جمعه, 25 مهر 1399 12:58

نگاهی به فیلم "تو باید می‌رفتی" You Should Have Left / آیینه تو را می‌بیند

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نگاهی به فیلم "تو باید می‌رفتی" You Should Have Left / آیینه تو را می‌بیند نگاهی به فیلم "تو باید می‌رفتی" You Should Have Left / آیینه تو را می‌بیند

هما گویا / سی و یک نما– در فیلم های اقتباسی، معمولا کدها، بیشتر از طریق دیالوگ و کلمات به مخاطب داده می شود تا از طریق تصویر و این خصوصیت ارجحیت کلام بر قاب در این گونه فیلم هاست. در"تو باید می رفتی" هم کلید معما در لا به لای گفتگوها نهفته است. درست مثل گفتگوی پدر با دختر خردسالش است که در طول سفراز او می پرسد که آیا پس از مرگ، همه به بهشت می رویم؟ و پدر که در مدرسه ی کاتولیک ها درس خوانده، پاسخ قانع کننده ای برای این سوال ندارد.

البته بسیارند فیلم های اقتباسی که با هوشیاری و قدرتمندی کارگردان، این دو مدیوم پا به پای هم پیش می روند. اما این ویژگی در ساخته ی جدید کپ چندان مشهود نیست.نه دالان های تو در تو می تواند ما را همچون فیلم "درخشش" به داستان بچسباند و نه "کوین بیکن" ما را همچون "جانی دپ" به "پنجره مخفی" می رساند.

و به این ترتیب "تو باید می رفتی" You Should Have Left اقتباسی آزاد از رمان" دنیل کلمن" به همین نام است که چندان وفادار به قصه ی آن نمانده است.

You Should Have Left (1).jpg

داستان فیلم در مورد تئو (کوین بیکن) مرد بانکدارمیانسال و ثروتمندی است که به همراه سوزانا، همسر بسیار جوان و هنرپیشه اش که از ایفای نقش در فیلم های صحنه دار ابایی ندارد (با بازی آماندا سایفرد که او را بیشتر با فیلم ماما میا می شناسیم) و دختر کوچکشان الا (ایوری اسکز)‌ تصمیم به سفری دو هفته ای می گیرند و یک ملک دورافتاده را از طریق اینترنت اجاره می کنند.

همسر سابق تِئو سال ها پیش خودکشی کرده و یا با مصرف زیاد الکل در وان حمام بیهوش و خفه شده است. خیلی ها تئو را مسئول این اتفاق می دانند اما او از این اتهام تبرئه می شود ولی هرگز نمی تواند جایگاه قبلی خود را در اجتماع به دست بیاورد و حالا تبدیل به یک فرد آسیب دیده ی ذهنی شده که در عین حال به وفاداری همسر جوانش نیز مشکوک است، به خصوص که حتی دختر کوچکشان هم مدام او را "پیرمرد" خطاب می کند.

You Should Have Left (1).jpeg

با ورود آنها به این ملک مدرن اما مملو از رنگ های سرد، وهم انگیز بودن فیلم کم کم به سراغمان می آید و داستان "سایه ها" آغاز می شود. سایه هایی که "الا" را می ترسانند و کابوس هایی که دست از سر تئو برنمی دارند. چراغ هایی که با خاموش شدن هر کدام ، چراغی دیگر روشن می شود و راهروهایی که انتها ندارند، درست مثل تعداد اتاق های این ملک که انگار قابل شمارش نیستند. حتی گاهی زمان هم در این ملک مفهوم خود را از دست می دهد.

افراد محلی به خصوص فروشنده ی سوپرمارکت در مورد صاحب این امارت به تئو هشدار می‌دهند، مردی عجیب به نام "استتلر". آیا تِئو این مرد را می شناسد؟ آیا ما تا به انتها با او آشنا خواهیم شد؟ او چه ارتباطی با تئو دارد؟

You Should Have Left (2).jpg

فیلم تو باید می رفتی یا به عبارت بهتر، باید اینجا را ترک می کردی، فیلمی نیست که بتوان به آن امتیاز بالایی داد، همانطور که منتقدین هم امتیاز متوسط را به آن داده اند، گرچه کوین بیکن (بازیگر خوب فیلم رودخانه مرموز)، حتی در مقام تهیه کنندگی این فیلم هم، همه ی تلاشش را کرده است، اما به هر حال یکی از فیلم های ترسناک مطرح سال 2020 محسوب می شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید