سه شنبه, 07 مهر 1405 13:36

«خانوم والده»؛ وقتی عطاران از خودش عقب می‌ماند

نوشته شده توسط هما گویا
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
«خانوم والده»؛ وقتی عطاران از خودش عقب می‌ماند «خانوم والده»؛ وقتی عطاران از خودش عقب می‌ماند سی و یک نما

سی و یک نما - ما با «ورود آقایان ممنوع» خندیدیم، با «دهلیز» گریستیم و با «خانه به دوش» زندگی کردیم. ما با رضا عطاران خاطره‌ها داریم، اما «خانوم والده» آن خاطره ها را خط‌خطی می‌کند.

ما رضا عطاران را دوست داریم اما با او در "صد دام" ارتباط نگرفتیم و با "خانوم والده" به دنبالِ او گشتیم.

پیش از هر چیز، بگذارید یک نکتۀ مهم را روشن کنم تا سوءتفاهمی پیش نیاید: گریمِ زنانه برای یک بازیگر مرد در سینما به خودیِ خود نه ایراد است و نه کسرِ شأن بلکه گاه به بازیگر فرصتی می‌دهد تا بیش از پیش توانایی‌های خود را به رُخ بکشد.. داستین هافمن، رابین ویلیامز، تونی کورتیس و جک لمون، با همین گریم‌های زنانه شاهکار ساختند و مرحوم اکبر عبدی با «آدم‌برفی» یکی از ماندگارترین نقش‌های سینمای ما را خلق کرد. پس مسئله اصلاً «زن‌پوشی» نیست؛ مسئله، آن چیزی است که پشت این گریم می‌نشیند.

و این دقیقاً همان‌جایی است که «خانوم والده» آب می‌رود.

داستان فیلم درباره‌ی دو برادر بدهکار است که برای تسویه‌ی بدهیِ سنگین‌شان به یک پزشک، پس از مرگ مادرشان دست به اقدامی عجیب می‌زنند و کریم (با بازی رضا عطاران)  به‌خاطر شباهتِ ظاهری‌اش به مادر، خودش را به جای او جا می‌زند تا به ارثِ وی برسند.

این ایده، در نگاه اول، ظرفیتِ یک کمدیِ موقعیتِ درخشان را دارد؛ همین شباهت، همین جا‌زدنِ خود به‌جای مادر، و همین سوءتفاهم‌هایی که باید از دلِ این «بازی پرچالش» بیرون بیاید.

اما فیلم از این ظرفیتِ طلایی استفاده نمی‌کند و به‌جای آن‌که شخصیتِ کریم را در موقعیت‌های بامزه و طنزِ مبتنی بر داستان بیندازد، فیلم زن‌پوشیِ او را به محورِ اصلیِ شوخی‌هایش تبدیل می‌کند؛ شوخی‌هایی که در بخش‌هایی به‌جای خنده، آزار می‌دهند و استفاده‌ی مکرر از بدن و رفتارِ زنانه به‌عنوان سوژه‌ی شوخی، فیلم را به سمت کمدیِ جنسیتی و مبتذل می‌کشاند. این‌جا دیگر خبری از آن شوخ‌طبعیِ زیرکانۀ عطاران نیست؛ خبری از آن بازیِ نگاه و مکث و تایمینگِ بی‌نقصی نیست که در «ورود آقایان ممنوع» یا «خانه به دوش» دیدیم. چیزی که می‌ماند، کمدیِ فرمولی و کلیشه‌ای است که به قالب‌های امتحان‌داده اعتماد کرده، نه به داستان و شخصیت.

‌و این‌ها در حالی است که فیلم، به‌لطف نامِ عطاران، در گیشه‌ی  اکران پرمخاطب شده؛ آماری که نشان می‌دهد مخاطبِ همیشگیِ سینما هنوز به او اعتماد دارد، اما فیلم این اعتماد را با اثری هم‌قدِ خاطراتش پاسخ نمی‌دهد.

و همین است که دلِ مخاطبِ وفادار را می‌آزارد؛ نه آن‌که عطاران چهره‌اش را تغییر داده باشد، بلکه اثری ساخته شده که این‌بار با همه‌ی آن خاطره‌هایی که از او در ذهن داریم، هم‌قد نمی‌شود. او که روزگاری استادِ خنده‌ی هوشمندانه بود، به کمدیِ مبتذلِ گیشه‌پسند پناه برده و در این مسیر، هم شأنِ خودش را به خطر انداخته و هم آن تصویرِ درخشان را که از او در ذهنِ مخاطب ساخته شده بود، خط‌خطی کرده است و «خانوم والده» فیلمِی است که در پسِ این پوسته، هیچ‌چیزِ درخوری برای گفتن ندارد به جز تاسف.

هما گویا

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید