نمایش موارد بر اساس برچسب: سی و یک نما

‌
مرگ سِر پاتریک استوارت، تنها فقدان یک بازیگر نیست، بلکه پایان یکی از باشکوه‌ترین دوران‌های بازیگری در قرن اخیر است. مردی که با صدای مقتدر و حضور متینش، توانست مفاهیمی چون «رهبری»، «عدالت» و «پذیرش» را در قالب شخصیت‌هایی نمادین به گوش جهانیان برساند.
‌
او در ۸۶ سالگی و پس از سال‌ها نبرد شجاعانه با بیماری آلزایمر، در آرامش درگذشت. اما میراث او، در تضاد خیره‌کننده‌ی نقش‌هایش جاودانه شد؛ از فرماندهیِ سخت‌گیر اما انسانی «ژان لوک پیکارد» در کهکشان‌های دوردست Star Trek، تا شفقت و خردِ بی‌مرز «پروفسور چارلز خاویر» در دنیای X-Men.
‌
سِر پاتریک استوارت ثابت کرد که می‌توان در عین داشتنِ شهرتی جهانی در ژانرهای تخیلی، ریشه‌های عمیق خود را در تئاتر کلاسیک و آثار شکسپیر حفظ کرد. او برای منتقدان، بازیگری بود که «سکوت» را به اندازه «دیالوگ‌ها» بلد بود و می‌توانست با یک نگاه، پیچیده‌ترین احساسات انسانی را روایت کند.
‌
در حالی که دنیای هنر با غم درگذشت سِر پاتریک استوارت روبروست، اتفاقی تأمل‌برانگیز و غم‌انگیز در روزهای اخیر رخ داده است؛ درگذشت سه تن از بازیگران اثرگذار سریال پیشتازان فضا در بازه‌ای بسیار کوتاه. گویی تکه‌هایی از آن دنیای رویایی و پیشرو که این بازیگران سال‌ها برای ما ساختند، یکی پس از دیگری در حال خداحافظی با ما هستند. حالا در میان بازگران سری اول پیشتازان فضا، تنها نام ویلیام شاتنر، ایفاکننده نقش ماندگار کاپیتان کرک، به عنوان آخرین بازمانده از آن دوران طلایی باقی مانده است تا یاد تمام همراهانش را در حافظه سینما زنده نگه دارد.
‌
این فقدان‌های متوالی، یادآور این حقیقت است که هر چند شخصیت‌های این سریال در جستجوی ابدیت در کهکشان‌ها بودند، اما در نهایت، میراث آن‌ها در خاطرات ما و تاریخ هنر سینماست که هرگز پیر نمی‌شود.
سِر پاتریک استوارت با وقار زندگی کرد، با اقتدار بازی کرد و اکنون با شکوه، به ابدیت پیوست. یاد او در هر کادری که حضور دارد و در قلب میلیون‌ها دوستدار هنر، زنده خواهد ماند.
منتشرشده در تلویزیون

‌

سی و یک نما - نوزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، از هفتم تا چهاردهم آبان ماه سال جاری، با دبیری جلال غفاری و در فضای فرهنگ و هنر پردیس سینمایی ملت برگزار خواهد شد. در آستانه آغاز این رویداد سینمایی، فهرست آثار پذیرفته شده در بخش «فیلم بلند» اعلام شد.
‌
منتشرشده در سینمای ایران


سی و یک نما — آر.جی. میته، بازیگر نقش والتر وایت جونیور (فلین) در سریال «بریکینگ بد»، در ۳۴ سالگی از دنیا رفت. نماینده‌اش اعلام کرد که او خودکشی کرده است و مرگ وی به‌طور ناگهانی و غیرمنتظره رخ داده است. پلیس آلبوکرکی، شهری که سریال در آن فیلم‌برداری می‌شد، اعلام کرد که جسد او در خانه‌اش پیدا شده و تحقیقات درباره‌ی علت دقیق مرگ در جریان است.

میته در سه‌سالگی به فلج مغزی (سی‌پی) مبتلا شده بود؛ بخش‌هایی از بدنش دچار محدودیت حرکتی بود، گاه در کلام دچار مشکل می‌شد و بعضی حرکات بدنش غیرارادی بود. اتفاقی که این اواخر مشهود شده بود و شاید برای بعضی‌ها سخت است که جسم‌شان توانِ خواسته‌های مغز و قلبِ پُرتپش‌شان را نداشته باشد. البته که او همین محدودیت را به فرصتی برای تغییر نگاه جامعه به معلولیت تبدیل کرد.

اما آیا این اواخر خیلی تنها بود؟ چقدر آن‌هایی که سال‌ها در سریال «بریکینگ بد» با او زندگی کرده بودند، از احوالش خبر داشتند؟

بیشترین بازتاب این خبر، پیام برایان کرانستون، بازیگر نقش والتر وایت، بود. او نوشت:

«امشب غرق در اندوه هستم. آر.جی. میته، پسر عزیزم در "بریکینگ بد"، دیگر در میان ما نیست. او این نقش را با اشتیاق و اراده‌ای تحسین‌برانگیز ایفا کرد و با وجود چالش‌های جسمی ناشی از فلج مغزی، هرگز اجازه نداد محدودیت‌ها مانع پیشرفتش شوند.»

کرانستون در ادامه به حسرتی تلخ اشاره کرد: تنها چند هفته پیش با هم پیام رد و بدل کرده بودند تا برای یک ناهار دوستانه برنامه‌ریزی کنند؛ دیداری که دیگر هرگز محقق نشد. او نوشت نمی‌دانست آن دیدار می‌توانست تفاوتی ایجاد کند یا نه، اما می‌دانست که او را دوست داشت و همیشه از هم‌نشینی با او لذت می‌برد، و در پایان افزود: «دلم برایت تنگ می‌شود، پسرم.»

واکنش دیگر بازیگران سریال هم یکی‌یکی منتشر شد:

- آرون پال (جسی پینکمن) نوشت: «آر.جی. یک انسان مهربان، بااستعداد و بی‌نقص بود... خوشحالم که بخشی از زندگی‌اش بودم.»
- دین نوریس (هنک شریدر) او را جوانی دوست‌داشتنی خواند که در پشت صحنه همیشه مورد توجه و حمایت تیم تولید بود.
- استیون مایکل کزادا (گومز) نوشت که از شنیدن این خبر داغدار شده و میته را عضوی عزیز از خانواده‌ی سریال می‌دانست.
- مت جونز (برندی) در پستی کوتاه نوشت: «استراحت کن، رفیق.»
- چارلز بیکر (تاد آلیکوئیست) او را بازیگری خواند که با وجود همه‌ی سختی‌ها با لبخند و انرژی کار می‌کرد.
- دانیل مونکادا (ویکتور) و مارلی متلین (آندریا) هم در پیام‌هایی جداگانه همدردی خود را ابراز کردند.
- لو دایموند فیلیپس (استیون گومز) او را بخشی جدانشدنی از بریکینگ بد دانست.
- شبکه AMC نیز در بیانیه‌ای نوشت که میته نقشی ماندگار آفرید و همه‌ی خانواده‌ی بریکینگ بد از این خبر اندوهگین هستند.
‌
میته پیش از این هم در سریال‌هایی مثل «ان‌سی‌آی‌اس» و «ویو» بازی کرده بود، اما نامش با بریکینگ بد گره خورد. نقش فلین برای خود او هم معنایی شخصی داشت: شخصیتی که با معلولیتش می‌جنگید و دست‌کم گرفته می‌شد، اما در نهایت به استقلال و صدای خودش می‌رسید.
‌
پس از پایان سریال، میته از شهرتش برای فعالیت‌های بشردوستانه استفاده کرد و به چهره‌ای الهام‌بخش برای افراد دارای معلولیت تبدیل شد؛ رویکردی که خودش همیشه آن را مهم‌ترین بخش کارش می‌دانست.

منتشرشده در تلویزیون
سی و یک نما _داریوش عیاری، فیلمبردار  سینمای ایران  صبح امروز  عیاری، امروز  ۱۷ مهر بر اثر سکته درگذشت. وی برادر کیانوش عیاری بود که در چندین اثر وی به عنوان فیلمبردارو مدیر فیلمبرداری وی را همراهی می‌کرد
 
"داریوش عیاری"، متولد سال ۱۳۲۵  در آبادان و دانش‌آموخته رشته روزنامه‌نگاری، فعالیت حرفه‌ای خود در سینما را با فیلمبرداری فیلم «تنوره دیو» در سال ۱۳۶۴ آغاز کرد.
وی در طول فعالیت هنری خود، فیلمبرداری آثار متعددی از سینمای ایران را برعهده داشت که از جمله آن‌ها می‌توان به «ویلای ساحلی»، «جاده قدیم»، «کاناپه»، «خانه پدری»، «دختری با کفش‌های کتانی» و «راز مینا» اشاره کرد.
سی و یک نما فقدان او را به جناب آقای "کیانوش عیاری"، جامعه سینمایی و خانواده‌ی وی تسلیت می‌گوید.
منتشرشده در سینمای ایران
‌
سی و یک نما -ایراد، سلیقه‌ای نیست؛ زبانی است. «دورِ امیر» ترکیبی ناقص است. در فارسی، با شنیدن «دورِ چیزی یا کسی»، ذهن در انتظار فعل می‌ماند: «دورِ امیر بگردید»، «دورِ امیر بچرخید». خودِ ساختار، معنا را ناتمام می‌گذارد و شنونده را به دنبال ادامه جمله می‌فرستد. پس سخن بر سر «دوست نداشتن» نیست؛ سخن بر سر ناقص بودن ساختار است و این دو، زمین تا آسمان تفاوت دارند.
 
‌
درست است؛ یک برنامه کمدی می‌تواند هر عنوان غریب و حتی «من‌درآوردی» داشته باشد، اما به یک شرط بزرگ: در نخستین مواجهه، حس توهین یا تحقیر را به مخاطب مخابره نکند. عنوان باید طنازانه و دل‌نشین باشد، نه ترکیبی که بلافاصله همان دستور ناتمام را در ذهن زنده می‌کند: «دورِ امیر بگردید».
‌شو اینجا نکته مهم‌تر است: با گفتن «دورِ یک نفر»، آن نفر در مرکز قرار می‌گیرد و دیگران، حلقه‌ای که باید بچرخند. پوستر برنامه نیز دقیقاً همین را تصویر کرده است؛ امیرحسین قیاسی در مرکز کادر و تلویزیون‌ها — نماد رسانه و مخاطب — چیده‌شده دور او. یعنی طراحی بصری هم همان معنای «در مرکز بودن امیر» را پذیرفته و روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.
‌
امیرحسین قیاسی رندتر و هوشمندتر از آن است که این نکته ظریف را ندیده باشد. اما گویا میل به دیده‌شدن، او را به سمتی برده که انتخاب این عنوان، بیش از آنکه برآمده از خلاقیت باشد، از نوعی خودبینی نشئت گرفته است؛ گویی ظرفیت دیده‌شدن، گاهی به قیمت فراموش‌کردن احترام به مخاطب تمام می‌شود.
‌
آقای قیاسی، «دورِ امیر» دقیقاً یعنی دورِ امیرِ چی؟
 
هما گویا
منتشرشده در تلویزیون
"اوا مری سنت" از آخرین آیکون‌های نسلِ کلاسیک و فاخرِ سینما در سن ۱۰۲ سالگی درگذشت
 
 
اوا ماری سِنت  هنرپیشه و تهیه‌کننده‌ی  آمریکایی  با ایفای نقش در فیلم در "بارانداز" اثر الیا کازان در سال ۱۹۵۴ به شهرت رسید و برای این  نقش جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به خود اختصاص داد و در سال ۱۹۵۹ به خاطر بازی در فیلم "شمال از شمال غربی" اثر آلفرد هیچکاک جایزهٔ گلدن گلوب را دریافت کرد. او برای حضور در فیلم "بارش باران" در سال ۱۹۵۷ نامزد دریافت جایزهٔ بفتا شد و جایزهٔ اِمی را برای مجموعهٔ تلویزیونی "یک نفر از ما" در سال ۱۹۹۰ به دست آورد. او دوران حرفه‌ای بازیگری خود را نیز با شرکت در فیلم‌هایی چون شهرستان رینتری (۱۹۵۷)، خروج (۱۹۶۰)، روس‌ها می‌آیند، روس‌ها می‌آیند (۱۹۶۵)، جایزهٔ بزرگ (۱۹۶۶)، هیچ چیز مشترک (۱۹۸۶)، به خاطر وین، دیکسی دین (۲۰۰۵)، بازگشت سوپرمن (۲۰۰۶) و افسانهٔ زمستان (۲۰۱۴) پشت سر گذاشته است.
منتشرشده در سینمای جهان
‌
سی و یک نما - هفته‌ی اخیر، فضای مجازی یک‌صدا از «شرق بهشت» می‌گفت. نتفلیکس هم برای این سریالِ دیدنی تمامِ قواعد تبلیغات را به کار بست؛ از رونمایی‌های مجلل در شهرهای بزرگ آمریکا، از نیویورک تا سواحلِ دور، با حضورِ تمامِ بازیگران، تا پخشِ یک‌جایِ هفت‌قسمتِ سریال؛ جسارتی که خودش خبر از اعتمادِ کاملِ نتفلیکس به این اثر می‌دهد واین اعتماد بی دلیل نیست 
‌
«شرق بهشت» نه‌تنها بازیِ درخشانِ «فلورنس پیو» در نقشِ کتی (کیت) را دارد، بلکه تمامِ بازیگرانش در اوجِ درخشش‌اند و هرکدام سهمی در این دریا دارند.اما نکته‌ی حائزِ اهمیت اینجاست که این سریال در حقیقت اسپین‌آفی از شخصیتِ کتی ایمز است، نه صرفاً اقتباسی دیگر از رمانِ ماندگارِ جان اشتاین‌بک. جالب اینکه پیش از «زویی کازان»، پدربزرگش «الیا کازان» نیز در نسخه‌ی سینماییِ ۱۹۵۵ به سراغِ بخشی از این رمان رفته بود؛ اما از شخصیتِ مهمِ کتی به‌راحتی عبور کرد و تمامِ تمرکزِ خود را بر روابطِ دو پسرِ آدام و کتی گذاشت. حالا نوه‌اش کاری کرده که پدربزرگ از آن گذشته بود: کتی را از حاشیه به مرکز آورده است.
‌
بازیِ فلورنس پیو، این بازیگرِ جوان و خوش‌آتیه، همان‌طور که اشاره شد فوق‌العاده است. آن‌قدر که برای بهترین بازیگرِ دوره‌ی بعدِ جوایز اِمی نمی‌توان رقیبی برایش تصور کرد. پیو که پیش‌تر برای «زنان کوچک» نامزدِ اسکار شده بود و در «اوپنهایمر» نولان حضوری قابلِ توجه داشت، این‌جا زنی را به تصویر می‌کشد که تمامِ سنگینیِ یک رمانِ حماسی بر دوشِ اوست.
‌
داستانِ سریال اما با آشناییِ ما با خانواده‌ی تراسک آغاز نمی‌شود؛ ما ابتدا با دختری روبه‌رو می‌شویم که به قصدِ کشتن کتک خورده و به خانه‌ی آن‌ها پناه آورده است؛ دختری زیبا که در خاطراتش پرده از رازی بزرگ برمی‌دارد و ما را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در فلاش‌بک‌های ذهنیِ او، دختربچه‌ای پنج‌ساله را می‌بینیم که مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرد؛ آن‌هم با میزانسنی که چهره‌ی متجاوز را هرگز نشان نمی‌دهد. گویی نه‌تنها ما، که خودِ او هم هرگز چهره‌ی متجاوز را به یاد نمی‌آورد؛ و همین رازِ بی‌نام، همین ضربه‌ی هولناک، همان چیزی است که کتی را به شخصیتی مرموز بدل می‌کند؛ زنی که از نوجوانی تصمیم گرفته برای رسیدن به خواسته‌هایش با اغواگری، از مردان سوءاستفاده کند و در ضمیرِ ناخودآگاهش به ترومایِ درونش التیام ببخشد تا جایی که به یک زنِ خطرناک بدل شده است که از هیچ چیز هراس ندارد، حتی مرگِ خانواده‌اش.
او حالا قدم به زندگیِ خانواده تراسک  ( دو برادر به نام‌های آدام و چارلز) گذاشته است تا سرنوشتِ دو نسل را نابود کند...
‌
منتشرشده در سینمای جهان

یکشنبه شب، نمایش «تهران، پاریس، تهران، پل» با نزدیک به 40 دقیقه تاخیر شروع شد؛ چراکه تماشاگرانی که بلیت VIP خریده بودند، با دو ردیف صندلی پلاستیکی که اضافه در مقابل سن چیده شده مواجه شدند که این موضوع با اعتراض آنها مواجه شد.

منتشرشده در تئاتر
سی و یک نما - تا این اندازه متحول شدن یک چهره‌ی جهانی سینمای ایران چون "اصغر فرهادی" که می‌توانست در این هشت‌ماه جنگ بسیار تاثیرگذار باشد؛ گر چه حالا هم قابل اعتنا و مهم است، اما این سوال را در اذهان متبلور می‌کند که چرا به یک‌باره و پس از ماه‌ها بی‌اعتنایی یا کم‌اعتنایی چنین رگ‌ِگردنی شدن؟
 
اصغر فرهادی در جشنواره فیلم ریو با انتقاد از نگاه هالیوود به کشورهای دیگر، فیلم «آرگو» را نمونه‌ای از روایت‌هایی دانست که آمریکایی‌ها را در نقش نجات‌دهنده قرار می‌دهند.او گفت مشکل این نوع نگاه، تصور برتری آمریکا نسبت به دیگر کشورهاست و تأکید کرد: مردم هر جامعه می‌توانند خودشان برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند. 
فرهادی همچنین درباره ارتباط سینما و سیاست گفت: هر زمان درباره جامعه، خانواده، روابط انسانی و مشکلات مردم حرف زده می‌شود، به‌طور غیرمستقیم درباره سیاست هم صحبت می‌شود. او با این حال تأکید کرد: ترجیح می‌دهد در فیلم‌هایش مستقیماً وارد سیاست نشود.
این کارگردان همچنین گفت: رسانه‌ها تصویر کاملی از زندگی مردم ارائه نمی‌کنند و تکرار روایت‌های یک‌جانبه می‌تواند برداشت مخاطبان از کشورهای دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
منتشرشده در سینمای ایران
سی و یک نما - مستند «روباه و ماه صورتی» ساخته مهرداد اسکویی به فهرست فیلم‌های بخش بین‌الملل اسکار راه یافت.
 
مستند «روباه و ماه صورتی» ‌ در نخستین نمایش جهانی خود در جشنواره ایدفا ۲۰۲۵، در بخش مسابقه بین‌المللی جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و تاکنون در ۷۰ جشنواره بین‌المللی نمایش داده شده و ۳۸ جایزه دریافت کرده است.
این فیلم که ساخت آن بیش از هفت سال طول کشیده، درباره یک دختر هنرمند افغانستانی (ثریا اخلاقی) است که در ایران زندگی می‌کرد و برای دیدن مادرش قصد خروج از کشور را داشت اما مجبور می‌شود به قول خودش گِیم بزند و قاچاقی از ایران خارج شود
منتشرشده در سینمای ایران
صفحه1 از25