
نولان داستان پیچیده و چندلایه ادیسه را در سه خط زمانی موازی پیش میبرد:
۱. خط زمانی اول (سرگردانی در دریاها): هشت سال پس از سقوط تروا با حیله اسب چوبی، ادیسئوس (مت دیمون) و مردانش در مسیر بازگشت به خانه، در آبهای ناشناخته گم میشوند و با موجودات اساطیری چون غول یکچشم، نژادی از جنگجویان غولپیکر و هیولای اسکیلا مواجه میگردند.
۲. خط زمانی دوم (جزیره کالیپسو): ادیسئوسی مسنتر و دچار فراموشی، سالهای جنگ و سرگردانی خود را در جزیره برای کالیپسو (شارلیز ترون) بازگو میکند؛ جایی که سعی دارد با پناه بردن به فراموشی خودخواسته و خوردن گلهای لوتوس، بار روانی و گناه ناشی از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تسکین دهد.
۳. خط زمانی سوم (ایتاکا و انتظار): در کاخ پادشاهی ایتاکا، پنلوپه (آن هاتاوی)، همسر ادیسئوس، تحت فشار خواستگارانی حریص به رهبری آنتینوس (رابرت پتینسون) قرار دارد که قصد غصب تاجوتخت را دارند، در حالی که پسرش تلماخوس (تام هالند) در جستجوی نشانهای از زنده بودن پدر است.
با پیوند خوردن این سه خط زمانی و تصمیم ادیسئوس برای ترک کالیپسو، روایت غیرخطی جای خود را به یک مسیر مستقیم و خونین برای بازگشت به خانه و تسویهحساب با خواستگاران میدهد.

در فرم روایی، نولان به همراه تدوینگر خود، جنیفر لِیم، ساختاری ساختارشکنانه و امپرسیونیستی به کار میگیرد که تداومبخش تجربیات قبلی او در آثار متکی بر گسست زمان همچون ممنتو و اوپنهایمر است. او به جای پیروی از منطق کرونولوژیک (ترتیب زمانی) هومر، روایت را در خطوط زمانی موازی خرد میکند. این موازیسازیِ زمانی، ذهن مخاطب را فعال نگه میدارد؛ چرا که تماشاگر مجبور است قطعات پراکنده خاطره، جنگ و انتظار را در کنار هم بچیند. این دستکاری زمان، صرفاً یک خودنمایی فرمال نیست، بلکه آیینه روانی قهرمانی است که میان حافظه، فراموشیِ خودخواسته برای فرار از رنج جنگ (PTSD) و اشتیاق بازگشت به خانه دستپاچه شده است.

آنچه ادیسه نولان را متمایز میکند، رویکرد او به بازنویسی شخصیتها و مفاهیم کلاسیک برای انسان مدرن است. نولان بدون وفاداری جزماندیشانه به متن اصلی، با تغییر لحن دیالوگها و انتخاب بازیگران فارغ از کلیشههای نژادی یا لهجههای فاخر بریتانیایی، اسطوره را به امر ملموس تبدیل میکند. در این بازخوانی، جادو و حضور خدایان (مانند آتنا یا سیرسه) نه به عنوان عناصری کاملاً فانتزی، بلکه در قالب تجسمی از بیم و امیدهای روانی و «ژانر وحشت جسمانی» رخ مینمایند. برای نمونه، اپیزود مواجهه با سیرسه به تحلیلی عمیق از خشونت ساختاری و انتقام پیشگیرانه در برابر دستاندازیهای مردسالارانه بدل میشود. نولان با بازتعریف رفتارهای قهرمانان یونانی که در متن هومر همراه با غارت و خشونت بود، افتخارات جنگی را زیر سؤال برده و جنگ تروا را نه معرکهای برای کسب افتخار، بلکه سرآغاز یک فاجعه انسانی و ضایعه روانی ارزیابی میکند.

در مرکز ثقل تماتیک این اثر، «قانون زئوس» یا سنت مقدس مهماننوازی و رعایت کرامت «دیگری» قرار دارد. در جهان اساطیری، پذیرش غریبهها و رفتار انسانی با آوارگان، ضامن سلامت اخلاقی جوامع بود و شکستن این کد، خشم خدایان را به همراه داشت. نولان منشأ بحرانهای داستان، از حیله اسب تروا توسط ادیسئوس گرفته تا تجاوز خواستگاران به حریم خانه پنلوپه، را در نقض همین اصل بنیادی مییابد. اسب تروا در این اثر نه نماد هوشمندی نظامی، بلکه توتم و نشانه فیزیکی یک خدعه اخلاقی است که مرزهای اعتماد را ویران میسازد.
در نهایت، نولان از دل یک متن چند هزار ساله، پیامدی کاملاً امروزی استخراج میکند: زمانی که جوامع انسانها، سخاوت، مدارا و کرامت متقابل را کنار بگذارند، تمدن دچار فروپاشی درونی میشود. جنگ تروا در این خوانش، پیشگوییِ سقوط جوامعی است که غرق در حیله، مالکیتطلبی و بیگانههراسی شدهاند. نولان با تلفیق درام انسانی، تحلیل اجتماعی و قدرت سینمایی، حماسهای خلق کرده است که نشان میدهد چگونه غرور بشری میتواند بستر سقوط خود او را فراهم سازد.
عادل متکلمی آذر


ادیسه (The Odyssey)
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: مت دیمون، آن هاتاوی، تام هالند، رابرت پتینسون، لوپیتا نیونگو، سامانتا مورتون، زندایا، شارلیز ترون، بنی سفدی، جان برنتال، جان لگیزامو، بیل اروین، هیمش پاتل، کوری هاکینز، میا گوت، لوگان مارشال-گرین، الیوت پیج
درجهبندی سنی: R
مدت زمان: ۱۷۳ دقیقه

