چهارشنبه, 21 تیر 1396 14:57

شما رو با مهراب قاسم خانی تنها می گذارم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
شما رو با مهراب قاسم خانی تنها می گذارم شما رو با مهراب قاسم خانی تنها می گذاریم

هما گویا (سی و یک نما) – پیمان و مهراب قاسمخانی از آن دسته طنز نویسان هستند که حتی اگر نامشان در تیتراژ برنامه ای نباشد ، باز هم به راحتی می توان رد پای قلمشان را از لا به لای کلام یک بازیگر "استندآپ کمدی" پیدا کرد و یا اثر انگشتشان را در تصویر یک قصه سینمائی یا تلویزیونی دید. امضای این دو آنقدر "تابلو"ست که حتی اگر شاگردانشان هم در برنامه ای مثل "دورهمی"متن یک استندآپ یا نمایش را بنویسند هم واویلاست و نمیگذاره "انرژی تون بیفته.

 

مشکل عمده نوشته های مهراب قاسمخانی که موجب می شود تا گاهی مجبور باشد که پشت درهای بسته و مثل عاشق دل شکسته بنویسد این است که به شدت استندآپ ها و سریال های جدی و کمدی روز دنیا را تعقیب می کند و هنوز هم شاید یواشکی سریال "دوستان" یا "آشنائی با مادر" را می بیند و آنچنان هیجان زده می شود که انگار پرسپولیس به استقلال گل زده است.(شقایق جان! دوست خوبم! کاملا درکت می کنم که چه می کشی)

به هر حال شکی نیست که نمی توان طنز روز دنیا را در چارچوب برنامه هایی چون خندوانه گنجاند و جا دارد که به مدیران تلویزیون، مدیر شبکه نسیم (که بمیرم براش)، ناظر پخش وبعضی از مخاطبان برنامه حق داد اگر گاهی شوخی ها را بی پروائی (بی پروائی واژه ی مودبانه ی گستاخی) بدانند و از شما چه پنهان که هر شرکت کننده ای که از کنارسرویس بهداشتی یا استادیوم فوتبال رد می شود تن من هم می لرزد و خیلی موافق نیستم(یعنی واقعا به جز سیاست ، اقتصاد ،فرهنگ ، هنر ، ادبیات ،معیشت ، دختر و پسر ، زن وشوهر ،دستشوئی ،جهاز هاضمه و...هیچی نیست که بشود از دل آن سوژه درآورد؟مهم این است که یک طنز نویس خوب بتواند با "هیچی" مردم را بخنداند و گرنه اینطوری که همه بلدند بخندانند).به هر حال من شما را با این مهراب خان قاسمخانی تنها می گذارم همانطور که او در صفحه شخصی اش ناظر پخش را با قیچی شون تنها می گذارد.

پ.ن: خدا وکیلی من هم آن قسمت مربوط برای پول خودشون رو می کشن یا برای هم لوس می کنن روکه ناظر پخش گفته، نفهمیدم

مهراب قاسم خانی نوشت:شما رو با قیچی تون تنها میذارم!

گویا یه دوست عزیزى كه ناظر پخش هستن و اسمشون هم ذكر نشده، در پاسخ به پستى كه من در اینستاگرام گذاشتم یه جوابیه اى دادن. ایشون در بخشى از بیاناتشون فرمودن كه برنامه خندوانه ناظر پخش ندارد و بازبین پخش دارد و ناظر پخش مربوط به برنامه هاى زنده است و به همین دلیل بنده رو به كم اطلاعى و چیزى در چنته نداشتن متهم كردن...

ناظر عزیز، كه چون نمیشناسمتون نمیدونم چند سال به وظیفه خطیر نگاه كردن به كارهاى من و همكارانم مشغولید. فكر میكنم كه من بعد از حدود بیست سال فعالیت در تلویزیون و نوشتن بیشتر از چهارصد قسمت برنامه براى مردم ( نه براى شما ) و البته آشنایى با كلى ناظر كیفى و پخش و بازبین، تا حدودى صلاحیت اظهار نظر در این موارد رو داشته باشم. بله، اصولاً گروه هاى تولید در شرایط عادى، اول از فیلتر ناظر كیفى عبور میكنن و بعد به فیلتر ناظر پخش میرسن، ولى در این سالها خیلى زیاد پیش اومده كه به خاطر شرایط خاص و كم بودن وقت و نزدیك شدن زمان ضبط و پخش، مجبور شدیم كه این پروسه طبیعى!! رو دور بزنیم و مستقیم تحت نظر ناظر پخش برنامه رو به آنتن برسونیم... ولى اجازه بدین فرض رو بر این قرار بدیم كه حق با شماست و من به جاى ناظر پخش باید میگفتم بازبین. چه فرقى در اصل قضیه اى كه در موردش حرف زدم داره؟ فرقى داره كه نیمى از اجراى یه مسابقه كه به راى مردم بستگى داره رو ناظر حذف كنه یا بازبین؟ كلاً متوجه صورت مسئله شدین وقتى داشتین جوابیه مینوشتین؟

در ادامه جوابیه تون هم در مورد سیل هجوم هنرمندان به سازمان و جواب نگرفتن و سرخورده شدنشون نوشتین... راستش در مورد خودم میتونم بگم كه در طول سالهاى همكارى من با تلویزیون، همیشه این مسیر برعكس بوده و من از طرف سازمان یا تهیه كنندگان سازمان دعوت به همكارى شدم ( با این كه چیزى در چنته نداشتم ) و بر حسب اتفاق در تولید خیلى از پربیننده ترین برنامه هاى تلویزیون هم نقشى داشتم.... ولى باز هم اجازه بدین فرض كنیم كه حق با شماست. آفرین. این جزو افتخارات شماست كه باعث جواب نگرفتن و سرخوردگى هنرمندان میشید؟ باید تشویقتون كنیم به خاطر دور شدن هنرمندان و افت كیفى تولیدات و ریزش مخاطب؟

ناظر عزیز، من توى سالهاى فعالیتم به جذب مخاطب و كسب درآمد سازمان كمك زیادى كردم. این كار رو در وهله اول براى خودم و خانواده ام و بعد از اون براى بیننده هاى تلویزیون انجام دادم و هیچ لحظه اى براى رضایت شما و همكارانتون كار نكردم. الان هم كه حدود چهار سال از ممنوع الكارى من میگذره هیچ تمایلى براى همكارى مجدد با تلویزیون ندارم و راستش فكر میكنم كه ضرر این قطع همكارى بیشتر متوجه تلویزیون بوده تا من. در نتیجه شما رو با قیچى تون تنها میذارم و براى همكارانم كه هنوز توى تلویزیون، براى مردم ( و نه براى شما ) تلاش میكنن آرزوى موفقیت و صبر میكنم.

پ.ن : راستى ته جوابیه تون نوشته بودید آدمها براى پول همدیگه رو میكشن و اگه نتونن براى هم لوس میشن... وجداناً این یكى رو اصلاً نفهمیدم چى گفتین كه جواب بدم...

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید