سی و یک نما - سولماز غنی یکی از بازیگران توانمند زن در عرصه سینما و تلویزیون است که به نظر میرسد پس از دو دهه حضور در مقابل دوربین، هنوز به جایگاهی که استحقاقش را دارد، نرسیده است و با وجود حضور در پروژههای متعدد و گاه قابل اعتنا، او به ندرت فرصت یافته تا در نقشهای کلیدی و تاثیرگذار، تمام تواناییهایش را به نمایش بگذارد.
در قسمت اخیر سریال «بدنام»، او تنها در یک تکسکانس ثابت میکند که اگر قصهی بیشتری برایش نوشته میشد و به جای نقش یک زن باگذشت و سادهنگر (در نقش شیوا، همسر عماد)، فرصتهای بیشتری مییافت، نه تنها بازیگریاش بیشتر میدرخشید، بلکه تعلیق مناسبی نیز برای سریال ایجاد میشد. حضور او در سریال «بامداد خمار» در نقش خالهی محبوبه نیز تلنگر دیگری به توانمندی بالای او در بازیگری است.
اما چرا این موقعیتها تکرار نمیشوند؟ شاید دلیلش «بیحاشیه بودن» و «چهره بکر» او باشد؛ ویژگیهایی که در اصل باید نقطه قوتِ یک بازیگر محسوب شود، اما در دنیای امروز سینمای ایران، بر عکسِ ادعای فیلمسازان، بازیگرانِ فعال و یا پرحاشیه در فضای مجازی و چهرههای فیک، مسیرهای سریعتری را طی میکنند و چه بسا نگاهِ به گیشه و تجارت در سینما و پلتفرمها مفهومِ "هنرِ بازیگری" را تحتالشعاع قرار داده است.
سولماز غنی، متولد ۱۳۵۶ در تهران، مسیر حرفهای خود را از سال ۱۳۸۰ با فیلم «اتانازی» و سپس «تیک آف» آغاز کرد و در سالهای بعد با حضور در مجموعههایی چون «تب سرد»، «پنج کیلومتر تا بهشت» و «سرنوشت» به خوبی شناخته شد.