نمایش موارد بر اساس برچسب: صدا و سیما

سی و یک نما- اسفندیار قره باغی یک موزیسین بزرگ، رهبر ارکستر و خواننده گروه کُر بود با شش دانگ صدا و هنر بسیار که در سالهای اخیر با اعتراض‌های بسیاری بابت خواندن سرود "آمریکا مرگ به نیرنگ تو" مواجه شد، در حالی که در آن سال‌ها چهره های اپوزسیون فعلی امثال "فردین" را خانه نشین و دق مرگ کردند و فریدون فروغی، فرهاد مهراد و حتی اساتیدی چون بنان، گلپا و ایرج ممنوع از کار شدند. همان‌هایی قره باغی را لعنت کردند که خود با او این سرود معروف را زمزمه که نه بلکه گاهی فریاد میزدند و موجب به حاشیه رفتن خیلی از بزرگان هنر بودند. او زمانی با رادیو و تلویزیون که حالا "صدا و سیما" بود همکاری می‌کرد که زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان نیز در این سازمان سمت داشت.


قره باغی در بهمن ۱۳۲۰ در محله قره‌باغی‌های تبریز به دنیا آمد. او فرزند «قلی خان سالار»، مشهور به «ساری قلی خان»، از طنزپردازان کافه خران بود. که پس از گذراندن دورهٔ متوسطه در دبیرستان بدر تهران، به تبریز بازگشت و از سال ۱۳۳۸ وارد هنرستان موسیقی گردید و در خرداد ماه سال ۱۳۴۳ فارغ‌التحصیل و به عنوان معلم موسیقی در مدارس کرمانشاه به استخدام وزارت فرهنگ درآمد.

او اواخر سال ۱۳۴۸ به تهران منتقل و در گروه اپرای تهران مشغول خواندن و تدریس گردید و سپس ضمن خوانندگی در گروه کُر اُپرای تهران پس از عزیمت و بازگشت از ایتالیا، با عنوان سولیست باس اُپرای تهران، نقش‌های بسیاری را در اجراهای مختلف عهده‌دار شد.

قره‌باغی دارای مدرک معادل دکترای آواز کلاسیک از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

گر چه ترومپت، ساز تخصصی اوست ولی با پیانو و ویولن نیز آشنایی داشت. به طوریکه در کنار آموزش آواز، سال‌ها به تدریس این سازها نیز پرداخته‌است. قره باغی پس از انقلاب، در سازمان صدا و سیما به همکاری با واحد موسیقی سازمان درآمد و در زمینهٔ سرودهایی با مضمون جنگ فعال شد. در مدت هشت سال جنگ، بیش از هشتصد سرود ساخت و در ایفای سلو و گروه کُر آن‌ها نقش مهمی داشت.

رهبری گروه کُر تالار وحدت، رهبری گروه کُر صدا و سیما، رئیس مرکز سرود و آهنگهای انقلابی، ریاست کمیته آواز کلاسیک خانه موسیقی، مسئول موسیقی رادیو و نایب رئیس کانون هنرمندان ایران از جمله سوابق وی محسوب می‌شود.

اسفندیار قره‌باغی در چند فیلم هم بازی کرد که معروف‌ترین آن‌ها بازی در فیلم سینمایی صمد و فولاد زره‌دیو در کنار پرویز صیاد بود.

همچنین وی سال‌ها در هنرستان هنرهای زیبای میرک و موسیقی تبریز به تدریس رشته و دروس موسیقی پرداخته است.

اولین اجرای رادیویی وی در سال ۱۳۵۰ سرود "ای ایران" بود که با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی انجام گرفت.

او در سال‌های اخیر قطعاتی حماسی با عنوان‌های سمفونی ارس و سمفونی خلیج فارس را آهنگسازی کرده و خوانده‌ است.

وقتی بعد از گذشت چهل سال از خواندن سرود "آمریکا مرگ به نیرنگ تو" از او در مورد خواندن این سرود سوال شد جواب داد: «از این بابت نه مطلقاً پشیمان هستم و نه به حرف‌های دیگران توجه می‌کنم. شاید در نگاه عده‌ای منفور باشم و از من خوششان نیاید، اما من مملکتم را دوست دارم و عاشق کشورم هستم.».

اسفندیار قره‌باغی صبح دیروز در زادگاهش تبریز درگذشت. وی پس از گذراندن یک دوره بیماری سخت سرطان، در حالی از دنیا رفت که چندی پیش خبر اخذ اقامت او و فرزندانش در آمریکا خبرساز شد که به تندی از سوی او و خانواده‌اش تکذیب شد. تا جایی که گفته شد ورود او به آمریکا به خاطر خواندن این سرود، ممنوع است.

منتشرشده در گوناگون

سی و یک نما - داوود عابدی مجری و خبرنگار ورزشی شبکه خبر درست شب شروع بازی‌های جام جهانی با انتشار پستی در اینستاگرام از خداحافظی با صدا و سیما خبر داد.

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما - حضور ایران در جام جهانی قطر ۲۰۲۲ که می توانست یکی از شادی بخش ترین لحظات را برای ما به ارمغان بیاورد در شرایطی برگزار می شود که از شادی کردن خجالت می کشیم. گاهی با خود می اندیشیم که تمام نوجوان ها و جوان هایی که امروزدر خاک خفته اند می توانستند ساعتشان را با بازی ایران در مقابل انگلیس، ولز و آمریکا تنظیم کنند. جایشان خالی است.

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما - ایالات متحده آمریکا روز چهارشنبه ۱۶ نوامبر (۲۵ آبان) کارکنان ارشد صدا و سیمای جمهوری اسلامی را به منظور فشار روی تهران به اتهام داشتن نقش حیاتی در سانسور مردم ایران تحریم کرد.

منتشرشده در تلویزیون
سه شنبه, 17 آبان 1401 13:32

درخواست بازگشت حامد زمانی

سی و یک نما – درخواست بازگشت حامد زمانی خواننده‌ ی ارزشی صدا و سیما که مدتی است ممنوع التصویر است مطرح شد.  اتهام وی حمل مواد مخدر بود که بعدا تکذیب شد اما اینکه اگر جرم او ثابت نشده چرا این مدت تصویر وی از تلویزیون حذف شده و حالا برای بازگشت وی نیاز به کمپین هست، پرسشی است.

منتشرشده در تلویزیون

هما گویا - اولین بار سال۸۳ دیدمش. وقتی به روزنامه شرق معرفی شدم. جوان بود و از سنش هم جوانتر به نظر میرسید. همه استاد صدایش می کردند و من آقای قوچانی. در شرق آن زمان هر کسی لقبی داشت انگار. محمد عطریانفر "حاجی"، محمد قوچانی "استاد"، احمد غلامی هم لقبی داشت که یادم نیست. من همه را بی لقب صدا می کردم و همیشه در جنگ با القاب. حتی یادم هست به احمد غلامی اعتراض می کردم: "استاد شرایط سنی هم می خواهد، بگذارید در وقتش استاد نامیده شوند این اساتید. لااقل شما که پیشکسوت او محسوب می شوید، او را استاد صدا نکنید".

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما - حضور در برنامه‌ی تلویزیونی و یا هر مدیومی که بستری برای گفتگو باشد حتما مورد استقبال مردم و قابل دفاع است، چرا که گر چه مرگ غم‌انگیز مهسا امینی شروعی بر اعتراض‌های اخیر شد، اما درواقع همه‌ی نا‌رضایتی‌ها بر پایه‌ی یک خواسته است، دملی که با این اتفاق سرباز کرد. خواسته‌ای که یک قدم جلوتر از دغدغه‌ی نان ایستاده است. خواسته‌ای به‌نام "آزادی" که یقینا "آزادی بیان" و حق انتخاب سر لوحه‌ی آن است. اما در این وسط می‌مانند مردمی که هاح و واج مانده‌اند از حرکت بعدی دو جناح سیاسی، یک صفحه و مهره‌هایی که قرار است افکار ما مردم باشند چیست؟ بازی بزرگان سیاست‌زده؟

احمد زیدآبادی شاید باور نمی‌کرد که تا این اندازه در بیست و چهار ساعت اخیر مورد مواخذه دوستان و نزدیکان (طبق گفته خودش) و پرسش آنهایی‌که سال‌هاست وی را می‌شناسند قرار بگیرد و حالا در صفحه اینستاگرامش از خود دفاع می‌کند.

او می‌گوید که همان شب از این دعوت مطلع شده که نشان می‌دهد این پژوهشگر اصلاح‌طلب چه حاضر یراق برای رفتن نشسته بوده است، برای رفتن به مهمانی دوستانی که مورد تایید او نبوده و نیستند.

اینکه چه‌چیز او را تا این اندازه مشتاق کرده همچنان قانع‌کننده نیست، اما حتما باید صحبت‌های او را شنید. شنونده بی‌تعصب بودن اولین گام در آزادی است.

منتشرشده در تلویزیون
هما گویا - آنتن تلویزیون اوج حقارت بود و صدا و سیما بایکوت، بخصوص از سال ۸۸ به بعد. تلویزیون ملی با اصطلاح "میلی" در ظاهر بایکوت بود اما  چطور فوتبال های برتر دنیا به صورت زنده و مستقیم (که تماشایش برای خیلی از کشورهای پیشرفته آرزو است)، برنامه  نود،  لیگ برتر، رقابت آبی و قرمز، مناظره های اقتصادی، هفت، دورهمی ، خندوانه، عصر جدید، رادیو هفت  و..... بی آنتن از گیرنده روشنفکران اپوزوسیون پخش میشد را نمی دانم. بارها به خودِ من پیشنهاد داده بودند که کته گوری تلویزیون رو در سایت سی و یک نما حذف کنم و من توضیح داده بودم که جناحی نیستم و ترجیح میدهم تریبونی برای تجزیه و تحلیل داشته باشم تا ژست دروغین اپوزوسیون و اینکه سی و یک نما مستقل است نه طلبکار و نه بدهکار.
این چند وقت و اوضاع ملتهب و پر از اعتراض جامعه؛ روزهای بسیار سختی هم برای سازمان صدا و سیما رقم زده تا جایی که از گوشه و کنار اتاق فکرش یک اشتباه بزرگتر از قبل بیرون میزند اما در این میان شبکه چهار زیرکی کرده و در قالب برنامه زنده ی شیوه (ما مدت هاست چیزی به نام برنامه زنده در تلویزیون نداریم) که من بارها به اشتباه "شیوع"می خواندم، کسانی را رو به روی هم و در فورمت مناظره قرار داده که پیش از این حتی کُد آوردن از آنها در تلویزیون خط قرمز محسوب میشد.
جَنگ زرگری است یا جُنگ تحلیلی را نمی دانم اما حرف هایی زده می شود که پیش از این جُرم بود.
برنامه شیوه یقینا از خیلی چهره های چپ، مخالف و حتی با سابقه ی زندانی سیاسی بودن نیز حتما دعوت کرده و حتما خیلی ها حضور در تلویزیون را نپذیرفتند اما در این میان دیدن چهره "احمد زید آبادی" پژوهشگر تئورسین اصلاحات رو به روی یک چهره متعصب و مطلق نگر اصولگرا مثل محمد صادق کوشکی غیر قابل تصور بود و البته برگ برنده ای برای سازمان که قابل تقدیر است.
 
زیدآبادی قشنگ حرف میزد، او همیشه خوب می نویسد و خوب تر حرف میزند اما من به شخصه بیشتر از آنکه به حرف هایش فکر کنم به حضورش می اندیشیدم که اصلاحات و سازندگی نابود شد، از اول نقاب به چهره داشت و یا ما را نابود کرد؟ 
حالا منتظر مهمانان بعدی هستم. به نظرم رویارویی کیهان و شرق هم می تواند دیدنی باشد.
حتی مناظره ی یامین پور و محمد قوچانی هم بد نیست.
و اما در شیوه ی دیشب چه خبر بود؟ خلاصه اش را به نقل از جماران دنبال کنید:
 
منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما - بعد از اینکه باربد بابایی مجری برنامه «زوجی نو» گفت دیگر در تلویزیون کار نمی‌کند، تهیه‌کننده این برنامه بیان داشت که هیچ برنامه ای در صدا و سیما متکی به افراد نیست. پیمان جبلی درباره خداحافظی تعدادی از مجریان این سازمان گفت که مانع رفتن مجریانی که تمایل به همکاری ندارند، نمی‌شویم.

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما - دو روز پیش از این خبر فوت ناگهانی پسر بزرگ نسرین مقانلو بازیگر سینما و تلویزیون موجب شایعاتی پیرامون این اتفاق ناگوار شده بود که حالا روزنامه ایران جزییات این حادثه را شرح داده است:

منتشرشده در سینمای ایران
صفحه1 از5