سعید کنگرانی، بازیگری بود که صحنه را میشناخت و با آن آشنا بود. او که از نوجوانی در فضای تئاتر و سنگلج پرسه میزد، با شور و اشتیاق در کنار بیژن مفید در «شهر قصّه» حضور داشت؛ آنقدر نزدیک و اثرگذار که برای مدتها، بسیاری از مخاطبان گمان میکردند اوست که نقش «آقاموشه» را بازی کرده است.
گامهای او در سینما با اطمینان برداشته شد. از حضور کوتاه اما هوشمندانه در «رضا موتوری» تا درخشش در فیلم «سرایدار» به کارگردانی خسرو هریتاش، جایی که در کنار استاد علی نصیریان، استعدادش را به رخ کشید و نظرها را به خود جلب کرد. این مسیر، او را به «دایره مینا»ی داریوش مهرجویی رساند؛ جایی که حالا دیگر نه تنها استعداد بازیگریاش، بلکه زیبایی خیرهکننده چهرهاش نیز به یکی از نقاط قوت او تبدیل شده بود.

اما نقطه عطفی که سعید را به اوج برد، حضور در سریال ماندگار «داییجان ناپلئون» بود. در آن فضای باشکوه، در کنار مجموعهای از بزرگترین بازیگران ایران که مرحوم ناصر تقوایی گرد هم آورده بود، سعید نه تنها کم نمیآورد، بلکه درخشش ویژهای داشت.
همین زیبایی خیرهکننده بود که پرویز صیاد او را برای نقش مقابل محبوبترین ستاره سینما و موسیقی، یعنی گوگوش، در فیلم «در امتداد شب» شکار کرد. این فیلم، در حالی که شهرت او را به اوج رساند، در واقع شروعی برای یک سقوط تدریجی بود. تقاضا برای حضور او چنان زیاد شد که حتی به تقلید از شوهای جهانی، واریتههایی با حضور او و شهره صولتی ساخته شد. سعید که سینما را با «موج نو» آغاز کرده بود، شاید نباید به چنین پروژههایی تن میداد، اما قدرت جذب مخاطب در او چنان زیاد بود که این مسیر را پذیرفت.
آخرین حضور او در سال انقلاب با فیلم «پرواز در قفس» به کارگردان حبیب کاووش بود؛ اثری که با وجود فروش خوب، زودتر از موعد از پرده پایین کشیده شد. پس از انقلاب، او در فیلم «فصل خون» حبیب کاووش بازی کرد، اما سایهی «در امتداد شب» و پیشینهی او دست از سرش برنداشت. پس از حضور در فیلمی که هرگز اکران نشد، با ممنوعالکاری از کشور خارج شد.
در غربت، زندگی برای سعید سختتر شد. برای گذران زندگی در برنامههای واریتهای بیارزش در کنار شهناز تهرانی ظاهر شد؛ جایی که برای او نقطه پایان شکوه گذشتهاش بود. در همین سالها بود که اعتیاد او به مرز هشداردهندهای رسید. سعید در سالهای پایانی زندگیاش، همواره یکی از عوامل شکست خود را رقابتها و تضادهایی میدید که با شهره آغداشلو داشت؛ گرههای کوری که در دنیای درونیاش هرگز التیام نیافت.
دنیا دیگر با او مهربان نبود. بعدها زنده یاد علی معلم برای او مجوز حضور در یک فیلم گرفت و او به ایران بازگشت تا در فیلم «ازدواج به سبک ایرانی» اثر حسن فتحی بازی کند. فیلمی کمدی و شلخته که با کارنامه فتحی مغایرت داشت، اما به خاطر حضور سعید پرفروش شد. با این حال، نه کسی از فیلم لذت برد و نه کسی سعیدِ شکسته را در آن نقش پسندید.
دیگر نه چهرهاش زیبا بود و نه هنرش درخشان. در مرداد ماه، در سن ۶۴ سالگی، سعید کنگرانی در سکوت درگذشت.
او مردی بود که شاید هرگز نفهمید چرا زیبایی چهرهاش، به جای آنکه پلی به سوی سعادت باشد، به زنجیری تبدیل شد که او را به اعتیاد و تنهایی کشاند و در نهایت، نابودش کرد.
هما گویا









