یکشنبه, 21 فروردين 1401 16:35

گفتگو با "بهرنگ علوی" بازیگر نقش دایی اسد در "شادروان" | کارگردان جسور، بازیگر را جسور می‌کند | بهرنگ علوی، بازیگر نقش‌های محال است

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(7 رای‌ها)
گفتگو با "بهرنگ علوی" بازیگر نقش دایی اسد در "شادروان" | کارگردان جسور، بازیگر را جسور می‌کند | بهرنگ علوی، بازیگر نقش‌های محال است گفتگو با "بهرنگ علوی" بازیگر نقش دایی اسد در "شادروان" | کارگردان جسور، بازیگر را جسور می‌کند | بهرنگ علوی، بازیگر نقش‌های محال است

سمیرا جعفری/ سی و یک نما- سینما او را با "دربند" پرویز شهبازی شناخت. کارگردانی جسور که زمانی با اعتماد به جوان ها، پای بازیگران خوبی را به سینما باز کرد و بهرنگ علوی یکی از آن جوان هایی است که رفته رفته استعدادهایش شکوفا شد و حالا که به عرصه ظهور رسیده است، میخواهد مخاطبش را غافلگیر کند.

علوی با فیلم "شادروان" و نقش دایی اسد نشان داد که جسارت پرویز شهبازی بی مورد نبوده است. او در نقشی که شاید ۲۰ سال از خود بزرگ تر است توانست حضور قابل قبولی را در دومین اثر حسین نمازی ایفا کند. حالا همه چیز برای او متفاوت شده است. چرا که سخت گیرتر نسبت به خود و انتخاب هایش شده؛ ولی تنها چیزی که هنوز برای ش مهم است،همکاری با کارگردان های جسور است. جسارتی که به او هم جسارت ریسک می دهد تا همانند نقشی که الان روی پرده می بینیم سختی های زیادی را متحمل شود. با بهرنگ علوی از سختی های حضور در "شادروان" و نقش دایی اسد صحبت کردیم.

--------------------------------------

photo_2022-04-10_16-15-01.jpg

- برگ برنده شادروان بدون اغراق کارکتر دایی اسد بود. زمانی که نقش به شما پیشنهاد شد فکر می کردید قرار قسمتی از بار طنز کار بر عهده ی شما و نقش تان باشد؟

* راستش خودم هم فکرش را نمی کردم. شادروان اولین همکاری م با آقای نمازی بود و شناختی از ایشان نداشتم. زمانی هم که این نقش از طرف عباس نادران, تهیه کننده فیلم پیشنهاد شد واقعا سورپرایز شدم.

- دایی اسد کارکتری است که شاید بیست سالی از سن شما بیشتر است. بر چه اساس و معیاری این نقش به شما پیشنهاد شد؟ این در حالی است که در این گروه سنی بازیگران متعددی در سینمای ایران هستند که هر کدام چهره ی قدری در این حرفه و برای این نقش متفاوت بودند.

* سوال من هم همین بود. چرا؟! در عین اینکه از این پیشنهاد جالب که سورپرایز و خوشحال شدم، نگرانی هایی هم نسبت به مواجه شدن با این کاراکتر داشتم.

می دانستم که بازیگرهای زیادی با این سن در سینما هستند که پیش از این چنین نقش هایی را خیلی خوب بازی کردند. این جسارت کارگردان برای‌م جالب بود و اینکه در نهایت این نقش برای خودم یک چالش به حساب می‌آمد. در میان بازیگران هم نسل خودم کسانی بودند که نقش های متفاوتی را بازی کرده اند ولی بیست سال بزرگتر را به خاطر ندارم. آن هم به این شکل.

طبیعتا این چالش انگیزه ام را دوچندان کرد و قبول کردم، هر چند ریسک بالایی داشت. چرا که نقش های این چنینی, آن هم با فاصله ی سنی را باید کامل درآورد. شما به عنوان اهالی سینما, منتقدین و حتی مردم وقتی خروجی کار را می بدهید و قرار است به این کار نمره داده شود، نمی گویید یک جا اشتباه کردی نمره ی ۱۹ می گیری؛ یا صفر یا بیست. و این قضیه استرس م را بیشتر می کرد.

- پس به یک استیصال بین انتخاب نقش رسیده بودید؟

* بله. ولی از آن جایی که ریسک کردن را دوست دارم, در نهایت پیشنهاد را قبول کردم. خوشحال بودم از چنین پیشنهادی و این اعتمادی که به من شده بود.

- حالا نوبت شما بود که پاسخ این اعتماد را بدهید.

* بله. باید کاری می کردم دل کارگردان و تهیه کننده قرص می شد نسبت به این انتخاب و اعتماد

- و چه زمانی این اتفاق افتاد؟

* زمانی که راش ها را دیدند. راف کات اولیه کار را که می خواستند بزنند، خوشحالی و رضایت از چهره ی آقای نمازی و عباس نادران پیدا بود. ولی خودم از آن جایی که نسبت به کارم بسیار سخت گیر هستم, احساس کردم کارگردان و تهیه کننده مانند یک مربی که می خواهند به بازیکنانشان روحیه بدهند, کامنت های مثبت به من می دهند.

- و در این بین نباید از گریم خوب کارکتر هم غافل شد.

* یکی از اتفاق های دیگر حضور در شادوران همکاری مجدد با امید گل زاده طراح گریم بود. امید گل زاده ای که همیشه تاکید می کرد من جزو بازیگرانی هستم که گریم؛ خوب به چهره ام می می نشیند. از طرفی هم به پیشنهادهای بازیگر خیلی توجه می کند. برای نقش دایی هم با امید گفت و گویی‌های متعددی داشتیم. هر دو به یک چهره ذهنی و مجازی رسیدیم برای دایی اسد.

- وزنی که مجبور شدید برای ایفای این نقش زیاد کنید در فیلمنامه بود یا خودتان به این ویژگی رسیدید؟

* پیشنهاد خودم بود. با صحبتی که با کارگردان داشتم نظرم را برای فربه و تنبل بودن این نقش دادم. به هرحال مجبور شدم در فاصله ی زمانی دو ماهه، ۲۲ کیلو اضافه کنم و به ۱۱۷ کیلو خودم را رساندم. در واقع می خواستیم, کنار سینا مهراد، ایمان برات پور و نازنین بیاتی که خواهرزاده های من در فیلم هستند فاصله سنی نمود پیدا کند. یعنی به واسطه گریم و وزن ؛ وقتی در قاب مشترک قرار می گیریم دایی و خواهرزادگی حفظ شود.

- و یک ریسک دیگر هم کردید!

*بله بالا بردن وزن ام ریسک بزرگی بود. حتی هر روز داخل موهای‌م را خالی می کردند. پیش از این دندان های من کامپوزیت بود که برای این نقش همه را تراشیدم. حتی در یک ماهی که برای این کار آفیش بودم؛ شاید یک بار حمام رفتم. آن هم در زمان پیک پنجم کرونا؛ بدون واکسن و ماسک، همگی در خانه ای شلوغ در بیمارستان در کنار هم بازی می کردیم. در واقع همه چیز ریسک بود. جدای از مسائل حرفه ای , شرایط بیرونی کارهم به ما استرس وارد می کرد.

photo_2022-04-10_16-16-14.jpg

- شما ما به ازای عینی شخصیت دایی را دیده بودید؟

  • بله. می توان گفت پکیج رفتار یک سری آدم هایی را در ذهن داشتم که از هر کدام یک ویژگی برای دایی اسد برداشتم.

_ و آدمهایی دیده بودید که در عین اینکه کمدی بودند, همانقدر هم حس دلسوزی مخاطب را بر می انگیخت؟

*به نکته ی درستی اشاره کردید. دایی اسد در کنار تمام ویژگی های طنزی که دارد, حس دلسوزی مخاطب را هم برمی انگیزد. شاید مخاطب زمانی که فیلم را می بیند؛ اولین چیزی که نظرش را جلب می کند تیپ ظاهری ش است. ولی اولین چیزی که در دایی اسد من را جذب کرد؛ کاراکتر درونی اش بود. یعنی همه ما در اطرافمان کسانی را دیده ایم که در زندگی شان بد آوردند. حتی تشنه یک احترام کوچک از اطرافیانشان هستند. تا جایی که وقتی خواهرزاده ش به اسم صدای ش می کند, توقع دارد یک دایی هم کنار اسم ش بیاورد. یعنی آنقدر احترام ندارد که دلسوزی مخاطب را برمی انگیزد. این آدم ها در واقعیت هم وجود دارند. کسانی که مشکلات، انگیزه زندگی را از آن ها گرفته است ولی در عین حال نیازمند احترام هستند.

- دیگر چه ویژگی هایی به نقش تان اضافه کردید؟

  • زمانی که می خواستیم برای دایی اسد لباس انتخاب کنیم, از طراح لباس خواستم با توجه به شخصیتی که در ذهن م از دایی اسد ساختم, در جلسه ی بعدی با تیپ دایی اسد بیایم. لباسی که در فیلم می بینید را خودم پیدا و انتخاب کردم. طراح لباس هم بدون هیچ گاردی نسبت به این قضیه گفتند تیپی که برای دایی اسد در ذهن داشتم دقیقا همین بود و از آن جایی که روی فیلمنامه تسط داشتی لباس را درست انتخاب کردی. ولی در نهایت اگر لباس روی تن‌ام نشست و گریم من را به کارکترنزدیک تر کرد بیش از هر چیز بخش اجرای نقش کمک کرد و من به عنوان بازیگر برای این بخش از کار تلاش کردم.

- یعنی گریم و طراحی لباس را شما باید به عنوان بازیگر کامل می کردید.

* بله و در عین حال کاراکتر نویسنده را. پس با اضافه کردن وزن ام و تغییرات روی چهره ام اولین قدم را برداشتم تا به ویژگی های رفتاری شخصیت برسم. اولین کاری هم که در این راستا انجام دادم؛ رویِ نشستن و برخاستن دایی اسد کار کردم. تا با همین ویژگی های در ظاهر ساده تفاوت اش را با دیگر شخصیت ها به چشم بیاید و به فیلم و در نهایت دیده شدن شخصیت کمک کند. ریتمی که در حین بازی داشتم ریتم یک آدم شصت ساله است و این میسر نشد مگر با مشاهده آدم های اطرافم.

- شما به ساخت این کارکتر با شناسنامه ای که برای اش طراحی کردید کمک زیادی کردید؛ در حین اجرا چقدر حول محور فیلنامه حرکت کردید و تا چه اندازه با توجه به نوع کار، بداهه را چاشنی این نقش کردید؟

* به هر حال قبل هر سکانس تمرینی داشتیم. ولی آقای نمازی آدم انعطاف پذیری هستند و معتقد بودند اگر احساس می کنیم نکته ای وجود دارد که به نقش و فضای داستان کمک می کند را پیشنهاد دهیم. طبیعتا این حس اعتماد، انگیزه مان را بیشتر می کرد. پس من و دیگر بازیگران سعی می کردیم هر روز با بهترین پیشنهادها سر صحنه حاضر شویم. ولی به هر حال سر صحنه اتفاق هایی هم می افتاد که منجر به بداهه می شد که در صورت تایید کارگردان کار ادامه پیدا می کرد.

- این روزها که فیلم روی پرده است, فکر می کنید ارزش تمام سختی هایی که پشت سر گذاشتید را داشت؟

صد در صد. یادگاری خوبی را هم برای خودم و هم در ذهن مخاطب به جا گذاشتم و غافلگیری برای کسانی که این بخش از توانایی من را ندیده بودند, و فکر می کردند که فقط در یک سری نقش ها می توانم حضور داشته باشم.

_ و الان که ثابت کردید؛ قرار است اتفاق های بهتری در روند بازیگری شما بی افتد؟

*همه این مسائل مستلزم این است که کارگردان و تهیه کننده جسارت کند. شخصا بیشتر از این که درگیر اسامی باشم که قرار است در سینما با آن ها کار کنم, برای ام مهم است که با آدم های جسور کار کنم. کارگردان جسور, اعتماد به نفس بازیگر و دیگر عوامل را بالا می برد. اعتماد می کند و من سعی می کنم پاسخ اعتماد آن را به بهترین شکل بدهم.

- کاری که پرویز شهبازی در دربند یا حتی عیار ۱۴ کرد؟

*بله. همه‌ی سینما به شهبازی گفتند چرا این نقش را به بهرنگ علوی داده ای. ایشان قبل تر با همکاری که در عیار ۱۴ داشتیم شناخت نسبی به من داشتند و نقش را در دربند برای من نوشتند.

- حتی اسم شخصیت هم بهرنگ بود اگر اشتباه نکنم؟

*درسته. و اعتمادی که ایشان کرد من را مجاب کرد نسبت به خودم سخت گیر باشم تا جواب اعتماد ایشان را بدهم. خاطرم است برای جشنواه فجر زمانی که برای خبر کاندیدا شدن نقش با من تماس گرفتند، گفتم لطفا این خبر را به آقای شهبازی بدهید که بدانند تمام تلاش م را برای اعتماد ایشان کردم. برای من کار کردن با کارگردان ها و تهیه کنندگان جسور لذت بخش است. چرا که بازیگر را از فضای روتین و نقش های شبیه خودش جدا می کند.

photo_2022-04-10_16-17-21.jpg

- بعد از شادوران و نقشی که هیچ نقطه ی اشتراکی با دیگر نقش هایتان نداشت کارتان کمی سخت می شود. پیشنهادها نسبت به گذشته متفاوت تر و خودتان سخت گیرتر. این نقش و موفقیتی که حاصل شد چقدر اولویت هایتان را تغییر داده؟

*خیلی زیاد. توقع مخاطب بالا رفته و باید در انتخاب نقش های ام وسواس بیشتری داشته باشم. نوع نگاه ام به فیلمنامه و نقش تغییر کرده است. اما شانس هم در این راه دخیل است. قبل از این فیلم، همیشه سعی کردم توانایی خود را در هر نقشی؛ حتی کوتاه نشان بدهم اما شاید در مسیر شانس قرار نگرفتم.

- شما شانس حضور در هر سه مدیوم تئاتر, سینما و تلویزیون آن هم با کارگردان های به نام را داشتید, چطور این اتفاق انقدر دیر افتاد؟

من در اولین بازی سینمایی، کاندیدای سیمرغ بلورین شدم؛ در اولین کار تئاتر دیپلم افتخار بهترین بازیگر تئاتر فجر را گرفتم؛ و برای سریال "هشت و نیم دقیقه"، کاندیدای جشن حافظ شدم.

باید زودتر این ها اتفاق بهتری برای ام می افتاد ولی معتقدم در مسیر شانس قرار نگرفتم و امیدوارم دایی اسد نقطه ی عطفی برای من باشد. آقای نمازی درباره ی حضور من در این کار گفتند:" بهرنگ علوی بازیگر نقش های محال است." و این اعتماد به نفس و جسارت من را خیلی بالا برد. پس طبیعتا سعی می کنم نقش هایی که مخاطب را غافلگیر کند را در اولویت انتخاب هایم قرار دهم.

دیدگاه‌ها  

+1 #1 سید رضا علوی 1401-01-21 18:28
مصاحبه بسسسیار عالی
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید