یکشنبه, 22 اسفند 1395 11:04

سیر و سیاحتی نوستالژیک در لا به لای کلام هنرمندان با کتاب "من رو به روی آنها"

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
سیر و سیاحتی نوستالژیک در لا به لای کلام هنرمندان با کتاب "من رو به روی آنها" سیر و سیاحتی نوستالژیک در لا به لای کلام هنرمندان با کتاب "من رو به روی آنها"

ریحانه محمودی (سی و یک نما) – دو سال پر چالش اما شیرین از آشنایی و همکاری من با "هما گویا" و ٣١نما می‌گذرد. پیش از ،آن مخاطبی عادی بودم که نوشته‌هایش را دنبال می‌کرد و حظ می‌برد ولی حالا کنار اوست و نزدیک؛ در فرصتی خواستنی و مغتنم که لحظه به لحظه قدردان آن هستم.

مدتی بود که می‌خواستم درباره‌ی کتاب "من رو به روی‌ آن‌ها" به قلم هما گویا مطلبی برای انتشار بنویسم که فروتنی ذاتی او هربار مانعم می‌شد.

تا این‌که اینبار مصمم‌تر به او گفتم چند خطی نوشته‌ام برای صفحه‌ی شخصی‌ام و از شما می‌خواهم تا اجازه دهید روی خروجی سایت هم قرار بگیرد، نه به عنوان کتابی که شما قلم زدیدش و حالا قرار است مطلبی درباره‌‌ی آن در سایت مطبوعتان منتشر شود بلکه در قامت کتابی که خواندمش، دوستش داشتم و از آن آموخته‌ام و او پذیرفت.

آن‌چه می‌خوانید نگاهی گذراست به یک کتاب محترم که به گونه‌ای بخشی از دست‌رنج سال‌ها فعالیت "هما گویا" در عرصه‌ی نقد و نویسندگی سینماییست.

 

«من رو به روی آن‌ها» به قلم هما گویا، سیر و سیاحتی معاصر است در فضایی نوستالژیک.با گفت و گوهایی که در سطح نمانده ریشه و پیشینه دارد و البته قصه‌هایی برای گفتن...

مصاحبت و همنشینی هایی شیرین و دلچسب که نتیجه اش واژه شده و بر صفحه‌ی کاغذ ریخته؛ روزی روزگاری در روزنامه ها و مجلات و حالا هم  در کتابی که خواندش لذت کشف و شناخت را برای خواننده ارمغان دارد.

حرف‌هایی که زده شده روزی و حالا گویندگانش از آن برگشته اند یا شاید هم هنوز بر آن پافشاری دارند و صد افسوس که بعضی از آن‌ها دیگر میان ما نیستند ولی مرور گفته‌‌هایشان هنوز هم منبع الهام است.

تمام گفت و گو‌های این کتاب بهانه و مناسبتی دارد که حالا به تاریخ هنر ایران پیوسته اند.

شهاب حسینی وقتی که برای سوپراستار سیمرغ می گیرد و می گوید از این به بعد مسئولیتش بیشتر شده و بر تلاشش می افزاید و حالا بعد از گذشت چند سال شاهد خوش قولی و مسئولیت‌پذیری مثال زدنی اش هستیم.

گفت و گو با ابراهیم حاتمی کیا و تمام اعضای تیم سازنده‌اش در سریال "حلقه‌ی سبز" که در زمان خود با حاشیه و جنجال های فراوان همراه بود.

گفت و گویی با مرضیه برومند و بر و بچه های  "زی زی گولو" همراه حسی نستالژیک که شاید بهانه ای شد برای ساختن "مدرسه موشهای2". از دنیای بچه ها گفتن و شنیدن با تیتری دلنشین: باور کنیم! بچه ها گناه دارند!

گفت و گوی مفصل و خواندنی با کیانوش عیاری در زمان پخش سریال دکتر قریب با تیتر چه سریال قریبی است این روزگار قریب.

مصاحبه با اسماعیل میرفخرایی درباره‌ی استاندارد برنامه‌های تلویزیونی، اجرا و مجری و ویژگی هایش و... گفت و گویی که به خودی خود یک مبحث آکادمیک است برای مجریان جوان امروز.

وشنیدن حرف های دنیا فنی زاده‌ی نازنین که رفت و آن زمان شاید برای اولین بار در یک گفتگو ازعشقش به کلاه قرمزی می گوید.  او را پسرش معرفی می کند و می گوید کلاه قرمزی را به هیچ کس نخواهد داد.

اولین گفت و گوی مصطفی زمانی بعد از سریال یوسف پیامبر و تأکید او بر اینکه نمی خواهد محدود به ژانر و نقش خاصی باشد و نمی خواهد پسر خوشگل سینما شناخته شود.

گفت و گو با مهراب و پیمان قاسم خانی و سروش صحت به بهانه‌ی سریال "ساختمان پزشکان "که با درگذشت ناصر حجازی همزمان شد و حال و هوایی دیگر به این مصاحبت داد.

مصاحبه با رضا کیانیان با شخصیت خاصش که نگاه و جهان بینی منحصر به فردش در گفت و گو لمس شدنیست و سختی که گفتگو کردن با او دارد و نویسنده بی کم و کاست تمام حسش را بیان می کند.

اولین گفت و گویی که حامد بهداد در آن از علاقه‌اش به مارلون براندو و الگو برداری خود از او پرده برمی‌دارد.

گفت و گو با ابوالفضل پورعرب در اوج روزهای بیماری‌اش و زمانی که کمتر کسی امید به بازگشت دوباره‌ی او داشت و چه خوب که ناامیدی دیروز، امروز به واقعیتی امیدوارکننده‌ بدل شده است.

مصاحبه با رضا عطاران بعد از وقفه‌ی طولانی و ممنوع التصویری در تلویزیون زمان بازگشتش با فیلم سینمایی "خوابم میاد".

گفته‌های شبنم مقدمی به بهانه‌ی فیلم سینمایی "بوسیدن روی ماه" که در آن به نقش زن در پیشبرد اهداف جبهه و دفاع مقدس اشاره داشته و از بی‌توجهی نسبت به این مهم در سینما انتقاد کرده است.

گفت و گو با سه هنرمند درباره‌ی روزهای پایانی زندگی مادر سینمای ایران حمیده خیرآبادی(نادره)...

گفتگو رامبد جوان که گفته جرأت ساخت  برنامه‌ی هر شبی برای تلویزیون ندارد و حالا یکی از موفق ترین شوهای تلویزیونی را روی آنتن دارد.

گفتگو با مجید صالحی ، اشکان خطیبی ، علی مسعودی ، فریبا کامران ، بیژن بیرنگ و.....

و گفته‌های خواندنی رضا ایرانمنش بعد از برگشتن از کما در بیمارستان آتیه و دغدغه‌ی اصلی نگارنده که مانیتور اتاقش است  که الارم آریتمی میدهد و او( رضا ایرانمنش) همچنان به مصاحبه رغبت و علاقه نشان دارد.

و بسیاری گفت و گوهای دیگر در کنار نقد‌‌‌ها و یادداشت‌هایی به هنگامه‌های گونه‌گون...

اول نوشته گفتم "سیاحت" حالا هم می‌گویم که خواندن این کتاب چون سیاحتی در جهان هنرمندانیست که در این کتاب گفت و گوهایشان هنرمندانه طراحی و نگاشته شده...

و برای پایان چه چیزی بهتر از چند خط مقدمه‌ی خواندنی کتاب که هما گویا خودش به جای آنها رو به روی خودش می نشیند و خود را به چالش می کشد:

گفتگوی من با نویسنده کتاب «من رو‌به‌روی آن‌ها»

"من، روبه روی من"

این سخت ترین مصاحبه ی زندگی من است. رو به روی کسی نشسته ام که نمی دانم چقدر او را می شناسم اما یقین دارم گفتگو با او چندان راحت نخواهد بود.

آدمی است که به قول خودش نه به کسی بدهکارست و نه از کسی طلب کار. همیشه خودش بوده و باز هم به قول خودش هرگز قلم نفروخته و زیر بار حرف زور نرفته و به همین دلیل هیچوقت، به جائی نرسیده...

کتاب "من، روبه روی  آنها" در نمایشگاه کتاب : سالن  A2، غرفه1، شماره 32، انتشارات آریاگهر.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید