معرفی فیلم

نقد فیلم و سریال

گزارش تصویری

اخبار سینمای ایران

جمعه, 26 ارديبهشت 1399 21:20

به بهانه جدال "محسن چاوشی" و "مهشید حامدی" در فضای مجازی / پوستت اما پوست شیر

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
به بهانه جدال "محسن چاوشی" و "مهشید حامدی" در فضای مجازی / پوستت اما پوست شیر به بهانه جدال محسن چاوشی و مهشید حامدی

سی و یک نما – اجازه بدهید با سکانسی از فیلم "بوسیدن روی ماه" همایون اسعدیان شروع کنیم. همان سکانسی که بعدها در نسخه های پخش شده از تلویزیون حذف شد.سکانسی که در لا به لای وسایل شخصی دو شهید مفقود الاثر نوار کاست هایی هم بود از ابی وداریوش.

ابی، داریوش و یا حتی گوگوش دارای دو جایگاه متفاوت در تاریخ ایران هستند که قابل انکار هم نیست. یکی جایگاهی که به عنوان خواننده ی محبوب ترین ترانه ها در نیم قرن موسیقی ایران دارند که یقینا بیشتر آنها تکرار نشدنی است و دیگر جایگاه سیاسی آنهاست که کسی قصد دفاع از آن را ندارد.
این روزها "مهشید حامدی" همسر "ابراهیم حامدی" (ابی) و "محسن چاوشی"، در فضای مجازی جنجالی به پا کرده اند و با کلماتی توهین آمیز، یکدیگررا به واسطه پستهای اینستاگرامی شان زیر سوال برده اند.
بد نیست که بدانیم مهشید حامدی همسر این سال های ابی حق بسیاری به گردن او دارد. ابی دو دهه پیش تقریبا نابود شده بود. یک دائم الخمری که می رفت تا تمام توانایی هایش به خاطره بدل شود اما این خانم بیوه ی نسبتا پولدار که واقعا هم به ابی علاقمند بود ، او را ساپورت و مداوا کرد و نه تنها به عنوان همسر بلکه به عنوان مدیر برنامه های او دوباره ابی را به جایگاه اولش بازگرداند، حتی به قیمت کنسرت های اخیر عربستان که واقعا دل طرفداران این قلبی که قرار بود قلب پرنده باشد اما در پوست شیر را شکست. کنسرت در عربستان، یک نقطه ی تاریک در زندگی هنری خواننده ی محبوبی که پیش از این، بازخوانی ترانه ی خلیج فارس در امارات، شرافت و غیرت ایرانی  اورا به نمایش گذاشته بود تا جایی که  ورود وی به امارات برای سال ها ممنوع شد.

مهشید حامدی(برومند) همه نوع رپورتاژی برای ابی می کند.از بزرگداشت به سبک مراسمی که برای تجلیل از لاینل ریچی گرفته شده تا مهمانی نوروزی امسال که در خانه ی ابی برپا شد.او تاثیرگزارترین فرد در زندگی خواننده ای ملقب به آقای صداست.

دعوا را البته "مهشید حامدی" آغاز کرد و در میان همدردی برای شهدای ناوچه کنارک، اشاره ای هم به پست "محسن چاوشی" داشت و آن را مصداق وحشیگری دانست. "محسن چاوشی" هم در جواب همسر ابی ترجیح داد "ابی" و گذشته اش را با سفر به عربستان سعودی زیر سوال ببرد.

پرواضح است که هم "ابی" و هم "چاوشی" هر دو محصول دورانی هستند که درآن رشد یافته اند. نه کاباره رفتن "ابی" عجیب است ، نه محتوای پست اینستاگرامی "چاوشی". اما یکی از نکات عجیب ماجرا حمله "چاوشی" به "ابی" است. عجیب است چون دعوا با همسر "ابی" است، اما با توهین "چاوشی" به "ابی" به یک دعوای خانوادگی تمام عیار تبدیل شده است. اگر "چاوشی" قصد پاسخ به "مهشید حامدی" را داشت نیازی به تاختن به "ابی" نبود آنهم با الفاظی همچون "پرعربده" (که قضاوت درباره صدای "ابی" کار آسانی نیست) و "چاوشی" هم به خوبی میداند که "ابی" به واسطه همین صدای پرعربده میلیونها طرفدار در بین ایرانیان دارد.

از طرفی "مهشید حامدی" اگر به اندازه سرسوزنی درباره احترام متقابل به نظرات یکدیگر چه در دنیای واقعی و چه در فضای مجازی آگاهی داشت، به خود اجازه نمیداد تا همه اتفاقات تلخ ماه‌های گذشته را که از سقوط هواپیمای اوکراینی آغاز و فعلا با ناوچه کنارک به پایان رسیده به پست اینستاگرامی "چاوشی" ربط دهد.

با این حال ابی با انتشار یک ویدیو از چاوشی دلجویی کرد و از علاقه اش به کارهای چاوشی گفت و چاوشی نیز با لحنی کاملا متفاوت از آنچه با مهشید سخن گفته بود، نوشت: ای نای گلویت همچون نی داود،حکم آنچه تو گویی،من لال تو هستم. (انگار که ورق برگشت و یا این حرف ها مربوط به قبل ازمشاجره است).

در حال حاضر، ظاهراً جنجال به پایان رسیده است اما تا همین لحظه هزاران کاربر ایرانی با کامنتهای خود سعی کرده اند هرچه بیشتر از خجالت یکدیگر دربیایند. با الفاظ زشت سعی در دفاع ازهنرمند محبوب خود دارند. صدا و گذشته هنرمند محبوبشان را زیر سوال میبرند تا حقانیت گفته خود را ثابت کنند. نه جایگاه "ابی" مهم است نه جایگاه "چاوشی". مهم جوابهای کوبنده ای است که به یکدیگر میدهند تا بار دیگر یک دعوای مجازی در صدر اخبار قرار بگیرد.
بخش هایی از این جدال اینستاگرامی را هم در انتها ببینید:
صبح امروز همسر ابراهیم حامدی(ابی) با انتشار پستی به همدردی پیرامون حادثه اخیر ناوچه دریایی پرداخته است و مطالبی را پیرامون ایران مطرح کرده و در انتهای مطلب خود درباره محسن چاوشی نوشت:
آیا هنرمند نتیجه حکومت است؟ یا چنین جامعه ای به هنرمند آگاه نیازمند است؟ آیا هنرمند حق دارد در جامعه ای که بر روی بشکه عقب ماندگی که از باروت مذهب پر شده کبریت حریق افروز باشد؟ دیدن این بیت بر صفحه یک آرتیست نفس را در سینه حبس می‌کند«با یدالله و با_تیغ علی ذولفقار _سینه گردنکشان _اذن دهد می‌درم» از مجموعه کلمات این بیت بوی تعفن عقب ماندگی و وحشیگری می‌بارد!

این بیت مربوط به قطعه "او" از محسن چاوشی است که نیمه شعبان منتشر شده که محسن چاوشی این بیت را در شب اول قدر در صفحه خود بازنشر کرده است

پاسخ محسن چاوشی به کنایه همسر ابی: من از تو داغ ترم، ادای داغ در نکن!
تعفن!
رایحه‌ی تخمیر است
که قهقهه‌زنان می‌پیچد
به مشام و جیب‌هایِ بی‌گناه
و البته بیچاره گوش‌های «عربده‌خواه»

وی با کنایه به کنسرت اخیر عربستان ابی و همکارانش ادامه داد:
تعفن!
کج فهمی‌ است و روخوانی‌
و هیجان لحظه‌ای دیده شدن
و البته شنیده شدن
غیرِ جغرافیای بد مستِ پُرعربده
و کفش‌های طلا یادمان باشد
آن دو جفت، دوازده اعدامی بود
زیر پای شما به عربستان.
اگر طلاست نعلینتان،
ما هنوز رختمان عزاست
به سبزی و نان زنده‌ایم
البته بدون بی‌خندانِ رفسنجان.
عربده نکش شبه ماه!
کمی آرام بتیغان
بیا اینجا
و کمی مزه کن پوستِ شیر را
کمی بخوان و ‌اندکی گوش باش
جای نوشیدن و چرخیدن
من از تو داغ‌ ترم
ادای داغ در نکن
که شمشیرِ ذوالفقارِ من
مست میدان است
و آماده به گردنکشان
جیب بُران
و عربده کشان ... و البته
یاد عربده کشی دیگر افتادم متعارف
همان که پشیمان است “مثل سگ”
و افتخار می‌کند
به کاباره
و شهامتِ تهران ندارد!
یا علی...

و پاسخ مهشید حامدی به شعرگونه ی محسن چاوشی:
«اگر من جرات تهران آمدن ندارم، شما که آن جایید و ادعا دارید چرا جرات کنسرت زنده گذاشتن ندارید؟»

«جواهر من افتخار می‌کند به کاباره، به جایی که چون نوجوان هنرنمایی کرد و اولین ماشین رختشویی را برای مادرش خرید»

- چاوشی پیش از این نوشته بود: «یاد عربده کشی دیگر افتادم متعارف همان که پشیمان است «مثل سگ» و افتخار می‌کند به کاباره و شهامتِ تهران ندارد! »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

امارگیر وبلاگامارگیر سایتتقویم و ساعت
مشاهده آمار وبسایت