سی و یک نما - یک روانشناس بیاعصاب و بیانگیزه در بحبوحهی موشکباران تهران در جنگِ سوم، تصمیم میگیرد داوطلبانه در مرکزی تخصصی مشغول به کار شود؛ جایی که مردم در اوج وحشت و رویارویی با وضعیتهای اورژانسی، برای یافتن آرامش تماس میگیرند و متخصصین باید در برابر این تلاطم، سدی از سکون و تسکین باشند. اما او، مردی است که سالهاست از بیاعتقادی و پوچی رنج میبرد و این وضعیت روحی، در واکنشهای سرد و بیمیلیاش در پاسخگویی به مراجعین تلفنی، به وضوح جاری است.
در این نقطه است که بازی «امیر نوروزی» میدرخشد. او با بازیی قابل تقدیر، لایههای این شخصیتِ تهیشده را به نمایش میگذارد. فیلم «تماس»، با وجود آنکه با عجله ساخته شده، اما هیچ کم و کسری ندارد؛ تا جایی که میتوان آن را از نظر ملودرام و تعلیق، درخشانترین قسمت از مجموعهی «سرو، سپید سرخ» دانست.
اما از آنجا که در تقدیر، هیچ اتفاقی تصادفی نیست، یک تماس و یک صدای آشنا از عشقی قدیمی، تمام معادلات او را نسبت به پوچی دنیا به هم میریزد. در میانهی عقدهگشاییهای این زوج، وقتی صدای انفجار و قطع تماس، خبر از این میدهد که مرد باید بار دیگر عشقش را از دست بدهد، او اینبار با تمام توان میخواهد جلوی این اتفاق را بگیرد و...
این روایت تکاندهنده، بر اساس ایدهای از امیر ابیلی و به قلم حامد آبکنار، با کارگردانی محمد پایدار و بازی درخشان امیر نوروزی جان گرفته است .
سی و یک نما - مینیسریال "دختران کوچه غم" بی عیب و نقص نیست بخصوص وقتی که یک فیلم سینمایی در قالب مینی سریال عرضه میشود، یقینا ریتم کندی دارد و از طرفی مثل خیلی از قصههای قبل از انقلاب شعارزده میشود، وگرنه چنین قصههای همچنان روایت شدنی است. فقط نام "شهرنو" عوض شده و محلهای چند کوچه بالاتر و مشتریانی متفاوتتر.
سی و یک نما - در نهمین روز از جشنواره چهل و سوم فجر، فیلم سینمایی «۱۹۶۸» به کارگردانی امیرمهدی پوروزیری و تهیهکنندگی ایرج محمدی به نمایش درآمد. مراسم فوتوکال و نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «۱۹۶۸» با حضور امیرمهدی پورعزیزی (کارگردان)، ایرج محمدی (تهیهکننده)، داوود گنجوی (نویسنده)، سعید براتی (مدیر فیلمبرداری)، حمید نجفی راد (تدوینگر)، امیر نوروزی، پادینا کیانی و امیراحمد قزوینی (بازیگران) فیلم در برج میلاد برگزار شد.
سی و یک نما - بازیگرانی که با دو فیلم در بخش مسابقه فیلم سینمایی چهل و سومین جشنواره فیلم فجر حضور دارند.
سی و یک نما - در اولین قسمت سریال "داریوش"، در سکانسی که او به سوپرمارکت میرود و کلی خرید میکند و به اندازه کافی هم پول دارد اما یک بسته پاستیل میدزدد، معلوم است که هادی حجازیفر که نویسنده و کارگردان سریال هم هست میخواهد با این سکانس پیامی به مخاطب بدهد.
سی و یک نما - حتما برای شما هم اتفاق افتاده که بازیگری را درنقشی ببینید و توجهتان به بازی او جلب شود و فورا پیروزمندانه بگویید: "این همان فلانی در فلان فیلم یا سریال است. اما درمورد "امیر نوروزی" معمولا چنین اتفاقی نمیافتد و او در نقشهای مختلف آنچنان آس جدیدی از هنرِ بازیگری خود رو میکند که انگار برای اولینبار است که او را میبینیم و آنقدر حضورش در یک اثر ملموس و خواستنی است که حتی اگر ضدقهرمان هم باشد دلمان نمیخواهد از قصه و تصویر حذف یا دور شود. مثل اتفاقی که در قسمت دهم سریال " داریوش" هادی حجازیفر افتاد و منتظریم تا شاید علیرضا بتواند خودش را از میانِ آتش خلاص کند و یا کسی نجاتش دهد و این پایان درخشش امیر نوروزی در این سریال نباشد.