپراستارهایی در نقش خود هستند.

 شخصیت پردازی نوید محمدزاده که نقش یک پخش کننده  و تاجرعمده فروش اما دست دوی مواد مخدررا به عهده دارد از فیلمنامه به شدت ضربه خورده است و بیشتر از درد دلی که در آن زندگی و کودکی اش را طی یک مونولوگ نسبتا بلند، کلیشه ای و گلدرشت، تعریف می کند، راز پنهانی را در بچه گی متحمل شده که برایش به صورت کابوسی درآمده تا درتضاد اعتیاد و فروشنده مواد مخدر بودن،  نسبت به کودکان احساس مسئولیت و مهربانی  وسواس گونه داشته باشد. او انقدر از نظر روحی متزلزل و افسرده است که به قول معشوقه ی سابقش (پریناز ایزدیار) شب ها هم با کفش می خوابد.

قصه حرف های خوبی برای گفتن دارد اما در روایت آن (برخلاف ابد و یک روز) الکن است.اما چرا سعید روستایی کاری کرده که ما با یک ضد قهرمان حس همذات پنداری داشته باشیم، نگاه عجیبی است، زیرا که روستایی با این نگاه به معضلات اجتماعی و اعتیاد، می تواند در آینده از زندگی"بیجه" که به چندین و چند کودک در پاکدشت تجاوز کرد و آنها را کشت نیز بستری از قصه گویی بسازد که با توجه به مشکلات این قاتل زنجیره ای که در کوره پزخانه کار می کرد، بسیار فقیر بود ودر کودکی  از طرف اقوام نزدیک و کارگران  کوره پزخانه بارها مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته بود، با بازی های خوب و فضاسازی مناسب صرفا به یک قربانی جامعه بدل شود که ما از اعدامش نادم شویم.

موردی که برای مثال، در فیلم فوق العاده ی "آخرین گام های مرد محکوم به مرگ" با درخشش "شون پن" نمی بینیم چرا که همه چیز سر جای خود قرار دارد و تعادلی بین رافت و نفرت ما ایجاد می کند.

فیلم جدید روستایی ، فیلمی طولانی با ریتم کند وتایمی به جهت زیاد، با مهارت همیشگی دوربین " هومن بهمنش" و دیالوگ های خوب اما آکنده از فحاشی (که البته لازمه ی فضا سازی و روایت درست فیلم است) به گونه ای تلخ و سیاه است که می شود از این به بعد از "ابد و یک روز" به عنوان یک ملودرام خانوادگی مفرح یاد کرد.!

تصاویری اغراق شده از بازداشتگاه ها که صدها معتاد در فضایی به اندازه بیست متر در هم میلولند و به تبعیدگاه های قرون وسطی و یا زندان نازی ها شبا هت بیشتری دارد و این درشت نمایی موجب می شود که به راحتی واقعیت قصه ی متری شیش و نیم را هم نپذیریم.مثل واقعیت کوچه های قهر و آشتی که هنوز هم وجود دارند .

البته تنها چیزی که در فیلم روستایی ملموس است و باورپذیر، شخصیت درستی است که از پلیس نشان می دهد که بر عکس تصاویردروغینی است که انگار در بازداشتگاه ها با چای و نسکافه از متهم اقرار می گیریند.

متری شیش و نیم اگر فیلمنامه منسجمی داشت که تمام سعیش را در دیالوگ نویسی خلاصه نمی کرد می توانست همانطور که انتظار داشتیم از بهترین های جشنواره ی امثال باشد.

منتشرشده در سینمای ایران


هما گویا(سی و یک نما ) – برای من که به سختی با نمایشی ارتباط برقرار می کنم (به خصوص اگر به گونه فانتزی باشد) و این اشکال شاید از جانب خودم است، نمایش هائی که هاله مشتاقی نیا می نویسد یا سیما تیرانداز کارگردانی می کند ویا هومن کیایی در آن حضور داشته باشد، سه فاکتور وسوسه انگیز دارد تا در مورد دیدن آن نمایش شک نکنم."تقدیربازان" هم یکی از این اتفاق های خوب بود. ....

 

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما *-چندی پیش مصاحبه ای می خواندم با اریک- امانوئل اشمیت. خبرنگار در آغازِ گپ و گفت و حال و هوای آن جا گفته بود: حس می کنم لارسن هستم! و اشمیت قهقهه ای سر داده بود! در آن مصاحبه هم اشمیت تمایلی به صحبت درباره ی زندگی خصوصی اش نداشت...

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما – هومن کیایی بازیگر توانمند تئاتر، سینما و تلویزیون دلنوشته ای دارد به عارف لرستانی که با هم می خوانیم

منتشرشده در گوناگون