"مرجان ساتراپی" زنی که در جستجوی عشق از قابِ جهان گذشت
خبرِ کوتاهی که امروز خبرگزاری فرانسه از قول نزدیکان مرجان ساتراپی منتشر کرد، نه تنها دنیای هنر و ادبیات مصور، بلکه قلب مخاطبانی را که با خطوط سیاه و سفید او بزرگ شده بودند، به لرزه درآورد. این هنرمند ۵۶ ساله که نامش با هویتِ معاصرِ زنِ ایرانی در جهان گره خورده بود، در حالی چشم از جهان فروبست که خانوادهاش علت آن را نه یک بیماری جسمی معمول، بلکه «اندوهی عمیق» توصیف کردند؛ اندوهی که کمی بیش از یک سال پیش با درگذشت ماتیاس ریپا، همسر، همراه و عشقِ همیشگیاش در هشتم آوریل ۲۰۲۵، در جان او ریشه دواند و سرانجام او را به سوی محبوبش کشانید. ساتراپی که زادهی آبانماه ۱۳۴۸ در رشت و از نوادگان ناصرالدینشاه قاجار بود، در فضای پرالتهاب تهرانِ دههی پنجاه و شصت قد کشید و بعدها تجربهی مهاجرت به اتریش و فرانسه را در قالب رمان گرافیکی بیبدیل «پرسپولیس» به رخ جهانیان کشید؛ اثری که نه تنها جایزهی داوران جشنواره کن را برای نسخهی سینماییاش به ارمغان آورد، بلکه نامزد جایزه اسکار شد و او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبی قرن بیست و یکم تثبیت کرد.
او که تحصیلکردهی رشتهی گرافیک در استراسبورگ بود، تنها به دنیای کمیکبوک اکتفا نکرد و با کارگردانی آثاری چون «خورش آلو با مرغ» با حضور گلشیفته فراهانی، «اصوات» و فیلم زندگینامهای «رادیواکتیو» دربارهی ماری کوری، نشان داد که در به تصویر کشیدنِ رنج و اشتیاقِ انسانی تبحری منحصربهفرد دارد. ساتراپی در تمام سالهای فعالیتش، چه زمانی که طرح میزد و چه وقتی پشت دوربین کارگردانی میایستاد، روایتی از ایستادگی و جستجوی آزادی بود، اما گویی آخرین روایت زندگی او، شخصیترین و در عین حال غمناکترین فصلِ کتابش بود. مرگ او، آن هم در سن ۵۶ سالگی، پایانِ زودهنگامِ زنی است که جهان را از دریچهی چشمهای سیاه و درشتِ شخصیتهایش میدید و حالا، در کنار ماتیاس ریپا، تهیهکننده و فیلمنامهنویسی که شریکِ تمامِ رویاهایش بود، در سکوتی ابدی آرام گرفته است.

