"رامی مالک" و شاهنقشی که فیلم را درخشان کرد
سی و یک نما - در حالی که بسیاری از آثار امسال درگیر فرمهای انتزاعی یا شعارهای سیاسی شدهاند، «رامی مالک» در فیلم «مردی که دوست دارم» ثابت کرد که قدرتِ بازیگری همچنان ستون اصلی سینماست. او در نقشی که عملاً «سینما در سینما»ست، چنان بارِ دراماتیک اثر را به دوش میکشد که ضعفهای احتمالی فیلمنامه در سایهی درخشش او محو شده است.
فیلم "آیرا ساکس" روایتگر زندگی بازیگری است که در آستانهی مواجهه با مرگ، آخرین نقش زندگیاش را به شکلی وسواسگونه بازآفرینی میکند. پارادوکسِ تلاش برای «جاودانگی هنری» در بدنی که در حال «فنا شدن» است، با میمیکهای کنترلشده و نگاههای نافذ مالک، به یکی از تکاندهندهترین تجربیات جشنواره امسال بدل گشت.
اگرچه برخی منتقدان به ریتمِ کشدار و سکونِ فیلم خرده گرفتهاند، اما به نظر میرسد این انتخاب آگاهانهی کارگردان برای همراه کردن مخاطب با زوالِ تدریجی قهرمان داستان است. این «کندی» نه از سرِ لکنت، بلکه برای ایجاد فرصتی است تا هر حرکتِ ظریفِ مالک روی پرده، مانند یک قطعه موسیقیِ حزنآلود در ذهن تماشاگر نفوذ کند.
و تا پیش از اکرانِ امروز فیلم " مردی که دوست دارم"، ملودرامِ خوشآبورنگ آلمودوار و اثرِ ساختارمند پاولیکوفسکی (سرزمین پدری) بختهای اصلی بودند؛ اما حضور رامی مالک چنان شوکی به فضای جشنواره وارد کرد که حالا نخل طلای بازیگری مرد را باید از هماکنون برای او کنار گذاشت. او با این نمایش، داورانِ منصفِ امسال ( بر خلاف سال گذشته) را بر سر دوراهی سختی قرار داده است و حالا باید دید: انتخابِ شکوهِ کارگردانی پاولیکوفسکی یا اعجازِ بازیگری رامی مالک.

