دوشنبه, 23 شهریور 1405 02:12

به بهانه حضور کیسی افلک در ونیز۲۰۲۶

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
به بهانه حضور کیسی افلک در ونیز۲۰۲۶ به بهانه حضور کیسی افلک در ونیز۲۰۲۶

به بهانهٔ حضور کیسی افلک در ونیز ۲۰۲۶؛ بازیگری که سکوتِ غم را می‌شنود

کیسی افلک از آن بازیگران نادری است که از حذفِ جمله‌ها می‌سازد، نه از گفتنِ آن‌ها. در «منچستر بای دِ سی»، نگاهش، مکث‌هایش و آن سکوتِ کش‌آمده بیش از کلمات حرف می‌زند؛ او اصلاً اهلِ تئاترِ کلمات نیست، اهلِ تئاترِ سکوت است. و همین، او را در نقشِ آدم‌های سوگوار بی‌رقیب می‌کند، چون غمِ واقعی لال است و کیسی این لالی را به جانِ تصویر می‌نشاند. اما این انتخاب، اتفاقی نیست؛ کیسی و برادرش در بوستون و در خانه‌ای آکنده از ادبیات و جهانِ عاشقانه‌های تاریک بزرگ شدند؛ مادری نویسنده و پدری کارگردان تئاتر، و این فضای کودکی، میلِ او به فضاهای اندوه‌بار و لایه‌های ناخودآگاه را شکل داد. به همین دلیل است که کیسی نه فقط بازیگرِ غم، بلکه کارگردانِ غم هم شد؛ «خدا را دوست می‌دارم» و «شرکت»، هر دو در همین خاک ریشه دارند. و همین «شرکت» بود که در جشنواره‌ی امسال ونیز، او را دوباره به مرکزِ توجه آورد؛ جایی که برای نخستین‌بار دو پسرش، ایندیانا و آتیکوس، در برابرِ دوربینِ او ایستادند، و برادرش «بن» برای حمایت از او، با ایندیانا پا به فرش قرمز گذاشت؛ اما آنچه این حضورِ خانوادگی را به اوجِ احساس می‌رساند، نه صرفِ دورهمیِ برادران، که تقدیمِ این فیلم به پدر و مادری است که هر دو در همین سال از دنیا رفتند. کیسی در کنفرانس خبری ونیز با حسی که در صدایش می‌لرزید، گفت آرزو داشت این فیلم را به پدر و مادرش نشان می‌داد، اما دیگر فرصت نکرد. این سوگِ شخصی که از دلِ خودِ سازنده می‌جوشد، عمیق‌ترین لایه‌ی این اثر است؛ و شاید دقیقاً به همین دلیل است که «شرکت» نه یک درامِ معمولی که یک مرثیه‌ی خانوادگی است. اما قصه‌ی کیسی دو وجه دارد؛ یک وجه، اوجِ بی‌رقیب‌اش در «منچستر بای دِ سی» است، جایی که نشان داد بازیِ فروخورده می‌تواند از بازیِ انفجاری قوی‌تر باشد، و آن صحنه‌ی معروفِ پایانی روی نیمکت، ساعت‌ها در ذهن می‌ماند. و وجهِ دیگر، خطای اوست؛ عبور از بازی به کارگردانی بدونِ شفاف‌کردنِ چرایی. او در «شرکت» همان فضای سوگ را ادامه داد، اما این‌بار فضا از اندوهِ انسانی به سمتِ اندوهی تزئین‌شده رفت؛ جایی که مخاطب انتظارِ روایتِ یک انسانِ غمگین داشت و چیزی تنظیم‌شده دید، و به همین دلیل نقدها ترکیبی شدند. با این حال، در دلِ همین تناقض، زیباییِ او پنهان است؛ کیسی کسی است که از غرور و خودشیفتگیِ هالیوود فاصله گرفته و با آن رفتارِ ساده و فروتنانه‌اش، در عین حال بر محتوا و پس‌زمینه‌ی کارش وسواسِ کامل دارد؛ حتی اگر این وسواس به قیمتِ تکرارِ خودش تمام شود. او ترجیح می‌دهد در یک جاده‌ی هستی‌شناسیِ غم حرکت کند، تا اینکه برای ثروت و شهرت، نقش‌های آماده و آسان بپذیرد. و شاید همین، توضیحِ همان حسِ تو باشد؛ اینکه او را بعد از «منچستر» دوست داری اما فکر می‌کنی نمی‌خواهد از فضای اندوه بیرون بیاید. نه، او نمی‌تواند؛ چون آن‌جا خانه‌ی اوست، و او در آن خانه، همچنان استادِ بلامنازع است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید