مثلِ تضادِ تکنیک؛ از «متری شیش و نیم» تا «شش زیرزمینی».
برای درک افتِ معادی در غرب، کافی است بازیِ برونگرایانه، پرجزئیات و درخشان او در نقش «صمد» در فیلم متری شیش و نیم را به یاد بیاوریم. او در سینمای ایران، فرمانروای قاب است؛ بازیگری که نبض صحنه را در دست میگیرد. اما همین بازیگر در فیلمی مثل «شش زیرزمینی» (6 Underground) ساخته مایکل بی، عملاً به یک مهرهی بیاثر تبدیل میشود. پذیرش چنین نقشهایی که نه عمق دراماتیک دارند و نه فضایی برای خودنمایی، برای بازیگری که استانداردهای جهانی را با فرهادی جابهجا کرده، چیزی جز عقبگرد نیست.
معادی در سریال تحسینشدهی «آن شب» (The Night Of)، نه یک بازیگر رهگذر، بلکه در قامت یک نقش مکملِ کلیدی ظاهر میشود؛ پدرِ «نصیر» (با بازی ریز احمد)، اما درست در جایی که او باید از هویت بازیگری خود دفاع کند، با یک بازیِ بیرمق روبهرو هستیم. معادی در نقش یک مهاجر پاکستانی، چنان در سایه حرکت میکند که گویی تمام آن اعتمادبهنفسِ جلوی دوربینِ سینمای ایران را در فرودگاه جا گذاشته است.
در سریال "آن شب"، پیمان معادی نقش "خان" پدرِ نصیر (ریز احمد) را بازی میکند که یک مهاجرِ پاکسانی و رانندهی تاکسی است و آن شبی که "نصیر" تاکسیِ پدرش را قرض میگیرد تا به مهمانی برود با دختری آشنا میشود، به آپارتمان او میرود و در آنجا دختر با ضربات متعدد چاقو کشته میشود و نصیر (یا ناصر در ترجمه فارسی) به جرم قتل دختر به زندان میافتد و....
تلخیِ ماجرا زمانی بیشتر میشود که بازی او را در کنار «ریز احمد» قرار میدهیم. بازیگری آسیاییتبار که نشان داد هالیوود در برابر «استعدادِ ناب» مجبور است تا سر تعظیم فرود بیاورد. ریز احمد از فرصتهایش پلی به سوی سوپراستار شدن ساخته، اما معادی در «آن شب» به جای آنکه از تکسکانسهایش فرصتی طلایی بسازد، به یک حضور خنثی بسنده کرده است.
و سوال اینجاست که آیا معادی در اتمسفر هالیوود دچار لرزشِ اعتمادبهنفس میشود و یا شاید کارگردانان غربی، تعمدی در «ندیده گرفتن» تواناییهای بازیگران خاورمیانهای دارند و آنها را در تیپهای کلیشهای حبس میکنند؟ هرچه هست، برای بازیگری در سطح معادی، حضور در نقشهای دستچندم، بیش از آنکه رزومهاش را سنگین کند، به اعتبارِ جهانیاش که با «نادر» ساخته شده بود، آسیب میزند.

