باید اعتراف کرد که میلاد کیمرام، میداند که وارد میدانِ دشواری شده است؛ چرا که هر بازیگری که در چنین فضایی قرار میگیرد، ناخودآگاه با شبحِ شخصیت «رضا پروانه» مقایسه میشود. اما کیمرام تا این لحظه، با تکیه بر ابزارهای بازیگریاش، از پسِ این چالش برآمده و حضورش متقاعدکننده است. حقیقت این است که اگر در اثرِ نهایی کاستیای احساس میکنیم، گناه را نباید به گردن بازیگر انداخت، بلکه باید به سراغ «قصه» و «کارگردانی» و «برادران محمودی» رفت.

سخن از قصهای است که متأسفانه در تلهی ریتمهای نخنما و فرمولهای از رده خارج افتاده است. گویی نویسنده هنوز معتقد است برای ایجاد تعلیق، باید شخصیتها را در انتظارِ دیداری اتفاقی قرار داد، یا برای ایجاد شوک، هر جمعِ شادی را لزوماً به فاجعهای ختم کرد. این کلیشهها، پویاییِ اثر را میگیرند و تماشاگر را در وضعیت «پیشبینیپذیری» قرار میدهند.
اما بحث بر سر «یل»، بحث بر سر تضادهاست. در حالی که سریال هنوز به ریتم ایدهآل خود نرسیده، یکی از جنجالیترین نقاط ضعفش، انتخاب «نوید محمدزاده» در نقش مأمور امنیتی است. هرچقدر هم که پتانسیل بازیگری محمدزاده را ارج نهیم، اما در این نقش، او در برابرِ کوه استوارِ کاراکتر «شهاب حسینی» در پوست شیر، رنگ میبازد. حتی در سطحِ تکنیکی، گویی محمدزاده در این اثر، آن قدرتِ کلام و تسلط بر فنِ بیانی را که در «متری شیش و نیم» شاهدش بودیم، به تعمد یا بیتوجیه، کنار گذاشته است. تا جایی که این پرسش پیش میآید: آیا جابهجایی نقشهای بابک حمیدیان و نوید محمدزاده، میتوانست توازنِ بازیها را به نفعِ سریال تغییر دهد؟
فضاسازی سریال نیز در لایهای از «عجیب بودن» پیش میرود؛ روستایی که در روز روشن، سکوتش تکاندهنده است و مردی که در تنهایی درو میکند. توجیه کردنِ این فضا با مفاهیمی چون «جشن» یا «سادهانگاری»، شاید برای مخاطبِ امروز قانعکننده نباشد و بیشتر شبیه به یک گسستِ بصری به نظر برسد.
در میان این همه نوسان، ستونهای اثر همچنان استوارند. میلاد کیمرام حضورش را حفظ کرده و «حسین یاری» طبق معمولِ درخشان، در حال حاضر ستارهی بیچون و چرای این سریال است. همچنین نباید از کنار بازیِ متین و اثرگذار «علیرضا اوسیوند» به سادگی گذشت. در مورد «پردیس احمدیه» باید گفت که اگرچه هنوز به اوجِ نقشش نرسیده، اما در حال ساختنِ شخصیت است که باید منتظر درخشش او باشیم و «رویا جاویدنیا» نیز هرچند حضورش در حاشیه بوده، اما هر لحظه از حضورش را با درخششی خاص پر کرده است.
و...بازی تاثیرگزار بازیگر کودک «آرشیدا درستکار» در نقشِ غزل که مخاطب را با خود همراه کرد.
«یل» در حال حاضر، جدالی است میان بازیگران و قصهای که هنوز راهش را پیدا نکرده است.
هما گویا





