معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

سی و یک نما - درهای ساختمان موزه ای که سال ها پیش اردوگاه مرگ بوده به روی زن و مرد بازیگری باز می شود. این دو تنها بازماندگانِ آن قربانگاه هستند که از آن جا فرار کرده بودند. از منظر این دو، ارواح کشته شدگان که بازیگرانی بودند با فعالیت های ضد فاشیستی، فراخوانده می شوند و در جهانی وهم آلود نمایشی را که مجبور بودند زیر شکنجه بازی کنند تا زنده بمانند،دوباره جان می گیرد.

منتشرشده در تئاتر

هاله مشتاقی نیا*-نمی شود در فضای تئاتر نفس کِشید، کار کرد، زندگی کرد، با نگاهی اجتماعی از معضلات نوشت و آن وقت، در بزنگاهی که خودمان در آن گیر کرده ایم، سکوت کرد... این "سکوت" خطرناک تر از هر که و هر چه است..‌.

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما - تصویر برداری فیلم کوتاه "پیاده" به کارگردانی شکوفا کریمی و تهیه کنندگی مهدی کرم پور در تهران به پایان رسید. این فیلم نوشته "هاله مشتاقی نیا"، داستان زن جوان افغانی است که به همراه همسرش به صورت غیرقانونی وارد ایران شده اند.

منتشرشده در سینمای ایران

سی و یک نما * - "بعد از هرگز" اولین نمایش نامه ای است که از من در سال هشتاد وسه منتشر شده است. البته بعد از کتابِ" آینه ی جی. دی. سلینجر" که پایان نامه ی تحصیلی ام بود که پرداختِ دراماتیکِ داستان های جی.دی.سلینجر است و به تشویق استادم آقای اصغر عبداللهی منتشر شده بود.

 

منتشرشده در تئاتر

نزهت بادی * - نمایش "دیور" نوشته هاله مشتاقی نیا و کارگردانی آریان رضایی درباره دشواری‌های برقراری تعامل میان انسان‌های معاصر است که هرچند راه‌های ارتباطی روزبه‌روز گسترده‌تر و متنوع‌تر می‌شود، اما افراد همچنان ناتوان از درک متقابل یکدیگر هستند و نمی‌توانند با هم گفت‌وگو کنند و برای مشکلاتشان راه حلی پیدا کنند. از این رو انتخاب رویکرد تعاملی برای چنین تئاتری کاملاً هوشمندانه به‌حساب می‌آید و چنین ایده جسورانه‌ای به مخاطب این فرصت را می‌دهد تا آنچه را که در صحنه در حال دیدن است، خود نیز تجربه کند و داستان از قالب نمایشی صرف خارج شود و کارکرد واقعی برای زندگی به دست آورد.

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما – در تعطیلات نوروزی و تنها فرصتی که تهران مجال دارد تا نفس بکشد، دیدن یک نمایش خوب آن هم بی دغدغه ترافیک رسیدن به محل اجرا،به نظر غنیمتی است.هاله مشتاقی نیا درباره تازه ترین نمایشی که نوشته چنین می گوید:

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما – "من دکتر مهرداد کیان دوشنبه 14 اسفند 96 تو اتاق خواب خونه ی خودم به قتل رسیدم."این دیالوگی است که از زبان «فرید قبادی» بازیگرگزیده کار سینما و تئاتر از نمایش "دیور" می شنوید. بازیگری که در جشنواره فیلم فجر، حضورش را در شعله ور حمید نعمت اله دیدیم. کسی که سال گذشته به عنوان بهترین بازیگر مرد جشنواره تئاتر فجر معرفی شده وبازیگر برگزیده جشن بازیگر تئاتر سال نیز هست.

منتشرشده در تئاتر
 
سی و یک نما*_ این روزها  که تبلیغاتِ اکثر گروه ها در فضای مجازی با جمله های "استقبالِ بی نظیر تماشاگران"، " سولد اوت شد!" و ... همراه شده، چه خوب تر از نمایش هایی هم بر صحنه استقبال می شود که بضاعت خودِ گروه، تماشاچی را به سالن می کِشاند.
 

من از تماشای مفیستو به کارگردانی آقای مسعود دلخواه لذت بردم: تابلوهای جذاب، موسیقی تاثیرگذار، انرژی گروهِ بازیگری جوان کنارِ مرتضی اسماعیل کاشیِ باتجربه و ... که اقتباسی از رمانِ خواندنیِ کلائوس مان است به ترجمه ی ناصر حسینی مهر و به قلم آریان منوشکین.
مفیستو برای من یک تئاتر درست است. نمایشی که معیار کارگردان برای انتخابِ بازیگر، لزوما تعداد فالوورهای اینستاگرام نیست بلکه توانایی بازیگر است و یا تست از دانشجویانِ بازیگری!
معیار موسیقی، آوردنِ فلان خواننده ی مطرح یا رپر یا... نیست به صرف پُر شدن سالن، مگر لزوم حضورشان در یک نمایش!
 نمایشی که برای تولیدِ آن شش ماه زحمت کِشیده شده و به شعور تماشاچی احترام می گذارد، برای من ارزشمند است.
 این انرژی خوب هم طبعا با تماشاچی همراه می شود؛ جوری که سه ساعت و نیم به تماشای آن می نشیند و پس از آنتراکت هم دوباره به سالن برمی گردد.
اگر هنوز مفیستو را تماشا نکرده اید، آن را از دست ندهید که چنین نمایش هایی بر صحنه غنیمت است و باید از آن ها حمایت شود. 
 
*هاله مشتاقی نیا – نمایش نامه نویس
 
 
منتشرشده در تئاتر


هما گویا(سی و یک نما ) – برای من که به سختی با نمایشی ارتباط برقرار می کنم (به خصوص اگر به گونه فانتزی باشد) و این اشکال شاید از جانب خودم است، نمایش هائی که هاله مشتاقی نیا می نویسد یا سیما تیرانداز کارگردانی می کند ویا هومن کیایی در آن حضور داشته باشد، سه فاکتور وسوسه انگیز دارد تا در مورد دیدن آن نمایش شک نکنم."تقدیربازان" هم یکی از این اتفاق های خوب بود. ....

 

منتشرشده در تئاتر

سی و یک نما *-چندی پیش مصاحبه ای می خواندم با اریک- امانوئل اشمیت. خبرنگار در آغازِ گپ و گفت و حال و هوای آن جا گفته بود: حس می کنم لارسن هستم! و اشمیت قهقهه ای سر داده بود! در آن مصاحبه هم اشمیت تمایلی به صحبت درباره ی زندگی خصوصی اش نداشت...

منتشرشده در تئاتر
صفحه1 از3
امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت