تولد هفتاد و پنج سالگی مادر است و بعد از مدت ها در این دوران کرونا قرار است خانواده این شب را با "ماسک" جشن بگیرند. کرونایی که گاهی بهانه شد برای تنها گذاشتن پدر و مادرها و حالا هم انگار تولد مادر بهانه است.
اسباب و اثاثیه ی خانه جا به جا می شود. می خواهند کمد قدیمی را دور بیاندازند. مادر مخالف است و می گوید که این کمد قدیمی است. انگار نگرانی بیش از دور انداختن کمد قدیمی را دارد. می ترسد از روزی که چیزهای قدیمی دور ریخته شوند، حتی آدم های قدیمی مثل او، با آن چشمان نگران که بیشتر از خود، نگرانی انسجام خانواده را دارد.
حامد (حسن معجونی) داماد خانواده، آمده که زود برود. نه برای جشن تولد مادر، بلکه برای بردن شمش های طلایی که در آن خانه به امانت گذاشته. او مدام گوشی اش را چک می کند و قرار است به سفر برود. حساب همسرش را هم خالی کرده. انگار بوی خیانت می آید!!
شمش ها گم شدند. یکی آنها را برداشته! همه به نوعی می توانند مظنون باشند. دیگر این شب، بهانه ی تولد مادر نیست. شبی است که چهره واقعی خانواده نمایان می شود.
هیچ شخصیتی در این فیلم بی هویت نیست. قصه و روایت به درستی ما را با آنها آشنا می کند. دختری که با شوهرش سال هاست اختلاف دارد، کتک می خورد و دم نمیزند. دختر دیگری (بهناز جعفری) که در خرافات غرق است با شوهری فناتیک. پسری (مسعود کرامتی) که رویای کوبیدن خانه ی پدری و ساختن دوباره ی آن را دارد. کوبیدن و ساختنی که با آن خاطرات یک عمر دفن می شود. نوه ی بازیگری (سوگل خلیق) که عاشق پسر دایی اش هست و پسردائی که عاشق دختر عمه ی دیگر خود....
فیلم آپارتمانی یوسف خاتمی کیا یک ویژگی تحسین برانگیز دارد. اینکه هیچ رد پائی از پدرش ابراهیم حاتمی کیا در آن نمی بینیم. اما این نگاه ابراهیم حاتمی کیا به اولین ساخته ی بلند پسرش هم چندان قابل توجیح نیست. هر تهیه کننده ای که با تجربه باشد و سینما را بشناسد حتما در فیلم، کارگردان را همراهی می کند اما این ابراهیم حاتمی کیاست با سختگیری های خاص خودش که من سال ها پیش سر صحنه فیلمبرداری سریال حلقه سبز دیده بودم که چطور تجاربش را سختگیرانه به یوسف منتقل می کرد.
من پایان فیلم "شب طلایی" را دوست نداشتم اما فیلم برایم قابل قبول بود و محترم با بازی های بسیار خوب از نسل های مختلف.
ما در این فیلم یک مریم سعادت داشتیم که در نقش مادر درخشان است. یکتا ناصری که مدت ها بود توانایی هایش در قاب های سطحی همسرش منوچهر هادی به هدر می رفت، یک حسن معجونی خوب، مسعود کرامتی خوب، بهناز جعفری خوب و جوان هایی خیلی خوب از جمله بازی درخشان سوگل خلیق.
شب طلایی با عنوان مناسب و وصف حالش (این روزها سر در گم اسامی فیلم ها شده ام)، فیلمی است که نشان میدهد یوسف حاتمی کیا درام را می شناسد، قاب را بلد است و ... قرار است در آینده حرف هایی برای گفتن در فیلمسازی داشته باشد.
هما گویا