یکشنبه, 21 تیر 1394 14:26

این هفته مهمان هفته نامه "صدا "بودم / ماهت عسل نیست این روزها

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
این هفته مهمان هفته نامه "صدا "بودم / ماهت عسل نیست این روزها این هفته مهمان هفته نامه "صدا "بودم / ماهت عسل نیست این روزها

هما گویا (سی و یک نما ) این هفته مهمان هفته نامه "صدا" بودم. هفته نامه ای که تحریریه آن از همکاران قدیمی من هستند و همیشه قلم زدن در نشریه ای که سردبیرش "محمد قوچانی" است، برایم خوشایند است .پرونده ای در باره ی برنامه ی "ماه عسل " و تحلیل این برنامه که امسال به اندازه ی سالهای گذشته ماهش، عسل نبود چرا که حاشیه امن یک برنامه پر مخاطب تلویزیونی دانش و نوآوری است نه غرور و خودباوری.

آقای علیخانی! ماهت عسل نیست این روزها

با توجه به اینکه رسانه ی ملی یک رسانه با مخاطب عام است و این روزها چندان مخاطب خاصی ندارد، برنامه هائی نظیر "ماه عسل" فرصت مغتنمی است برای جلب مخاطب، که این اتفاق سالهاست که در واپسین دقایق پیش از افطار روی آنتن می رود. برنامه ای که گرچه بر عکس عنوانش طعم تلخی داشت و به شیرینی عسل نبود اما در نگاه متفاوت و تاثیرگزاری آن شکی نداشتیم و یقین اینکه احسان علیخانی مجری و برنامه ساز مستعدی است که می تواند سالها در رسانه ی ملی حضور موثر داشته باشد به شرط اینکه باور کند که نباید خیلی خودش را باور کند و بداند نقطه سقوط همیشه جائی است که زیر پایمان را محکم می بینیم در حالی که حاشیه ی امن نگاه به زیر پاست.

قبل از اینکه بخواهیم نگاهی داشته باشیم به برنامه "ماه عسل 94" بد نیست نقل قول هائی از برخی کارشناسان برنامه های گفتگو محور و ترکیبی را با هم مرور کنیم:

 اسماعیل میرفخرائی یکی از بهترین مجریان تاریخ تلویزیون ایران در این باره می گوید: "اجرا یک تخصص است که نیاز به دانش و علم آکادمیک دارد و یک مجری باید در این رابطه دوره ببیند و این تدبیر بر دوش مدیران سازمان است همانطور که من قبل از انقلاب از طرف تلویزیون به خارج از کشور رفتم و دوره ی آن را دیدم "،  دکتر اسماعیل مهدوی استاد دانشگاه شهید بهشتی  و یکی از معتبرترین دانشگاه های آمریکا که پیش از این عهده دار اجرای برنامه "هزار راه نرفته" بود نیز  چنین نظری دارد : "در کشورهای پیشرفته هرگز یک برنامه تلویزیونی موفق بر پایه نگاه یک فرد و یک گروه بصورت مداوم و مستمر برنامه ریزی نمی شود و برنامه های موفق تلویزیونی اتاق فکر گسترده ای دارند که افراد حاضر در آن مرتب افزایش پیدا کرده و یا تغییر می کنند". یکی از مشاورین برنامه های، مجری و تهیه کننده ی مطرح آمریکا "اپرا وینفری" در رابطه با موفقیت برنامه های تلویزیونی می گوید: "یک برنامه تلویزیونی موفق و معروف در حقیقت مجری و عنوانش به صورت لوگو  و امضاء کار باقی می ماند اما ساختار برنامه مرتب به روز می شود و اکیپی از کارشناسانان متعدد در حوزه جامعه شناسی، مردم شناسی و روانشناسی در حال سر پا نگاه داشتن برنامه هستند...

و اما در ایران، برنامه های موفق تلویزیونی که "ماه عسل" یکی از پر مخاطب ترین آنهاست به کدام یک از نظرها و نظریه های استاندارد جهانی نزدیک است؟ چرا موفقیت یک برنامه تلویزیونی در جوامع پیشرفته موجب می شود تا تلاش ها دو چندان شود و نوآوری کاری کند تا این مخاطب ریزش نکند و چرخ محبوبیت بچرخد اما در اینجا مو فقیت یک برنامه موجب ایستائی، بی انگیزگی و به فراخور آن رکود یک برنامه می شود. (البته گاهی هم موفقیت موجب می شود تا برنامه به کل از کنداکتور خذف شود مثل اتفاقی که برای "رادیو هفت" افتاد). انگار گه یک برنامه پر بیننده تابلوئی است که میخش را به باکس تلویزیون کوبانده و قرار است همیشه در باکس تولیدات تلویزیونی جای ثابتی داشته باشد. در این میان تنها عادل فردوسی پور است که همیشه دغدغه به روز شدن و بهتر شدن دارد و این بزرگترین عامل ماندگاری است که پشت او را با وجود تمام جنجال هائی که پیرامون برنامه اش وجود دارد گرم کرده و سالهاست بیننده تلویزیون (حتی آنهائی که دغدغه شان فوتبال نیست) ساعتش را روی شب های دو شنبه کوک می کند. فردوسی پور ناخدا هست اما خدائی نکرده و برنامه اش مخاطب عام و خاص را به یک اندازه راضی می کند.

شکی نیست که احسان علیخانی هم یکی از مجریان و برنامه سازان خوب و خوش فکر تلویزیون است و مسلم اینکه می تواند در جایگاه خود مفید باشد اما همانطور که انتظار می رفت رضایت کاملی که به نظر می رسد نسبت به توانائی هایش دارد، موجب شده تا بالاخره امسال نتواند مخاطب برنامه ی ماه عسل  را به اندازه گذشته حفظ کند و رضایتمندی موجب شد که سکان کشتی ماه عسل از دستش خارج، و به گل نشست. مخاطبی که به رغم تلخ بودن برنامه ای بانامی شیرین از آن استقبال می کردند، امسال شاید ماه عسل را ببینند اما "تماشا" نمی کنند.

پله پله با ماه عسل 94:

پله اول :مفهوم دکور در یک برنامه گفتگو محور :

احسان علیخانی علاقه ی عجیبی به دکورهای عجیب دارد. دکورهائی که هیچ تعریفی در برنامه اش ندارد. آیا طراحی هائی که برای لوکیشن برنامه های تلویزیونی کشورهای پیشرفته در نظر گرفته می شود و گاه یک نیم ست بیشتر نیست بی فکر انتخاب می شود؟ آیا نمی توانند دکور فیلم "جنگ ستارگان" را به برنامه شان منتقل کنند و یا اینکه حتی مثل دیوید کاپرفیلد روی هوا پرواز کرده و با هلیکوپتر جلوی چشم  ظاهر شوند؟ چرا این کار را نمی کنند؟ زیرا دکور یک برنامه شعبده بازی با دکوری که قرار است کنار هم بنشینند و حرف بزنند فرق می کند. سال به سال دکور برنامه ی ماه عسل پر هزینه تر و به همان میزان بی تناسب تر از قبل می شود ، دکورهائی که با چراغ های رنگی، پرده هائی که باز میشود، صدف جادوئی و قفسه طلائی شروع شد و حالا به کهکشان راه شیری رسیده است. آن هم با چیدمانی بسیار دور از  استاندارد های یک مهمانی خودمانی نزدیک افطار. بخاری که از زمین بلند می شود و هر دفعه موجب نگرانی مجری از زمین خوردن و تفنن عوامل ماه عسل می شود یعنی چه؟ حرکتی کاملا از مد افتاده که حتی در کنسرت ها و شوها هم دیگر به چشم نمی خورد و خواننده های عروسی هم به آن تن در نمی دهند. راستی! چقدر خرج دکور برنامه ماه عسل چقدر شده است؟

مسئله ی دکور در تلویزیون کم کم دارد به فاجعه بدل می شود. از شیدهای آباژور که مصرف دو منظوره دارند و از آنها به عنوان گلدان هم می شود الهام گرفت تا همین دکور پر خرج و پرکار ماه عسل که هیچ تناسبی با مهمان های اکثرا رنج کشیده و محروم آن ندارد و بیشتر به نظر خودنمائی می آید تا هنرنمائی.

پله دوم :دوصندلی رو به روی مجری  VIP محسوب می شود، بقیه لطفا ته سالن:

 احسان علیخانی که قاب و تصویر را می شناسد و میداند میزانسن و دکوپاژ در یک برنامه گفتگومحور می تواند در نوع چیدمان افراد هم مفهوم پیدا کند، چرا تصمیم گرفت تا یک ترکیب دادگاهی را برای میزبانی در نظر بگیرد و یکی، دو نفر مثل متهمین درجه یک در وسط و بقیه مثل شاهدان عینی یا شاید هیئت منصفه در کناری قطار شوند. آن هم در یک دکور کهکشانی بی در و پیکر و بخار و اتمسفر و جو و...

آیا وقتی مهمان برنامه 23 آزاده ای هستند که درنوجوانی به اسارت درآمده اند، این منطقی است که دو نفر در میان صحنه و بقیه با فاصله و روی صندلی هائی متفاوت نظاره گر باشند. آیا اگر مهمان خانه ما بودند هم اینطور از آنها پذیرائی می کردیم؟

پله سوم : حدس بزن چه کسی برای شام می آید:

امسال برنامه ماه عسل از معمولی ترین و تکراری ترین سوژه ها برخوردار بود. البته اولین مهمان ها که نه معمولی بودند و نه تکراری و در حقیقت بی خودی بودند. جوانی که برای اثبات علاقه اش به دختر خانوم، از پنجره پائین می پرد. این جوان نیاز به روانکاوی دارد تا حضور در برنامه ماه عسل و بعد هم اینکه قرار است از این اتفاق به چه نتیجه ای برسیم ؟

برخلاف همه ی جنجال ها و توبیخ ها یکی از بهترین انتخاب ها، مهمانهای روز دهم ماه عسل بودند. فرصت نابی که به هدر رفت.

حضور یک خانم مدل با نام تلطیف شده  "پزر"، در کنار دختر جوانی که از پنج سالگی به همراه پدر برای امرار معاش با موتور روی دیواری به نام دیوار مرگ می رانده تا در شهر بازی تماشاچیان را سرگرم کند. او حالا پدرش را هم در همین عملیات از دست داده اما باز هم به کارش ادامه می دهد و باور دارد که ممکن است هر بار آخرین بار باشد. مهمان دیگر خانومی که کارگر معدن است و کاری می کند که مردها هم از آن واهمه دارند. این کنار هم قرار دادن فوق العاده بود و ای کاش  با سوال هائی یکسان دیدگاهشان به چالش کشیده می شد تا پارادوکس یک واقعیت ما را کمی به فکر بیاندازد.

چقدر خوب بود اینکه بدانیم پسر جوانی که ساقدوش داماد می شود و برای یک شب 500 هزار تومان می گیرد با جوانی که مادرش خبر ندارد برای کسب درآمد با اتکا به یک طناب شیشه ی آسمانخراش ها را پاک می کند چه آرزوهای مشترکی دارند و یا چرا آن جوان مهندس روزی سه ساعت به عنوان مانکن زنده بی حرکت پشت ویترین یک مغازه می ایستد.

اما احسان علیخانی مثل سالهای قبل دغدغه ی این کنکاش ها را ندارد، بیشتر وقت ها فقط مهمان ها را به صف می کند و گاه بعضی از آنها حتا فرصت کلامی هم ندارند چون باید تیتراژ پایانی بسیار بی تناسب "احسان خواجه امیری" را بشنویم. چون ....هزینه کرده ایم. مهمان هائی اکثر آنها از شهر های دوری آمده اند.

مهمانی که داوطلب سفر بی بازگشت به مریخ شده و بزرگترین دلیل این سفر را بودن پرچم کشورش در میان بیست پرچم دیگر بیان می کند در زیر کلام و لهجه شیرین مهماندار میلیاردر شیرازی (که قصه ی شنیدنی هم داشت ) گم می شود و در روز دیگر آخرش هم نمی فهمیم که چطور در کشور ما هنوز هم شهروندانی هستند که شناسنامه ندارند.

نکته چهارم : عدم تناسب و ریتم در انتخاب قسمت های مختلف برنامه

برنامه های ماه عسل 94 آنقدر بی فکر روی آنتن می رود که نیمه رمضان که مناسبت شادی این ایام است با تلخ ترین سوژه برگذار می شود در حالی که از پیش اعلام شده بود امسال ماه عسل قرار است شاد و پر امید باشد با محوریت بخشش!

اسپانسری که هدایایش میهمانان را سر حال نمی آورد

امسال موردی را هم که با دقت توجه کردم که مبادا فقط یک نظر شخصی باشد، هدیه برنامه یعنی هزینه ی درمان سرطان بود که به جرات می توانم بگویم حتی یک مهمان با رضایت آن را از دست میزبان نگرفت. آیا این هدیه مناسب یک مهمانی است، هرچند که این بیماری یک وافعیت غیر قابل کتمان باشد؟ اینطور قرار است آدم ها را به دیدن برنامه های تلویزیونی مشتاق کنیم ؟ با همین امید ها؟ با همین ساعات خوش؟

و پله آخر... تیتراژ

تیتراژ یک برنامه گفتگو محور در حقیقت مانیفست آن برنامه است چیزی که در این سالها  ماه عسل آن را به درستی اعمال می کرد. برای مثال تیتراژی که با صدای فرزاد فرزین روی برنامه ماه عسل 92 می نشست :

هوائی رو که تو نفس می کشی / دارم راه میرم بغل می کنم

تو با من بمون تا ته این سفر / من این ماه رو ماه عسل می کنم

و یا تیتراژ سال گذشته با صدای مرتضی پاشائی

مگه میشه باشی و تنها بمونم / محاله بذاری محاله بتونم

 تیتراژ پایانی ماه عسل امسال یکی دیگر از نقاط ضعفی است که جای تامل دارد چرا که مناسب ترین تیتراژ های تلویزیونی همیشه متعلق به این برنامه بوده اما حالا، از احسان علیخانی و اتاق فکرش، مدیران و ناظران سازمان تا خواننده پاپیولار آن ( احسان خواجه امیری ) به نظر می رسد که هیچ توجهی به بطن و متن و تناسب آن نداشته اند:

هر شب دلم دریای آتیشه/ از این بدتر مگه میشه

حال هیشکی تو دنیا/ بدتر از حال من نیست...

دردی رو زمین، بدتر از همین/ درد تنها شدن نیست

درتیتراژ های قبلی قرار براین بود که امید در قلب ما باشد اما حالا در این تیتراژ دنبال امید می گردیم و گاه آن را گدائی می کنیم واین هیچ تناسبی با برنامه ای که قرار است حتی در لابلای تلخی ها به ما امید بدهد، ندارد و به شدت موجب رخوت و دلسردی می شود.

منصفانه نیست اگر این یادداشت را به پایان ببریم بی آنکه اشاره داشته باشیم به اینکه، فراموش نمی کنیم نگاه ماه عسل موجب شد تا جوان غول آسای منزوی حالا یکی از بازیکن های والیبال نشسته کشور باشد و یا بچه های کاری که با مدیوم این برنامه صاحب خانه شدند و .. و ..و

اما انتظار داریم که ماه عسل بتواند جایگاه و نگاه مناسبی برای آینده داشته باشد.

منبع: هفته نامه صدا

نویسنده: هما گویا

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید