دوشنبه, 06 فروردين 1397 04:30

«یادداشت نه چندان محترمانه اکبر نبوی در فضای مجازی /مهران مدیری ، رامبد جوان و عشق

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
«یادداشت نه چندان محترمانه اکبر نبوی در فضای مجازی /مهران مدیری ، رامبد جوان و عشق «یادداشت نه چندان محترمانه اکبر نبوی در فضای مجازی /مهران مدیری ، رامبد جوان و عشق

سی و یک نما – اکبر نبوی برنامه ساز رسانه ، تحلیلگر ، مجری ، منتقد، مدرس و با خیلی سمت های دیگر درحوزه سینما در روزهای آغازین سال نو با ابراز تاسف برای آنتن تلویزیون، نقدی به برنامه "دورهمی" در فضای مجازی داشته که یقینا می توانست محترمانه تر و بی طرفانه تر باشد چرا که وقتی در کلامش اشاره می کند که از مهران مدیری خوشش نمی آید ، نقد وی هم زیر سوال می رود حتی اگر به جا باشد. گر چه یک شو تلویزیونی با یک هاردتاک( که معمولا ایشان در اجرای آن تخصص دارند) متفاوت است و در همه جای دنیا رگه هایی از راحتی در کلام این نوع برنامه ها وجود دارد.

اکبر نبوی:از تحویل سال نود و هفت ساعتی گذشته است. به اتفاق همسر و دو فرزندم نشسته ایم پای لپ تاپ پسرم. (ظاهرا بوردهای تلویزیون خانه در کمال وقت شناسی!! سوخته است.) از میان برنامه ی مشعشع شبکه ها، «دورهمی» را انتخاب و تماشا می کنیم. میهمان برنامه، آقای رامبد جوان است.

یک تکه از این دورهمی برایم خاص و عجیب بود:

مهران مدیری: عاشق شدی؟

رامبد جوان: بــــــــــله. زیاد. تو نشدی؟

مهران مدیری: من؟ هیجده بار.

هنگامی که دو هنرمندی که به برکت رسانه ها در نزد مردم شهرت بالایی دارند، عشق را در حد دوستی های زودگذر و نوبتی پایین می آورند و مدیران شبکه ی نسیم هم با جهل مضاعف خویش، بر آن صحه می گذارند، از جوانان جامعه که ادعایی ندارند و از جایگاه اجتماعیِ همطراز با این دو هنرمند هم برخوردار نیستند، چه توقعی می توان داشت؟ اگر آنها (به شکل غیر مستقیم) از عشق های نوبتی (و نه نوبت عاشقی) سخن بگویند، بزرگترهای جامعه و حتی همین صدا و سیما و کارشناسان اخلاقی و تربیتی که مردم و بویژه جوانان را ارشاد!!! می فرمایند، چه واکشنی نشان خواهند داد؟

آنچه رامبد جوان عزیز(که دوست اش دارم) و آقای مهران مدیری (که ارادتی به او ندارم) به نام عشق از آن سخن می گویند، یک محبت و دوستی ساده است که گاهی چون باد می آید و همچو طوفان می گذرد. حیوانات هم این محبت ساده را بر اساس غرایز خود دارند و به اشکال مختلف به هم ابراز می کنند و اوج این محبت را نسبت به فرزندان خود نشان می دهند.

نتیجه آنکه، به نظر می رسد که آقایان مدیری و جوان، در تعیین مصادیق عاشقانه، در سطح و ساحت غریزه سیر می کنند و از چنین خاستگاه نازلی در باره ی عشق سخن می گویند. وگرنه، یکی نمی گفت زیاد عاشق شده ام! و دیگری نمی گفت هجده بار!

آنها انگار فراموش کرده اند و شاید نمی دانند که محبت و عشق، مراتبی متفاوت دارند. اگرچه در طول هم باشند که هستند.

محبت، پله های آغازین دوست داشتن است. گاه تمرینی است برای عاشق شدن. اما خودِ عشق نیست. که عشق، مستحیل شدن عاشق است در معشوق. عاشق جز معشوق نمی بیند. به همین دلیل، در جهان انسانی عاشقان اندک اند، اما دوستداران پرشمار.

عشق، حالت و احوالی مقدس، کمیاب و دیریاب است. اما وقتی دل و جانی را تسخیر کرد، جهانی یکه و منحصر می سازد و روز به روز شعله و شرارش بالا می گیرد.آتشی از آن زبانه می کشد که جز عاشقان واقعی نمی توانند آن را تعریف و توصیف کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید