علی افشاری / سی و یک نما_ آلیس عینکشو درآورد و جواب داد:« ما که چیز غیر واقعی نمیسازیم هر چیزی که میسازیم، توی این ساختمون و توی دنیای ما واقعیه.» بعد برای اینکه حرفشو ثابت کنه از یه نفر که داشت از اونجا رد میشد پرسید:« دلار اینجا امروز چنده؟» طرف با روی گشاده و حال خوب جواب داد:«معلومه این چه سوالیه میپرسی! هزار تومن دیگه!»

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما – هر روز صبح که بیدار می شویم شاید کمی زودتر، یعنی بعد از نیمه شب، باهیجان تیتر یک  فردای شما را در اینترنت چک می کنیم . تیتر یک شما کیهان عزیز را! و بعد به صفحات داخلی می رسیم

منتشرشده در تلویزیون

سی و یک نما – ساعتی پیش قرعه کشی بازی های جام جهانی 2018 روسیه در حالی به پایان رسید که بدترین قرعه به نام ایران افتاد و همه را نگران کرد اما از آنجا که ما ملتی هستیم که همیشه در سخت ترین قرعه ها، حماسه می سازیم و از ضعیف ترین تیم ها گل می خوریم، خیلی زود روحیه مون رو حفظ کردیم واز آنجا که طنازی هم در خون ماست، بلافاصله کلمات پشت هم ردیف شدند که در ادامه نگاه سینمایی"علی افشاری" یکی از شیرین ترین های خنداننده شو را در اینباره بخوانید و ...ببینید چقدر اطلاعات سینمایی اش به کمک طنازیش آمده است و اگر از فیلم "کازابلانکا" هم یاد می کرد تکمیل می شد این شهد کلام.

 

منتشرشده در گوناگون

 
هما گویا(سی و یک نما ) – هر وقت در جمعی حسن معجونی را می دیدم، آنچنان سعی می کردم با او برخوردی نداشته باشم که گاه به دیوار می خوردم. حسن معجونی برای من یک نابغه تئاتر بود که حتی نمی‌شد یک دقیقه تحملش کرد. او دقیقا همانی بود که در "مسافران" رامبد جوان از یک سیاره دیگر می آمد. بی احساس ، سرد و یخ‌زده. مطمئنم خیلی ها با این حس من موافقند و چه خوب که در مسابقه‌ی جذاب و دیدنی خنداننده شو ما با حسن معجونی ای آشنا شدیم که دوستش داریم حتی وقتی از رشت برایمان ویدئو می‌فرستد.

 

در خنداننده شو ما فرصت کردیم تا داشته های شقایق دهقان را بشناسیم و بفهمیم که او بیش از یک بازیگر خوب پتانسیل دارد که زیر نور هر ماهی برود و ساختمان پزشکانی را به وجد بیاورد. با خنداننده شو اشکان خطیبی ای را شناختیم که گرچه در چند برخوردی که با او داشتم متوجه شدم که چقدر حساس و زود رنج است، اما حالا می بینم که بیشتر این حساسیت ها و زودرنجی هایش نشات گرفته از احساس پاکی است که دارد. مهربان است ، منصف است و کارش را خوب بلد است . و اما... رامبد جوان. از او چیزی نمی گویم و حتی از خندوانه اش چرا که می دانم با تمام شدن این برنامه همگی فرصت خواهیم داشت که به نقشی که او و برنامه اش در این چند سال بر ارتباط با فرهنگی تازه در مدیومی بسیار تاثیر گزارچون رسانه ملی داشته فکر کنیم و منصفانه قضاوت کنیم که خندوانه جاده صاف کن چه برنامه هایی شد و تا چه اندازه به ما حس خوب داد.
مورد دیگری را هم باید درباره حسن معجونی بگویم تا یادم نرفته!! در برنامه خنداننده شو حسن معجونی جدی کار می کرد اما نه بی تفاوت. بسیار بی حاشیه بود؛ اما از او بسیار یاد گرفتیم. یکی از نکات جالب توجهی که در آموزشش وجود داشت این بود که می خواست به مردم بگوید که شما و شعور و سلیقه شماست که باید محک بخورد و نه احساساتتان، مثلا وقتی به گروهش می گفت روی صحنه نگویند به من رای بدهید.!
اما درباره‌ی حاشیه های اجرای درویشان پور که خودش یک کمدی موقعیت است، شروع اجرای او، کپی یکی از استند آپ های "ماز جبرانی" بوده که من اصلا ایشان را نمی شناختم اما اتفاقا آن قسمت کپی شده تنها نقطه ضعف اجرای او بود که اگر حذف می‌شد حتما قوی تر می نمود چرا که اصلا با فرهنگ ما همخوانی نداشت. چرا که اساسا در فرهنگ ایرانی ها(به جز فرهیختگان متجدد شده امروزی) معمولا آقایان در اتاق زایمان حضور ندارند که به آن ها گفته شود کنار خانم باشد و او را به نفس کشیدن های عمیق تشویق و وادار کند؛ این دقیقا همان قسمت غیر ایرانی و نه چندان هماهنگ با باقی اجرا بود که کارکردش قطعا برای ماز جبرانی با توجه به مخاطبان غیر ایرانی و البته ایرانی مهاجرش بیشتر و بهتر است.
جالب این که ماز جبرانی هم خودش به این اتفاق واکنش بسیار خوبی داشت و در پستی که در یکی از صفحات مجازی اش گذاشته، گفت که از این اتفاق به هیچ عنوان ناراحت نیست و دمت گرمی هم نثار درویشیان پور کرده بود که او را به کسانی مثل من که نمی شناختندش، معرفی کرده.!
حاشیه چند ساعت اخیر هم به نظرم بی اهمیت است. لو رفتن این که چه کسی برنده شده، ممکن است یک بازی ژورنالیستی باشد یا یک حرکت تبلیغاتی از طرف گروه. هر چه که هست این مسابقه و این دو فینالیست با این که با یکدیگر رقابت کردند ولی حالا و در مرحله‌ی نهایی عملا هر دو برنده‌ی این رقابتند‌. میثم درویشانپور به سلیقه‌ی مخاطب ایرانی نزدیکی بسیاری دارد و مجید افشاری کارش را درست مثل کمدین‌های مطرح روز انجام می دهد و در استاندارد های استندآپ.‌.
این که عده ای بخواهند بگویند حق کشی شده یا چرا محراب قاسم خانی از یکی از فینالیست‌ها حمایت کرده و غیره و غیره تمامشان حاشیه هایی ست که اتفاقا هم برای برنامه هم برای شرکت کنندگان و هم برای این جریانی که در کمدی آغاز شده چندان هم بد و منفی نیست حالا که خندوانه رو به پایان است این ماجرا ها می تواند پایانش را دلچسب تر و پر ماجراتر کند.
و یک نکته‌ی جالب دیگر این که وقتی یک سایت اسم و رسم دار صرفا برای جلب مخاطب عنوان می کند که "اگر نمی خواهید بدانید برنده ی خنداننده شده چه کسی ست به سایت ما سر نزنید!" این به دور از شان رسانه‌ای است، اگر سایت بی نام و نشانی بود می شد به چنین حرکاتی برای کلیک خوردن حق داد ولی در این مورد فقط می شود تاسف خورد که کارکرد رسانه ها با فضای مجازی دچار اختلاط شده است.
امشب با شبکه نسیم خواهیم بود ، با خنداننده شو و همانجایی که خندوانه باید باشد.

منتشرشده در تلویزیون
 
 
سی و یک نما_ زینب موسوی یکی از تماشایی‌ترین و البته جنجالی‌ترین شرکت کننده‌های خنداننده شو در گفت و گویی در تعریف استند آپ کمدی، اظهار داشت: بر خلاف تصور بسیاری از مخاطبان، استند آپ کمدی اجرای یک کمدی به صورت ایستاده نیست بلکه طرح و اجرای موضوعی است که پس از اجرا، مخاطبان به خاطرش بایستند و ابراز امیدواری کرد که با پیمودن فراز و نشیب‌های راه دشواری که در پیش گرفته بتواند تعریف و ذائقه مخاطبان نسبت به موضوع طنز را کمی اصلاح کند و به افزایش آگاهی جامعه کمک کند.
 
یکی از کمدین های شرکت کننده در خنداننده شو‌ی برنامه "خندوانه " دخترجوانی بود با چثه‌ی کوچک وشخصیتی جسور و لهجه‌ی قمی که طرفداران بسیاری داشت و نقطه‌ی ضعفش در این بود که خود نیز به توانائی خود آگاهی داشت. آنقدر آگاهی که به نوعی غرور و حاضر جوابی‌هایش موجب شد تا از رقیبان جا بماند چرا که اصولا مخاطب باهوش رسانه‌ای خیلی زود به خود بینی و فاصله گرفتن از چارچوب‌ها و هنجار‌ها واکنش نشان می‌دهد . این اتفاقی بود که برای زینب سادات موسوی افتاد وگرنه حتما این دختر بااستعداد از این رقابت ها حذف نمی‌شد. این شخصیت گر چه اولین بار بود که رونمائی می شد اما چهره‌ی پوشیده شده وی را در شخصیت امپراطور کوزکو مدت ها بود در فضای مجازی می شناختیم و از ته دل به اجراهای او می خندیدیم. 
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، زینب السادات موسوی، کمدین جوانی که از رقابت‌های خنداننده شو در برنامه خندوانه حذف شد در برنامه آبان از دغدغه‌هایش گفت. وی که پیش از این نیز با کاراکتری به نام «امپراطور کوزکو» در شبکه‌های اجتماعی توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده بود در این گفتگو ضمن اشاره به رسالت طنز در جامعه گفت: تعریف طنز در ذهن بسیاری از مردم چیزی است که آنها را بخنداند و اگر لازم باشد برای خندیدن کمی فکر کنند، نسبت به آن موضع می‌گیرند و حس می‌کنند از بالا به آنها نگاه شده است. اما به نظر من رسالت طنز دقیقا همین است که مخاطبانش را به فکر کردن و دقت در مسائل پیرامونشان یا لااقل یک جستجوی ساده اینترنتی وادارد. 
همچنین خالق شخصیت امپراطور کوزکو درباره این شخصیت گفت: کوزکو نماد انسان‌های زننده است که خود را دانای کل می‌دانند و حاضر نیستند بپذیرند که اشتباه کرده اند. من امیدوارم که مخاطبان این شخصیت با دیدنش بتوانند با آن وجه از خودشان روبرو شوند. 
موسوی از سختی‌های کار به عنوان یک کمدین گفت و افزود: من این روزها، بسیار روزهای بدی را سپری می‌کنم. روزهایی که در آن علاوه بر فحاشی به خودم و خانواده‌ام در بسیاری از صفحات مجازی، با تهدیدهای فراوانی از اسیدپاشی تا زیر گرفتن با ماشین مواجهم. 
وی در ادامه این گفت وگو به واکنش بسیاری از مخاطبان و به خصوص بسیاری از خانم‌ها به موضوع اجرای کمدی توسط یک زن واکنش نشان داد و گفت: در ذهن بسیاری، قالبی برای یک زن وجود دارد که در آن قالب شوخی و کمدی جایگاهی ندارد و بسیاری از مردم و عجیب‌تر آنکه بسیاری از خانم‌ها با واکنش‌های تهاجمی ابراز می‌کردند که این کارها در شان یک خانم نیست و این بسیار دردناک‌تر بود. 
آبان که پیش از این با موضوعاتی درباره زنان و دغدغه‌هایشان با اجرای پریوش نظریه بر روی کانال آپارات قابل مشاهده بود از این به بعد با سردبیری و اجرای نیلوفر لاری‌پور به کار خود ادامه خواهد داد.
منتشرشده در تلویزیون