شنبه, 22 خرداد 1395 01:08

آنچه در ضبط برنامه "خندوانه" افتاد از زبان "رامبد جوان" / یک افطاری ساده با چاشنی جنجال

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آنچه در ضبط برنامه "خندوانه" افتاد از زبان "رامبد جوان" / یک افطاری ساده با چاشنی جنجال آنچه در ضبط برنامه "خندوانه" افتاد از زبان "رامبد جوان" / یک افطاری ساده با چاشنی جنجال

هما گویا – صبح با خبر تلخ فوت "حبیب " خواننده ی قدیمی پاپ، گوشی همراهم شروع کرد به پرچانگی و بعد از آن عکس های شخصی  ترین و آخرین حریم خصوصی هر فرد که دست گرمی یکی از معتبرترین خبرگزاری ها شده بود. عکس هائی از پیکر وی در غسالخانه. چقدر حالم بد شد و با خودم فکر می کردم که آیا در حرفه ی ما هر کاری مجاز است برای دیده شدن که دوباره خبر دیگری رسید از خبرگزاری دیگری مبنی بر اینکه شب گذشته اتفاق های عجیب و غیر منتظره ای حین ضبط برنامه "خندوانه" افتاده و منجر به دخالت نیروی انتظامی و وحشت حاضران و انتقال به بیمارستان عده ای شده و گاز اشک آورتنفس حاضران را با مشکل مواجه کرده است.  دقیقا طرحی خوب برای ساخت یک فیلم اکشن و مطلبی جذاب البته برای خروجی خبرگزاری ها.

با رامبد جوان تماس گرفتم که جویای سلامتی باشم تا شکار یک خبر که دلگیر بود از انتشار آن در این ابعاد. تعجب کرده بود که چرا رسانه ها این روزها حاشیه ها را مفصل تر از متن پوشش می دهند و من به او گفتم که این روزها حاشیه ها جواب می دهد و نه متن.از او خواستم تا اتفاق را همانطور که هست تعریف کند. اتفاقی که نه روز گذشته بلکه سه روز پیش افتاده بود.

رامبد جوان اینطور توضیح داد:

در ایام ماه مبارک رمضان ، ضبط برنامه با زمان افطار تداخل دارد و ما تصمیم گرفتیم تا آنجائی که در توانمان از نظر موقعیت مکانی وجود دارد پذیرائی ساده ای صرفا به عنوان بازکردن افطار داشته باشیم که طبیعی است این پوشش برای حدود 400 تا 500 نفر کار ساده ای نیست. آن شب ،آب جوشی که برای چای در نظر گرفته بودیم کمی زودترتمام شد و نیاز به فرصتی بود تا دوباره آماده شود. گویا یکی از آقایا ن از مهمان دیگری  خواسته بود تا لیوان آب جوش خودش را به همسر وی که باردار است بدهد و این خواسته کاملا معمولی موجب بحث و گفتگو بین آن دو می شود و به عمد یا به سهو که امیدواریم سهوا بوده باشد و مردم ما با هم مهربانتر از این باشند ، آب جوش روی یکی از آن دو ریخته می شود و دیگری هم از اسپری اشک آوری  که همراه داشته (ایشان از نیروهای انتظامی بودند و همراه داشتن چنین وسیله ای برای وی لابد مجاز بوده) استفاده می کند و در آن محیط و با وجود چنین جمعیتی طبیعی است که صحنه دچار تشنج هائی می شود که مهرش چندان ساده نیست . بنا بر این، نیروی انتظامی دخالت کرده و ضبط برنامه نیز دو ساعتی به تعویق می افتد. البته در این اتفاق یکی از همکاران ما هم مصدوم و به اورژانس منتقل شد. تمام جریان همین بود و من اگر فکر می کردم قرار است یک رسانه محترم موضوع را در این اندازه ها که گاز اشک آور موجب اختلال تنفسی و دود و درگیری و غیره شده روی خروجی بگذارد، حتما خودم قبل از آن در موردش توضیح می دادم . اما واقعا فکر ما این بود که پشت صحنه ی همه ی برنامه ها ، ساخت فیلم ها و گزارش ها اتفاق هائی می افتد که شاید خیلی خوشآیند نباشد اما دلیلی هم برای بازگو آن نیست مگر در زمانی مناسب، به عنوان یک خاطره(حتی ناخوشایند) و یا گزارش پشت صحنه.

کلام آخر من بعد از پایان صحبت های سازنده "خندوانه" اینکه اگر  رسانه های ما و برنامه سازان ما به عنوان الگوی فرهنگی و اجتماعی کمی منعطف تر و واقع نگر تر باشند و به هر جا نگاه می کنیم تشنج را حس نکنیم، شاید قبل از اینکه کسی از ما چیزی بخواهد ، خودمان تقدیمش کنیم ، حتی یک لیوان آب جوش ناقابل را و با لبخند از برنامه ای جدا شویم که به قصد خندیدن و شاد بودن در آن حضور داریم.

منبع: مردمسالاری

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید