شنبه, 06 تیر 1405 18:08

معرفی و نقد سریال "سرخدار؛تضادِ «خون» در برابر «قانون»

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
معرفی و نقد سریال "سرخدار؛تضادِ «خون» در برابر «قانون» معرفی و نقد سریال "سرخدار؛تضادِ «خون» در برابر «قانون»


سی و یک نما - در میانه‌ی رکود سریال‌های تکراری و بی‌کیفیت و آثار غیرمستقلی که این روزها تلویزیون را پر کرده‌اند، «سرخدار» مانند یک تکه از واقعیت، اصیل و تماشایی جلوه می‌کند. این سریال ما را به دل جنگل‌های شمال می‌برد، جایی که طبیعت زیبا، بسترِ یک جنگ خونین میان جنگلبانان و قاچتقچیان چوب شده است.


رویارویی دوبازیگر خوب چون عمار تفتی و مجید پتکی در تقابلِ با هم  که یکی در جبهه‌ی قانون و حفاظت از جنگل و دیگری در جبهه‌ی طمع و تخریب ایستاده‌اند، ستون فقرات دراماتیک داستان را می‌سازد؛ تقابلی که هر ضربه‌اش، ریشه در زخم‌های قدیمی خانواده دارد.

در فضای غبارآلودِ سریال‌های بی محتوا و آنتن پر کن و آثار بی‌هویتی که این روزها تلویزیون را اشباع کرده‌اند، «سرخدار» چون اصیل و تکان‌دهنده علاوه بر سرگرمی نقشِ مهمِ دیگری هم دارد. این اثر، ما را به اعماق جنگل‌های شمال می‌برد؛ جایی که زیبایی خیره‌کننده طبیعت، بستری برای جنایت است. جنایتی که گاه قاتلین چندان هم غریبه نیستند. رویارویی عمار تفتی و مجید پتکی که یکی در جبهه‌ی قانون و دیگری در مدار طمع ایستاده‌اند، تنها یک تضاد ساده نیست، بلکه کالبدشکافی از زخم‌هایی است که در ریشه درختان سال‌هاست رشد کرده‌اند و قانون هم نتوانسته به درستی پشتوانه‌ی محکمی باشد.

نقطه قوت و وجه تمایز این سریال، جسارتش در پرداختن به حقیقتی تلخ و نادیده گرفته شده است: جایگاه متزلزل و تعریف‌نشده‌ی جنگلبانان در قانون. «سرخدار» با نگاهی تیزبین، به این تضاد اشاره می‌کند که کسانی که در خط مقدم حفاظت از ریه‌ی زمین ایستاده‌اند، چگونه در نبودِ حمایتی قانونی و تعریف‌شده، در برابر شبکه‌های مافیایی و قاچاقچیان بی‌دفاع مانده‌اند. این دغدغه‌ی اجتماعی، سریال را از یک روایت جنایی ساده، به فریادی در حمایت از پاسداران جنگل تبدیل می‌کند.
ضمن اینکه ما با شناسنامه‌ی گونه‌ای کمیاب و بسیادر باارزش به نام "سرخدار" بیشتر آشنا می‌شویم و تغییر نام این سریال از " دامون" به "سرخدار" نشانه آن است که "مسعود فرخنده" کارگردان و تهیه کننده‌ی این سریال که بخشی از نویسندگی این سریال ۲۶ قسمتی را به‌عهده دارد، هدفمند این سریال غیر آپارتمانی را ساخته است.

در میانه‌ی این طرح اصلی قصه، درامی هم از عشق و تعلیق  میان فرزندان این دو  قد می‌کشند، که حتما در جذابیت سریال نقشِ کلیدی خواهد داشت.
تلاشی برای پیوندی دوباره که شاید تنها راه نجات از این چرخه‌ی معیوب باشد.
اما این آرامش، با وقوع یک قتل مرموز و ورود کارآگاهان، به تعلیقی متفاوت تبدیل می‌شود. در این میان، شخصیتی منفی، چون ، در لایه‌های زندگی شخصیت‌ها می‌خزد،قربانی می‌گیرد و با بازی‌های فریبنده‌اش، شعله‌ی درگیری‌ها را بیشتر می‌کند تا مخاطب را در وضعیتی از اضطراب و انتظار برای افشای حقیقت قرار دهد.

آنچه «سرخدار» را به اثری ارث‌برده از واقعیت تبدیل می‌کند، وسواس در جزئیات است؛ از گویش اصیل مازندرانی که با دقت تمام اجرا شده تا اتمسفری که مخاطب را بدون هیچ گسستی به دل طبیعت می‌برد. این سریال ثابت می‌کند که هنوز می‌توان با نگاهی مستقل و اجرایی دقیق، داستانی ساخت که هم در عمقِ درام‌های انسانی غوطه‌ور باشد و هم مخاطب را با تعلیقی مدرن درگیر کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید